تبلیغات
کیمیا
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

اِلهی اِنْ کانَ صَغُرَ فی جَنبِ طاعَتِکَ عَمَلی فَقَد کَبُرَ فی جَنبِ رَجائکَ أَمَلی، اِلهی کَیفَ اَنقَلِبُ مِنْ عِندِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحرُوماً وَ قَد کانَ حُسنُ ظَنّی بِجُودِکَ اَنْ تَقْلِبَنی بِالنَّجاةِ مَرْحُوما.

خدایا! اگر عملم در اطاعت تو ناچیز است، ولی در کنار امیدواری به کرمت، آرزویم، بزرگ است. معبود من! چگونه از آستان جودت، تهی دست و محروم برگردم، در صورتی که حسن ظن من، به جود تو این بوده که بر من رحمت خواهی آورد و مرا نجات خواهی داد.

نکاتی از این فراز

1. امید فراوان به رحمت حق در کنار طاعت اندک؛

2. گمان نیک به خدا.

 

«اِلهی اِنْ کانَ صَغُرَ فی جَنْبِ طاعَتِک...».

آرزوی بزرگ و طاعت اندک

از تکرار دوباره، امیدواری و حسن ظن به خداوند چنانچه در فرازهای بعدی نیز تکرار خواهد شد، یکی دیگر از آداب دعا نیز فهمیده می‌شود، و آن اصرار ورزیدن و پافشاری کردن در اجابت خواسته‌های خویش می‌باشد.

چنانچه از اخبار به دست می‌آید و مطلوب خداوند نیز می‌باشد، از جمله آداب دعا و در واقع، از جمله شرایط استجابت خواسته‌ها، پافشاری و سماجت در برآوردن خواسته‌ها از طرف پروردگار عالم می‌باشد.

امام صادق علیه‌السلام در این‌باره می‌فرماید: اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ کَرِهَ اِلْحاحَ النّاسِ بَعْضُهُم عَلی بَعْضٍ فِی الْمَسأَلَةِ وَ اَحَبَّ ذلِکَ لِنَفْسِهِ، اِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَل یُحِب اَنْ یُسْألَ وَ یُطْلَبُ ما عِنْدَه. همانا خدای عزوجل خوش ندارد که مردم در انجام حاجت بر همدیگر اصرار کنند، ولی برای خودش آن را دوست دارد. خدای عزوجل دوست دارد که از او درخواست شود و آنچه نزد اوست خواهش شود.(82)

همچنین از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که فرمود: وَ اللّه ِ لا یُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَی اللّه ِ عَزَّوَجَل فِی حاجَتِهِ اِلاّ قَضاها لَه. به خدا سوگند هیچ بنده‌ای در دعا، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند، جز اینکه حاجتش را برآورد.(83)

در کتاب مقدس «انجیل» نیز چنین آمده است که: روزی عیسی برای شاگردانش، مَثَلی آورد تا نشان بدهد که لازم است، همیشه دعا کنند و تا وقتی جواب دعای خود را نگرفته‌اند از دعا کردن باز نایستند. فرمود:

در یک شهر یک قاضی بود که نه از خدا می‌ترسید و نه توجهی به مردم داشت. بیوه‌زنی اهل همان شهر پی در پی، پیش او می‌آمد و از دست مردی شکایت می‌کرد که به او خسارت رسانیده بود. قاضی تا مدتی به شکایت او توجهی نکرد. ولی بالاخره از دست او به ستوه آمد و به خودش گفت: من نه از خدا می‌ترسم و نه از مردم. اما این زن مایه‌ی دردسر من شده است، بهتر است به دادش برسم. در این هنگام، عیسی مسیح علیه السلام فرمود: آنجا که چنین قاضی بی‌انصافی راضی شود به داد مردم برسد، آیا خدا به داد قوم خود نخواهد رسید که شبانه روز به درگاه او دعا و التماس می‌کنند؟ بله او حتماً دعای ایشان را اجابت خواهد فرمود.(84)

باری، امام علیه‌السلام در فراز مذکور از مناجات شعبانیه و در مقام اصرار، بار دیگر آرزوی بزرگش را در کنار امیدواری به کرم پروردگارش مطرح نموده، و با امیدی دوباره، از معبودش، اجابت خواسته‌هایش را می‌طلبد.

چون عود نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید آوردم

گفتی تو مرا که ناامیدی کفر است

بر قول تو رفتم و امید آوردم

ابوسعید ابوالخیر

دعا و مناجات - picture 273

«اِلهی کَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِک بِالْخَیْبَةِ...».

گمان نیکو به خدا

به راستی که با این سکه‌ی صاحب عیار، یعنی «حسن ظن به خداوند» از چه تهی‌دستی و فقر و حرمانی می‌توان رها شد و به چه خیراتی می‌توان راه پیدا کرد؟! گمان نیک داشتن به خداوند عزّوجلّ و اعتقاد خیر به حضرتش، پایه‌ی بسیاری از درجه‌های معرفت و زیر بنای اصلی مرتبه توکل و تسلیم و طمأنینه و آرامش و نظایر آنها است. در اینجا مناسب است که تنها به یکی از برکات سرشار «گمان نیکو داشتن به حضرت حق» اشاره کنیم و آن اینکه:

گذشته از آنکه آدمی همواره در معرض لغزش‌ها و خطاها قرار دارد و با وجود آنکه ممکن است حق اخلاص را در اعمالش ادا نکند، در شناخت پروردگار و عبادت او نیز آن‌چنان که سزاوار خداوندیش باشد، مقصر و تقصیر کار است.

زیرا آنجا که اشرف مخلوقات عالم، حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله در خطاب به پروردگارش عرض می‌کند: «ما عَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِک وَ ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِک؛ آن‌چنان که شایسته‌ی توست، تو را نشناختیم و آن چنان که سزاوار توست، تو را پرستش نکردیم»(85) تکلیف دیگر انسان‌ها مشخص خواهد بود.

حضرت امام خمینی رحمه الله در این باره می‌فرماید: ای ضعیف! جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله که اعرف خلق اللّه است و عمل او از همه کس نورانی‌تر و باعظمت‌تر است اعتراف به عجز و تقصیر کند و بگوید: «ماعَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِک وَ ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِک» و ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام آنطور در محضر مقدس حق، اظهار قصور و تقصیر کنند، از پشه‌ی لاغری چه خیزد؟... آری آن‌ها مقام معرفت‌شان به عجز مخلوقات و عزت و عظمت واجب تعالی شأنه اقتضا می‌کرد آن اظهارات و اعترافات را. ما بیچارگان از جهل و حجاب‌های گوناگون، به گردن‌فرازی برخاستیم و خودفروشی و عمل‌فروشی کنیم. ما خود بالضّروره می‌دانیم که اعمال ما و همه‌ی بشر عادی بلکه همه‌ی ملائکة‌اللّه در میزان مقایسه با اعمال رسول خدا صلی الله علیه و آله وائمه هدی علیهم‌السلام ، قدری محسوس ندارد و به هیچ وجه در حساب نیاید. این دو قضیه به ما نتیجه می‌دهد که باید به هیچ یک از اعمال خود، خشنود نباشیم، بلکه اگر به قدر عمر دنیا به عبادت و اطاعت، قیام کنیم، خجل و شرمسار باشیم.(86)

همچنین در روایتی از امام موسی بن جعفر علیه‌السلام وارد شده است که: کُلُّ عَمَلٍ تُریدُ بِهِ اللّهَ عَزّّوَجلّ فَکُنْ فیهَ مُقَصِّراً عِنْدَ نَفْسِکَ فَاِنَّ النّاسَ کُلُّهُم فی اَعْمالِهِم فیما بَیْنَهُم وَ بَیْنَ اللّه مُقَصِّرونَ اَلاّ مَنْ عَصَمَهُ اللّه عَزَّوَجلّ. هر عملی که به قصد خدای عزوجل می‌کنی، خود را در آن مقصر بدان، زیرا مردم، همگی در اعمال خویش، میان خود و خدا مقصرند، مگر آن کس را که خدای عزوجل نگه دارد.(87)

خرما نتوان خوردن از این خار که کشتیم

دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم

بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم

پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم

افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت

ما از سر تقصیر و خطا در نگذشتیم

باشد که عنایت برسد ور نه مپندار

با این عمل دوزخیان کاَهل بهشتیم

سعدی

حاصل سخن آنکه در میان این همه تقصیرها و کوتاهی‌ها، آنچه می‌تواند آدمی را دل‌گرم و امیدوار به کرم و رحمت خداوندگار نماید «گمان نیکو و شایسته» به حضرتش می‌باشد، که با بنده‌اش به نیکی معامله نماید، از تقصیرات او چشم بپوشد و عبادات او را با همه‌ی کاستی‌ها و ناخالصی‌ها پذیرا گردد، که نفْسِ چنین نگاه و چنین حسن ظنی در حق پروردگار، قادر است دریچه‌های «رحمت» و «رضوان» و «مغفرت» را به سوی قلب و جان بنده بگشاید و نهاد او را مالامال از سرور و انبساط نماید؛ همان‌گونه که خود، در دعوت بندگان به «حسن ظن» به خالق خویش و در مقام تذکر به برکات «گمان نیک» به خداوند چنین فرموده است:

لا یَتَّکِلُ العامِلونَ لی عَلی اَعْمالِهِمَ الَّتی یَعْمَلونَها لِثَوابی، فَاِنَّهُم لَوِ اجْتَهِدُوا وَ اَتْعَبُوا اَنْفُسَهُم فی عَبادَتی کانُوا مُقَصِّرینَ غَیرَ بالِغینَ فی عِبادَتِهِم کُنْهَ عِبادَتی فیما یَطْلُبُونَ عِنْدی مَنْ کَرامَتی وَ النَّعیمِ فی جَنّاتی وَ رَفیعِ الدَّرَجاتِ العُلی فیجَوارِی وَ لکِنَّ بِرَحمَتی فَلْیَثِقُوا وَ فَضْلی فَلْیَرجُوا وَ اِلی حُسْنِ الظَّنِ بی فَلْیَطْمَئنُّوا. فَاِنَّ رَحْمَتی عِنْدَ ذلِکَ تُدْرِکُهُم وَ مَنّی یُبَلِّغُهُم رِضْوانی وَ مَغْفِرَتی تُلْبِسُهُم عَفوی فَاِنّی أنا اللّه ُ الرَّحمنُ الرَّحیمُ وَ بِذلکَ تَسَمّیَتُ.

آنها که برای ثواب من عملی انجام می‌دهند، نباید به اعمالی که انجام می‌دهند تکیه کنند، زیرا ایشان اگر در تمام عمر خویش کوشش کنند و در راه عبادتم خود را به زحمت اندازند، باز مقصر باشند. و در عبادت به کنه بندگیم نرسند نسبت به آنچه از من طلب می‌کنند که کرامت و نعمت در بهشت و رفعت به درجات عالی در جوارم باشد. بلکه تنها باید به رحمتم اعتماد کنند و به فضلم امیدوار باشند و به گمان نیک و حسن ظن خویش نسبت به من اطمینان کنند. که در این صورت است که رحمتم ایشان را دریابد و رضوانم به آن‌ها برسد و آمرزشم بر آنها لباس گذشت بپوشاند زیرا من خدای رحمان و رحیم هستم و بدین نام نامیده شده‌ام.(88)

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، امید، رحمت حق، طاعت اندک، گمان نیک به خدا، آرزوی بزرگ و طاعت اندک، آداب دعا، اصرار ورزیدن و پافشاری کردن در اجابت خواسته‌ها، امام صادق علیه‌السلام، امام باقر علیه‌السلام، انجیل، جناب عیسی مسیح (ع)، ابوسعید ابوالخیر، گمان نیکو به خدا، حسن ظن به خداوند، حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله، حضرت امام خمینی رحمه الله، امام موسی بن جعفر علیه‌السلام، سعدی،


 

اِلهی لَوْ اَرَدتَ هُوانّی لَمْ تَهْدِنی وَ لَوْ اَرَدْتَ فَضیحَتی لَمْ تُعافِنی، اِلهی ما اَظُنُّکَ تَرُدُّنی فی حاجَةٍ قَد اَفْنِیَتُ عُمْری فی طَلَبِها مِنْک.

معبود من! اگر خواریم را می‌خواستی هدایتم نمی‌فرمودی، و اگر می‌خواستی که رسوا شوم، این همه آثار و اسباب رسوایی برانگیز را از من نمی‌زدودی. معبود من! هرگز به تو این گمان را ندارم که در حاجتی که عمرم را در طلبش به پایان رساندم، ردم فرمایی.

نکاتی از این فراز

1. آثار عنایت خداوند به آدمی؛

2. گمان نیکو به خداوند و ثمرات آن.

 

«اِلهی لَوْ اَرَدْتَ هَوانی...».

1. توجه الهی؛ هدایت و حرمت بنده

پی‌بردن به محبت ربوبی نسبت به بنده، کاری صعب و مشکل نیست. به وسیله‌ی نشانه‌ها به آسانی می‌توان مهرورزی خداوند را در حق بنده‌اش دریافت. به عنوان مثال، «مولانا»، درخشش برق مهر دوست در دل بنده را علامت آن [می‌داند] که از آن طرف در نهاد معبود نیز دوستی و مهر وجود دارد، و نیز عنوان نموده است که اگر عاشقی، جویای وصل معشوق باشد و در سرش سودای وصال او را بپروراند، بداند که معشوق نیز جویای او است:

چون در این دل، برقِ مهرِ دوست جَست

اندر آن دل، دوستی می‌دان که هست

هیچ عاشق، خود نباشد وصل جو

که نه معشوقش بود جویای او

در دل تو مهر حق چون گشته نو

هست حق را بی‌گمان مهری به تو

مولانا

و به تعبیر عارف و شاعر شوریده‌ی همدان، بابا طاهر: «اگر دوست با ما سر یاری نداشته باشد، چرا هر نیمه‌شب به خوابمان می‌آید».

دو زلفونت بُوَد تار رُبابُم

چه می‌خواهی از این حال خرابُم

اگر با مو سر یاری نداری

چرا هر نیمه شو آیی به خوابُم

حاصل سخن آنکه، امام علیه‌السلام برای بیان دل‌گرمی به عنایت و توجه معبودش در حق او، دو علامت عنوان می‌نماید: یکی آنکه هدایت نمودنش، نشانه‌ی آن است که خداوند خواری بنده را بر نمی‌تابد و در نتیجه، بنده‌اش را دوست می‌دارد. دیگر آنکه، بنده‌ی خویش را رسوا نکرده است و رسوا نکردنش، علامت آن است که او را از این جهت عافیت بخشیده است و عافیت‌بخشی او نیز ریشه در عنایت او و مهر و محبت او دارد.

«اِلهی ما اَظُنُّکَ تَرُدُّنی...».

2. گمان نیک به خداوند

خداوند در برابر «گمان نیک» بنده‌اش در حق او حساب ویژه‌ای باز نموده است، و ابواب بی‌شماری را تنها، به سبب خوش‌گمانی بنده‌اش در حق او، گشوده است.

حسن ظن است و امید حق تو را

که تو را گوید به هر دم برتر آ

مولانا

برای بیان اهتمام به گمان شایسته‌داشتن به پروردگار و برکات و خیرات فراوان حاصل از آن به نقل یک روایت و نیز یک حکایت اکتفا می‌کنیم؛ «تو خود [حدیث] مفصل بخوان از این مُجمَل».

از امام رضا علیه‌السلام چنین نقل است: اَحْسِنِ الظَّنَ بَاللّه ِ فَاِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ یَقوُلُ: أنَا عِندَ ظَنِّ عَبدِی الْمُؤمِن بی، اِنْ خَیْراً فَخَیراً وَ اِنْ شَرّاً فَشَرّاً: خوش‌گمان باش، زیرا خدای عزوجل می‌فرماید: من نزد گمان بنده‌ی مؤمن خویش می‌باشم. اگر گمان خوب بود، رفتار من نیز خوب خواهد بود و اگر گمان او بد بود، رفتار من نیز با او بد خواهد بود.(77)

صاحب‌دلی را به خواب دیدند. او را گفتند: خدای عزوجل با تو چه کرد؟ گفت: مرا در موقف سؤال نگه داشت و گفت: دیدی در دنیا چه کردی؟ من ترسیدم: آنگه گفتم: بار خدایا! از تو نه این خبر دادند! خدای تعالی گفت: چگونه؟ گفتم: از تو خبر دادند که فرمودی: «من با بنده آن کنم که از من چشم دارد و به من گمان برد.» و من گمان بردم که بر من رحمت کنی! خدای تعالی مرا گفت: رو که تو را آمرزیدم و بر تو رحمت نمودم.(78)

و این گونه است که امام علیه‌السلام از سرمایه‌ی خوش‌گمانی خویش به خداوند سود جسته و عرض می‌کند: «معبود من، آن گمان به تو ندارم که حاجتی را که عمر خویش بر آن گذاشتم روا نسازی».

دعا و مناجات - picture 262

اِلهی! فَلَکَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً دائِماً سَرْمَداً یَزیدُ وَ لا یَبیدُ کَما تُحِبُّ وَ تَرضی. الهیا ِنْ اَخَذتَنی بِجُرمی اَخَذتُکَ بِعَفوِکَ وَ اِنْ اَخَذْتَنی بِذُنُوبی اَخَذتُکَ بِمَغفِرَتِکَ وَ اِنْ اَدْخَلْتَنی النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّی اُحِبُّکَ.

معبود من! حمد و ستایش بی‌نهایت و دائم و همیشگی از آن توست که همواره در فزونی است و فنا نمی‌پذیرد، آن گونه که دوست داری و می‌پسندی؛ معبود من! اگر مرا به جرمم باز خواست فرمایی، من از تو می‌پرسم عفوت کجاست؟ و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه فرمایی، از مغفرت تو خواهم پرسید. و اگر مرا در آتش افکنی، من به همه‌ی دوزخیان اعلام خواهم کرد که تو را دوست دارم.

نکاتی از این فراز

1. حمد و ستایش بیش از حد و دائمی از پروردگار؛

2. یاد نمودن صفات مهر خداوند در صورت مؤاخذه‌ی او از بنده‌اش.

 

«اِلهی فَلَکَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً...».

حمد و ستایش کردگار

شکر و سپاس و منت و عزت خدای را

پروردگار خلق و خداوند کبریا

سعدی

گذشته از آنکه حمد و ستایش معبود و توصیف او، فی نفسه، برای عبد، عملی سرورانگیز و لذت‌‌بخش می‌باشد و اساساً از لذت‌های یک عاشق این است که معشوقش را حمد و ستایش نماید، چنانچه سعدی می‌گوید:

یاد تو روح‌پرور و وصف تو دل‌فریب

نام تو غم‌زُدای و کلام تو دل‌ربا

حمد و ستایش، توصیف معشوق، برای عبد بسیار ثمر بخش و پر فایده نیز می‌باشد و یکی از درهای ورودی به بارگاه کبریایی حضرت حق تعالی، حمد و ستایش او است. مناسب است برای اثبات این مهم به حکایتی اشاره شود:

نقل است که: چون حکیم ابوالقاسم فردوسی وفات کرد، شیخ ابوالقاسم کُرَّگانی بر او نماز نکرده و عذر گفته بود که او مداح کفار بوده است. اندکی بعد، در خواب مشاهده کرد که فردوسی در بهشت فردوس، غرق در نعمت‌های آسمانی است. شیخ به او گفت: به چه چیز، خدای تعالی تو را آمرزیده و در جنت ساکن گردانید؟ فردوسی گفت: بدان سبب که بیتی این گونه در توحید و ستایش پروردگار سروده‌ام:

جهان را بلندی و پستی تویی

ندانم چه‌ای، هر چه هستی تویی(79)

 

«اِلهی اِنْ اَخَذْتَنی بِجُرمی...».

صفات جمالیه در برابر صفات قهریه

به رخ کشیدن صفات جمالیه‌ی خداوند، مانند صفات عفو و مغفرت و کرم و... در برابر مؤاخذه و توبیخ حضرتش، از رموز گشودن دریچه‌های رحمت به سوی خویش می‌باشد. در دعای ابوحمزه ثمالی آمده است که:

اِلهی وَ سَیِّدی وَ عِزَّتِکَ وَ جَلالِکَ لَئِن طالَبتَنی بِذُنُوبی لَاُطالِبَنَّکَ بِعَفوِکَ وَ لَئِن طالَبتَنی بِلُؤمی لَاُطالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ وَ لَئِن اَدْخَلتَنی النّارَ لَاُخَبِّرَنَّ اَهلَ النّارِ بِحُبّی لَکَ اِلهی اِنْ کُنتَ لا تَغفِرُ اِلاّ لِاَولِیائِکَ وِ اَهْلِ فَاِلی مَنْ یَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ وَ اِنْ کُنتَ لا تُکرِمُ اِلاّ لِاَهلِ الْوَفاءِ بِکَ فَبِمَن یَسْتَغیثُ الْمُسیئُونَ.

ای خدای من و ای آقای من، به عزت و جلالت سوگند! اگر به گناهانم مؤاخذه‌ام نمایی، من عفوت را به رخت می‌کشم و اگر مرا به خواریم بازخواست نمایی، تو را به کرمت بازخواست خواهم نمود و اگر داخل (آتشم) نمایی، اهل آتش را آگاه خواهم نمود که تو را دوست می‌دارم. معبود من! اگر تو، تنها از لغزش‌های اولیا و اهل طاعت در می‌گذری، پس گنه‌کاران به که پناه آورند، و اگر کرم تو تنها نصیب اهل وفا می‌شود، پس بدکاران به کدام در، استغاثه نمایند.

همچنین در دعای کمیل می‌خوانیم:

اَفَتُراکَ سُبْحانَکَ یا اِلهی وَ بِحَمْدِکَ تَسْمَعُ فیها صَوتَ عَبدٍ مُسلِمٍ سُجِنَ فیها بِمُخالَفَتِهِ وَ ذاقَ طَعْمَ عَذابِها بِمَعصِیَتِهِ وَ حُبِسَ بَینَ اَطْباقِها بِجُرمِهِ وَ جَریرَتِهِ وَ هُوَ یَضِجُّ اِلَیکَ ضَجیجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِکَ وِ یُنادیکَ بِلِسانِ اَهلِ تَوحیدِکَ وَ یَتَوَسَّلُ اِلَیکَ بِرُبُوبِیَّتِک. یا مَولایَ فَکَیَْف یَبْقی فی الْعَذابِ وَ هُوَ یَرجُو ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِکَ اَمْ کَیفَ تُؤلِمُهُ النّارَ وَ هُوَ یَأمُلُ فَضلَکَ وَ رَحمَتَکَ اَمْ کَیفَ یُحْرِقُهُ لَهیبُها وَ اَنتَ تَسْمَعُ صَوتَهُ وَ تَری مَکانَهُ اَم کَیفَ یَشتَمِلُ عَلَیهِ زَفیرُها وَ اَنْتَ تَعْلَمُ ضَعفَهُ اَمْ کَیفَ یَتَغَلْغَلُ بَینَ اَطْباقِها وَ اَنتَ تَعلَمُ صِدقَهُ... .

آیا درباره‌ی تو ای خدای منزه و ستوده صفات گمان می‌توان کرد که بشنوی در آتش، فریاد بنده‌ی مسلمانی را که به نافرمانی در دوزخ زندانی شده و سختی عذابت را به کیفر گناه می‌چشد و میان طبقات جهنم به جرم و عصیان محبوس گردیده و ناله‌اش با چشم انتظار و امید به رحمت، به سوی تو بلند است و به زبان اهل توحید، تو را می‌خواند و به ربوبیت تو متوسل می‌شود. ای مولای من چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتی که به سابقه حلم نامنتهایت چشم دارد، یا چگونه آتش به او آسیب رساند، در حالی که او به فضل و کرمت امیدوار است، یا چگونه شراره‌های آتش، او را بسوزاند با آنکه تو ناله‌اش را می‌شنوی و مکانش را در آتش می‌بینی، یا چگونه شراره‌های دوزخ بر او احاطه کند با آنکه ضعف و بی‌طاقتیش را می‌دانی، یا چگونه در طبقات آتش به خود بپیچد و مضطرب بماند با آنکه تو به صدق او آگاهی...».

حاصل سخن آنکه، بخش‌های زیادی از فرازهای دعای اهل بیت علیهم‌السلام یاد نمودن صفات رحمت خداوندی به هنگام غضب و سخط حضرتش می‌باشد که می‌توان از این گونه مناجات، نکته مهمی را عنوان کرد و آن اینکه:

از باب گفتار پروردگار که فرموده است: «سَبَقَت رَحْمَتی غَضَبی، رحمت من برغضبم پیشی گرفت»(80) و نیز «اِنَّ رَحْمَتی تَغْلِبُ غَضَبی، به درستی که رحمت من برغضبم غلبه خواهد کرد».(81) در واقع این‌گونه مناجات نمودن و معرفت ورزیدن، نوعی غلبه دادن عملی رحمت حق تعالی بر مؤاخذه‌ی او و نوعی بارش باران مغفرت او بر سرزمین گناهان باشد که در نتیجه، هر جا، رحمت آید، از سخط و خشم خدایی اثر و خبری نخواهد بود و هر جا که بارش مغفرت او نازل گردد، خس و خاشاک معاصی را از صحرای جان آدمی خواهد زدود.

زان که این دَم ها چه گر نالایق است

رحمت من بر غضب هم سابق است

باری، قطعاً حق تعالی، از اینکه بنده‌اش او را به صفات جمالیه و مهر او یاد نماید، خشنودتر خواهد شد، تا آنکه او را به صفات قهریه‌اش خوانده و خود را مقهور قهر و غضب خدایش بداند.





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، عنایت خداوند، گمان نیکو، مولانا، وصل معشوق، معشوق، عاشق، بابا طاهر، گمان نیک، حکایت، امام رضا علیه‌السلام، حمد و ستایش، صفات مهر، سعدی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، شیخ ابوالقاسم کُرَّگانی، مداح کفار، صفات جمالیه، صفات قهریه، دعای کمیل، دعای ابوحمزه ثمالی، صفات رحمت، غضب و سخط، مناجات،


 

اِلهی اِعْتِذاری اِلَیْکَ اعْتذارَ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِه فَاقْبَلْ عُذْری یا اَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَیْهِ الْمُسیئُونَ، اِلْهی لا تَرُدَّ حاجَتی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعی وَ لا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجائی وَ اَمَلی.

معبود من! عذر آوردنم به درگاهت، عذر آوردنِ کسی است که نیاز به قبول دارد. پس عذرم را بپذیر، ای بزرگوارترین کسی که تبه‌کاران به درگاهش عذر می‌آورند. معبود من! حاجتم را رد مکن و دستِ طمعم را تهی برمگردان و امید و آرزویم را از خود قطع مساز!

 

نکاتی از این فراز

1. عذرخواهی نزد معبود و تمنای پذیرش آن؛

2. مسئلت از خداوند برای ناامید‌نکردن امید بنده.

 

«اِلهی اِعتذاری اِلَیکَ...».

اعتذار به پیشگاه خداوند

بعد از ارتکاب گناه، چه چیزی بهتر از عذرخواهی در پیشگاه خداوند بزرگ، به عنوان برداشتن قدمِ اول در پذیرش توبه.

عقوبت مکن عذرخواه آمدم

به درگاه تو روسیاه آمدم

نظامی

به خصوص آنکه، بنده دلایل کافی در عذرخواهی و قبول عذر از طرف خداوند در اختیار دارد. توضیح اینکه گرچه آدمی موظف به ترک معاصی می‌باشد ولی از یک طرف، دشمنی به نام «ابلیس» دارد که قسم یاد کرد که آدمیان را گمراه نماید: «قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَاُغْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینَ؛ شیطان گفت: به عزّتت ای خدا، سوگند که همه را گمراه خواهم کرد».(ص: 82)

و از سوی دیگر، انسان گرفتار نفس امّاره است که همواره و با قدرت او را بهبدی امر می کند، چنانچه در قرآن مجید از زبان آدمی فرمود: وَ ما اُبَرِّی‌ءُ نَفْسی اِنَّ النَّفْسَ لَاَمّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ رَبّی اِنَّ رَبّی غَفُورٌ رَحیمٌ.(یوسف: 53)(76) و من خود را از عیب و لغزش مُبرا نمی‌دانم، زیرا نفس امّاره، فراوان، مرا به بدی دستور می‌دهد، مگر آنکه پروردگارم، رحم نماید، همانا که پروردگارم آمرزنده و مهربان است.

به گفته‌ی خواجه شیراز، آنجا که جد ما، آدم، را با وسوسه‌ی «دانه» از بهشت اخراج کردند ما «به صد خِرمن پندار» چگونه از راه بِدر نرویم:

ما به صد خِرمن پندار ز ره چون نرویم

چون ره آدم خاکی به یکی دانه زدند

حافظ

خلاصه آنکه اوج این بیچارگی آدمی و گرفتاریش در چنگال عوامل گمراه‌کننده، به این صورت در یکی از دعاها به تصویر درآمده است: فَیاغَوْثاهُ ثُمَّ واغَوْثاهُ بِکَ یا اَللّهُ مِنْ هُویً قَدْ غَلَبَنی وَ مِنْ عُدُوٍ قَدِ اسْتَکْلَبَ عَلَیَّ وَ مِنْ دنْیا قَدْ تَزَیَّنَتْ لی و مِنْ نَفْسٍ اَمّارَةٍ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ رَبّی: واغوثاه، واغوثاه به تو ای خدا از هوای نفسی که بر من غلبه نمود و از شیطانی که چون سگ به من حمله‌ور شده است و از زرق و برق گمراه کننده‌ی دنیا و از نفسی که فراوان، به بدی دعوت می‌کند، مگر پروردگارم رحم کند.

صد هزاران دام و دانه است ای خدا

ما چو مرغانی حریص و بی نوا

مولانا

در کنار همه‌ی عوامل فریب‌دهنده که گرداگرد آدمی را فرا گرفته است -به ویژه اگر در آغاز شباب و جوانی نیز باشد- کار بر او سخت‌تر خواهد شد، زیرا فصل جوانی به سببِ اقتضائاتی که در آن نهفته است، بیش از هر زمان دیگری، زمینه را برای ارتکاب لغزش‌ها مهیا می‌سازد. از اینجاست که آن شاعر بزرگ، سنایی غزنوی، در مقام اعتذار به پیشگاه خداوند چنین گفته است:

به حرص ار شربتی خوردم مگیر از من که بَد کردم

بیابان بود و تابستان و آبِ سرد و اِستسقا

یعنی اگر کسی در بیابانی در گرمای تابستان باشد و در کنارش آب سرد و گوارایی هم قرار داده شود، علاوه بر اینها دچار بیماری استسقا نیز باشد، فشار مضاعف درون، او را وادار به نوشیدن آب می‌کند، گرچه به هلاکت وی منجر گردد. زیرا استسقا نوعی بیماری است که حاصل آن عطش شدید و نیاز به نوشیدن آب است، حال آنکه برای درمان آن باید برای مدتی از نوشیدن آب اجتناب نماید، زیرا نوشیدن آب موجب مرگ وی خواهد شد و جان خویش را از دست خواهد داد.

حاصل سخن آنکه چنانچه پیش از این هم اشاره شد، گرچه هیچ کدام از عوامل فوق نمی‌تواند خیالِ آدمی را در ارتکاب گناهان آسوده نماید، چون در سایه‌ی همین فشارها، و سپس کنترل نفس است که آدمی به مقامی برتر از مقام فرشتگان دست می‌یابد، ولی دست کم اینکه عذرخواهی او را به درگاه پروردگارش، موجه می‌سازد و چون خداوند، پذیرای عذر عذرخواهان می‌باشد همان‌گونه که در دعای جوشن کبیر آمده است که: «یا مَنْ یَقْبَلُ عُذْرَ التّائِبینَ؛ ای آنکه عذرخواهی توبه‌کنندگان را قبول می‌کنی» به همین سبب، عذرِ او را خواهد پذیرفت.

و اساسا عذرخواهی از خداوند از صفات نیکو برای بنده محسوب می‌شود و برای او، گامی می‌باشد به طرف تکامل و پیشرفت.

عُذر بِه آن را که خطایی رسید

بنده از آن عُذر به جایی رسید

نظامی

دعا و مناجات - picture 242

«اِلهی لاَ تَرُدَّ حاجَتی...».

پروردگارا نا امیدم مفرما

تمنای استجابت دعا و تقاضای حفظ امید و طمع به خداوند، محتوا و مضمون عبارات فوق می‌باشد.

امیدم به تو هست از اندازه بیش

مکن ناامیدم ز درگاه خویش

نظامی

بضاعت نیاوردم اِلاّ اُمید

خدایا ز عفوم مکن ناامید

سعدی

امیدوار بودن به خداوند، یکی از عالی‌ترین ویژگی‌های بندگان است. توضیح آنکه، از آنجا که از خداوند، توقع هرگونه خیر و خوبی و مهرورزی و گذشت و عفو می‌رود و از آنجا که خداوند، هرگز امید کسی را ناامید نخواهد کرد، به همین دلیل، امید، بهترین سرمایه برای آدمی به شمار می‌رود، تا به سبب آن به هدف‌های بزرگ و آرزوهای والایش دست یابد. چنانچه مولا علی علیه‌السلام در دعایِ کمیل می‌گوید: «اِرْحَمْ مَنْ رَأسُ مالِهِ الرَّجاءُ؛ خدایا! رحم کن بر کسی که سرمایه‌ی او، امید است».

و در دعای صَباح نیز در مقامِ امید به خداوند عرض می‌کند: «اِلهی قَرَعْتُ باب َرَحْمَتِکَ بِیَدِ رَجائی؛ معبودِ من! با دستِ امیدم درِ رحمتت را می‌زنم».

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، عذرخواهی، معبود، مسئلت از خداوند، امید، اعتذار، گناه، نظامی، پذیرش توبه، ابلیس، ص/82، یوسف/53، نفس امّاره، حافظ، مولانا، شباب، جوانی، فصل جوانی، سنایی غزنوی، مقام اعتذار، اِستسقا، تکامل، پیشرفت، استجابت دعا، سعدی، امیدوار بودن، مولا علی علیه‌السلام، دعایِ کمیل، دعای صَباح،




( کل صفحات : 487 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه