تبلیغات
کیمیا
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

 

اِلهی جُودُکَ بَسَطَ اَمَلی وَ عَفْوُکَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلی، اِلهی فَسُرَّنی بِلِقائِکَ یَومَ تَقْضی فیهِ بَیْنَ عِبادِکَ.

معبود من! جود و بخششت، آرزویم را گسترش داده است، و عفو تو بر کردار –زشت- من برتری یافت. معبودِ من! مرا به دیدارت، در روزی که میان بندگانت داوری می‌کنی شادمان کن!

نکاتی از این فراز

1. جود گسترده‌ی خداوند، آرزوی بیشتر بنده؛

2. «عفو خدا، بیشتر از جُرم ماست»؛(73)

3. تمنای سرور حاصل از دیدار خداوند در روز قیامت.

 

«اِلهی جُودُکَ بَسَطَ اَمَلی...».

آرزوهای بی‌پایان آدمی، جود بی‌پایان خداوندی

از خداوند بزرگ، فراوان‌خواستن و چیزهای بزرگ را آرزو کردن و درخواست‌نمودن، از صفات نیک و شایسته‌ی یک بنده است که مطلوب حضرت حق نیز می‌باشد. پروردگار از بنده‌ای که در کنار خزاین بی‌پایانش، از او چیزهایی اندک و ناچیز می‌طلبد، خشنود نمی‌باشد. لذا با اندک‌تأملی در دعاهای اهل بیت علیهم‌السلام در می‌یابیم که آن بزرگواران، هم فراوان می‌خواستند و هم چیزهای بزرگ، همانند دیدار با خداوند را مسئلت می‌نمودند.

اینکه چه چیز باعث بسط و گسترش آرزوی یک بنده می‌شود -چنانچه در این قسمت از مناجات، بدان اشاره شد- «جود و کَرَم» خداوند می‌باشد که این چنین آرزویی را می‌طلبد. در واقع، گویا آن چنان جودی را، این چنین آرزویی مبسوط و بی‌پایان معنا خواهد داد.

حاصل سخن آنکه، اگر خداوند، از بنده‌اش بسط و گستردگی آرزو را بخواهد، بدان سبب است که خود از جودی بی‌پایان برخوردار است و خداوند، جود و کرم و بخشش خود را، بدون مصرف، نمی‌پسندد.

بانگ می‌آید که ای طالب بیا

جودْ محتاجِ گدایان چون گدا

جود می‌جوید گدایان و ضِعاف

همچو خوبان کاینه جویند صاف

روی خوبان ز آینه زیبا شود

روی احسان از گدا پیدا شود

پس گدایان آیتِ جود حق اند

وانکه با حقند جود مطلق اند

مولانا

دعا و مناجات - picture 282

عفو خدا بیشتر از جُرم ماست

خداوند، در همه‌ی زیبایی‌ها و صفاتش بی‌انتهاست، از جمله در صفت «عفوِ» خویش. اگر بنده‌ای هر قدر هم مرتکب معصیت شده باشد، از عفو خداوند خویش مأیوس گردد، معنایش، محدود ساختن و محدود دانستن صفت بی‌انتهای عفو الهی می‌باشد؛ و معنای محدود نمودن حق‌تعالی در صفاتش، شبیه دانستن او به مخلوقات محدودش می‌باشد، در حالی که خداوند از هرگونه شبیه و مثل و مانند منزه است.

عفو خدا بیشتر از جُرم ماست

نکته‌ی سربسته چه دانی خموش

لطف الهی بکند کار خویش

مژده‌ی رحمت برساند سروش

رندی حافظ نه گناهیست صعب

با کَرَم پادشهِ عیب پوش

حافظ

و در تعقیبات مشترکه‌ی هر نماز، دستور رسیده که مستحب است این دعا را بخوانیم:

اَللّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَکَ اَرْجی مِنْ عَمَلی وَ اِنَّ رَحْمَتَکَ اَوْسَعَ مِنْ ذَنْبی اَللّهُمَّ اِنْ کانَ ذَنْبی عِنْدَکَ عَظیما فَعَفْوُکَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبی اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ اَکُنْ اَهْلاً اَنْ اَبْلُغَ رَحْمَتَک فَرَحْمَتُکَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنی وَ تَسَعَنی لِاَنَّها وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحمینَ.(74)

پروردگارا! به درستی که به آمرزش تو بیشتر امیدوارم تا به عمل خود. خدایا! رحمت تو گسترده‌تر از گناهم می‌باشد. خداوندا! اگر گناهم نزد تو بزرگ است، عفو تو بزرگ تر از گناهم می‌باشد. پروردگارا! اگر من شایسته‌ی دریافت رحمتت نیستم، ولی رحمتِ تو، سزاوار است که مرا دریابد، چون رحمت تو همه چیز را فرا گرفته است. به حق رحمتت ای رحم‌کننده‌ترین رحم‌کنندگان.

 

سرور قلب با دیدار خدا در قیامت

بلند همتی امام علیه‌السلام سبب شده است که در بلوا و آشوب روز قیامت که دل‌ها نگران و اندوهگین می‌باشد، سرور قلبی خویش را بدون هیچ‌گونه توجهی به بهشت و نعمت‌های خیره‌کننده‌ی آن، تنها با دیدار خداوندش مطالبه نماید.

باری:

گر خمرِ بهشت است بریزید که بی‌دوست

هر شربت عَذبم(75) که دهی عین عذاب است

حافظ

بندگان خاص خدا، در میان هیاهو و غوغای روز محشر، از محبوب‌شان مطالبه نمی‌کنند که ما را به مکانی امن ببر تا آسوده باشیم، بلکه مسئلت می‌کنند که با ما باش و دیدارت را برای ما میسر فرما تا آسوده باشیم و در عیش و امنیتِ کامل به سر بریم.

در آن نَفَس که بمیرم، در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاکِ کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک بر آرم

به گفت و گوی تو خیزم، به جست و جویِ تو باشم

حدیث روضه نگویم، گُل بهشت نبویم

جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم

می بهشت ننوشم، ز دست ساقی رضوان

مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم

سعدی

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، جود، آرزو، بنده، عفو خدا، جود و کَرَم، مولانا، حافظ، تعقیبات مشترکه‌، سعدی،


اِلهی قَد سَتَرْتَ عَلیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلی سَتْرِها عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْاُخْری اِذْلَمْ تُظْهِرْها لِاَحَدٍ مِنْ عِبادِکَ الصّالحینَ فَلا تَفْضَحْنی یَوْمَ القِیامَةِ عَلی رُئُوسِ الْاَشهادِ.

معبودِ من! همانا گناهانم را در دنیا پوشانیدی و من به این پرده‌پوشی، در آخرت محتاج‌ترم. همانا در دنیا، حتی نزد بندگان شایسته‌ات نیز، گناهانم را فاش نکردی، پس در روز قیامت، نزد آنها که شاهد می‌باشند رسوایم مفرما!

نکاتی از این فراز

1. خداوند، ستّار العیوب؛

2. مهم‌تر بودن پرده‌پوشی از گناهان در آخرت.

 

«اِلهی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنوبا...».

خداوندِ ستّارالعیوب

یکی از عنایت‌های خداوند مهربان در حق بندگان، موهبت پرده‌پوشی او از گناهان و زشتی‌های آنان می‌باشد. در واقع هر انسانی، آبرو و عزت خویش در میان جامعه را مدیون پوشانده‌ماندن لغزش‌هایش از جانب خداوند کریم می‌باشد. مِهرورزی پروردگار در حق آدمیان سبب شده است که تا آخرین حد ممکن، با پرده‌پوشی از معاصی او، عزت و اعتبار آن‌ها را در برابر دیگران محفوظ بدارد.

از جمله نکاتی که در دعاهای اهل بیت علیهم السلام مورد توجه آنها بوده است، صفت «ستّاریّتِ» خداوند می‌باشد که به طور مکرر و بارها، پروردگار خود را به این صفت حمیده و زیبا ستوده‌اند. در اینجا به عنوان نمونه، به برخی از این فرازهای دل‌نشین اشاره می‌نماییم:

اَیْ رَبِّ جَلِّلْنی بِسِتْرِکَ، فَلَوِ اطَّلَعَ الْیَوْمَ عَلی ذَنْبی غَیْرُکَ ما فَعَلْتُهُ وَ لوْ خِفْتُ تَعْجیلَ الْعقُوبَةِ لاَجْتَنَبْتُهُ لا لِاَنَّکَ اَهْوَنُ النّاظِرینَ وَ اَخَفُّ الْمُعطَّلِعینَ بَلْ لِاَنَّکَ یارَبِّ خَیْرُ السّاتِرینَ.(68) پروردگارا! کردار زشتم را در پرده دار. اگر بر گناهم کسی غیر از تو آگاه می‌شد، آنرا مرتکب نمی‌شدم و نیز اگر از تعجیل عقوبت می‌ترسیدم باز هم از خطا اجتناب می‌کردم. و این حیا نمودن از مردم و عدم حیا از تو، نه بدان سبب است که قدر و اهمیت تو از دیگران کمتر است و آگاهی تو از گناهانم نسبت به سایرین پایین‌تر است، بلکه بدان خاطر است که تو ای پروردگارم، بهترین پوشاننده‌ی گناهانی.

در جای دیگر از دعای ابوحمزه‌ی ثمالی می‌خوانیم: «اِلهی فَبِحِلْمِکَ اَمْهَلْتنی وَ بِسِتْرِکَ سَتَرْتَنی حَتّی کَاَنَّکَ اَغْفَلْتَنی؛ معبود من! به سببِ حلمی که ورزیدی مُهلتم دادی، و چون، ستّار بودی، پرده بر لغزش‌هایم کشیدی تا آنجا که گویا از کارهایم غافل بودی و نمی‌دیدی».

همچنین سیّدالسّاجدین علیه‌السلام در دعای شانزدهم صحیفه‌ی سجّادیه، این‌گونه، پروردگارش را به پرده‌پوشی می‌ستاید:

یا اِلهی فَلَکَ الْحَمْدُ، فَکَمْ مِنْ عائِبَةٍ سَتَرْتَها عَلَیَّ فَلَمْ تَفْضَحْنی، وَ کَمْ مِنْ ذَنْبٍ غَطَّیْتَهُ عَلَیَّ فَلَمْ تَشْهَرْنی وَ کَمْ مِنْ شائِبَةٍ اَلْمَمْتُ بها فَلَمْ تَهْتِکْ عَنّی سِتْرَها، وَ لَمْ تُقَلِّدْنی مَکْرُوهَ شَنارِها وَ لَمْ تُبْدِ سَوْءاتِها لِمَنْ یَلْتَمِسُ مَعایبی مِنْ جیرَتی وَ حَسَدَةِ نِعْمَتِکَ عِنْدی. ای معبودِ من! شکر و سپاس تو را که چه بسیار عیبم را پوشاندی و رسوایم نکردی و چه فراوان گناهم را پنهان کردی و در گناهان، مشهورم نساختی و چه بسیار، زشتی‌ها که انجام دادم و پرده –آبرویم- را ندریدی و طوق زشت آن را بر گردنم نیفکندی و بدی‌های آن را بر همسایگان که در جستجویِ عیب‌هایم هستند و بر حسودانی که تحمل دیدن نعمت‌هایت را ندارند، آشکار نساختی.

این همه پرده که بر کرده‌ی ما می‌پوشی

گر به تقصیر بگیری نگذاری دَیّار(69)

فعل‌هایی که ز ما دیدی و نپسندیدی

به خداوندی خود پرده بپوش ای ستّار

سعدی

نکته‌ی دیگر اینکه خداوند مهربان، نه تنها خود «ستّار الْعُیُوب» است، بلکه از بندگانش خواسته که آنها نیز در این صفت زیبا، آینه‌ی پروردگارشان باشند و آنها نیز از لغزش‌های یکدیگر چشم‌پوشی و پرده‌پوشی کنند و بدین‌گونه آبروی یکدیگر را محفوظ بدارند. در روایتی از حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که: «اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ حَیّیٌ سِتّیرٌ یُحِبُّ الْحَیَاءَ وَ السِّتْرَ؛ به درستی که خدای عزّ و جلّ، بسیار باحیا و پرده‌پوش است و حیا و پرده‌پوشی را (نیز در دیگران) دوست می‌دارد».(70)

باری خداوند، نه تنها زشتی‌ها را می‌پوشاند بلکه به همان نسبت، زیبایی های دیگران را نیز آشکار می‌سازد، در دعای جوشن کبیر می‌خوانیم: «یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ وَ سَتَرَ الْقَبیحَ؛ ای آنکه زیبایی را آشکار می‌سازی و زشتی را می‌پوشانی». در تفسیر این عبارت از دعا، روایتی دل‌نشین از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که:

هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه در عرش، صورتی دارد شبیه به صورت او در زمین، پس هرگاه کارهای نیکی چون رکوع و سجود و دیگر افعال نیکو از او صادر شود، صورت این اعمال نیکویش در عرش ظاهر می‌شود، و ملایکه آن را می‌بینند و بر او درود می فرستند و برایش استغفار می‌کنند، ولی اگر معصیتی از او سر زند، خداوند، حجابی بر آن می‌نهد تا ملایکه بر آن مطلع نگردند، و این است تأویل: «یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ وَ سَتَرَ الْقَبیحَ».(71) 

دعا و مناجات - picture 269

«وَ اَنا اَحْوَجُ اِلی سَتْرِها...».

مهم‌تر بودن پرده‌پوشی خداوند در آخرت

آن‌گونه که امام علیه‌السلام اشاره کرد: احتیاج آدمی به ستاریت حق‌تعالی در جهان دیگر بیشتر است تا این جهان مادی. در اینجا می‌توان در بیان دلیل این امر، گفت:

از آنجا که این دنیا، سرای گذرا و فریب و فراموشی و غفلت و بی‌توجهی و نیستی و نابودی است، اگر انسان، در این دنیا، رسوا شود، گذر زمان و گردش روزگار، فراموشی‌ها، فرصتِ جبران، تغییر آدمیان و مشغول‌بودن آنها به زر و زیور دنیوی، باعث می‌شود که رسوایی از یاد دیگران برود و یا بسیار کمرنگ گردد. ولی در قیامت که همه‌ی این امور، منتفی است، مصیبت رسوایی آن روز بسیار بزرگ‌تر از مصیبت رسوایی عالَم دنیاست، علاوه بر اینکه رسوایی در آن روز، بسیار گسترده‌تر و در برابر دیدگان همه‌ی آفریدگان می‌باشد. از اینجاست که امام علیه‌السلام مسئلت می‌کند که: «من به پرده‌پوشی تو ای خدا، در آخرت، محتاج‌ترم تا عالَم دنیا».

یا رب به لطف خویش گناهان ما بپوش

روزی که رازها فتد از پرده برملا

سعدی

و به قول ابوسعید ابوالخیر:

افعال بدم ز خلق پنهان می‌کن

دشوار جهان بر دلم آسان می‌کن

امروز خوشم بدار و فردا با من

آنچ از کَرَم تو می‌سزد آن می‌کن

 

دو نکته و پایان سخن

نخست آنکه اگر خداوند، «ستّار العیوب» نمی‌بود و در نتیجه، آدمی با ارتکاب هر گناهی، خود را رسوا و یا در معرضِ رسوایی می‌دید، در این صورت، رمز برتری انسان بر ملایکه که همان «اختیار» باشد از بین می‌رفت.

توضیح آنکه آنچه در واقع سبب شده است که آدمی را از فرشتگان نیز برتر ساخته و او را صدرنشین مَلَک نماید، همچنین رمز آن همه شگفتی و عظمت انسان در آن است که او ابتدا در مقام اختیار بین سعادت و شقاوت بوده و سپس با میل و اراده‌ی خویش و آزادانه، راه (سعادت) را بپیماید، تا سپس به آن همه عظمت و شگفتی که ملایکه را وادار به سجده در برابر خویش نمود، دست یابد. حال اگر بنده‌ای، بداند به محض ارتکاب معصیت، رسوا خواهد شد و آبرویش از میان خواهد رفت، در اینجا به نوعی، «اختیار» در ترک معاصی از او سلب شده و او به گونه‌ای «جَبر» در ترک گناهان مبتلا خواهد شد که آن جبر، خوف از بی‌آبرویی بعد از هر لغزش می‌باشد. در این حال، آدمی اگرچه با این انگیزه نیز ترک معصیت نماید، امری نیکو و پسندیده است، ولی رمز عظمت و شکوه انسان که او را معلم فرشتگان نموده بود، از بین رفته و او را از آن اوج به مقام فرشته‌شدن تنزل می‌دهد.

بنابراین «ستّار العیوب» بودن حق‌تعالی، ریشه در «رَبُّ العالَمین» بودن او و اینکه او پرورش‌دهنده‌ی جهانیان بر طبق آنچه استعدادشان تقاضا می‌کند، (دارد)، و اینکه اگر «رَبُّ العالمین» بخواهد آدمی را پرورش داده تا آنجا که آینه‌ی تمام‌نمای خداوند خویش گشته و حیرت ملایکه را در پی داشته باشد، باید از پرتو «ستّارالعیوب» بودن بهره گیرد، تا قبل از هر چیز مقام «اختیار» از انسان، سلب نگردد.

نکته‌ی دیگر اینکه اساسا ستّاریّت از رموز دلبری جاودانه خداوند می‌باشد و از همین دست صفات زیبای حق‌تعالی است که شیدایی و حیرانی همواره بندگان عارفش را سبب شده است.

شناساییش بر کس نیست دشوار

و لیکن هم به حیرت می‌کشد کار(72)

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، ستّار العیوب، پرده‌پوشی، آخرت، ستّاریّت، دعای ابوحمزه‌ی ثمالی، امام زین العابدین علیه‌السلام، صحیفه‌ی سجّادیه، ‌ سعدی، پیامبر اعظم (ص)، دعای جوشن کبیر، امام صادق علیه‌السلام، عرش، رکوع و سجود، ملائکه، استغفار، حجاب، قیامت، ابوسعید ابوالخیر، اختیار، جَبر، رَبُّ العالَمین،


اِلهی تَوَلَّ مِنْ اَمْری ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلی مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ.

معبود من تدبیر امورم را آن‌گونه که شایسته‌ی توست به انجام رسان، و فضل خود را به گنه‌کاری که غریقِ امواج جهالت است، بازگردان.

نکاتی از این فراز

1. واگذاری امور به خداوند

2. تقاضای دریافت فیض از حق تعالی.

«اِلهی تَوَلَّ مِنْ اَمْری... ».

واگذاری امور به خداوند

کار خود گر به خدا بازگذاری حافظ!

ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی

علم آدمی بسیار ناچیز و اندک است، به همین سبب، هرگز به طور جامع و کامل، به مصالح و مفاسد خویش آگاه نمی‌باشد. گرچه او مأمور به سعی و تلاش و همت‌ورزی می‌باشد و باید وظایفش را به درستی ادا نماید، ولی به هر حال، آگاهی درست از اینکه خیر و صلاح واقعی او، چه می‌باشد و اینکه چه مقامی و مکانی شایسته‌ی وقوف او و چه احوالی مناسب وجود اوست، از عهده‌ی وی خارج است، به همین جهت، مصلحت و خیر بنده در این است که امور زندگی خویش را به پروردگارش واگذار نماید؛ آن‌گونه که حضرت سیّدالشّهداء علیه‌السلام واگذار نموده و به این شکل در دعای عرفه به مناجات نشسته است که:

«اِلهی اَغنِنی بِتَدْبیرِکَ عَنْ تَدْبیری وَ بِاخْتِیارِکَ عَنْ اِخْتِیاری؛ معبود من! تدبیرت را جایگزین تدبیرم نما! و بدین‌گونه بی‌نیازم فرما! و اختیار خودت را به جای اختیارم اِعمال فرما!»

باری، سعادت واقعی بنده، در واگذاری تدبیر امور به پروردگارش می‌باشد، زیرا او به خیر و صلاحِ بنده از همگان آگاه‌تر است و جز خیرخواهی، اراده‌ی دیگری در حق بنده‌ی خود ندارد.

نه من چاره‌ی خویش دانم نه کس

تو دانی چنان کن که دانی و بس

نبینم من آن زهره در خویشتن

که گویم تو را این و آن ده به من

نظامی

از عزیزالدّین نَسَفی در کتاب اَلْاِنْسانُ الْکامِل چنین نقل است که: «ای درویش! دانایان در دنیا، هرگز چیزی نخواسته‌اند، به هر چه پیش آمده است راضی و تسلیم بوده‌اند، از جهت آنکه دانسته‌اند که آدمی نداند که خیر او در چیست. عَسَی اَنْ تَکْرَهوا شَیْئا وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسیْ اَنْ تُحِبُّوا شَیْئا وَ هُوَ شَرٌّلَکُم.(بقره: 216)(66) و به یقین دانسته‌اند که خدای، مصلحت کار بنده دارند. پس تدبیر و تصرّف خود و ارادت و اختیار خود، از میان برداشته‌اند و کار به خدای بگذاشته‌اند.»(67)

او هر چه می‌کند چو صَلاحست و محضِ خیر

پس ما چرا حدیث ز چون و چرا کنیم

فیض کاشانی

نقل سخنی از علامه حلی نیز در این مورد، خالی از لطف نمی‌باشد. وی در کتاب «اَوْصافُ الْاَشراف» می‌نویسد: چون بنده را یقین باشد که خدای تعالی از او داناتر است و تواناتر، کار خود به او واگذارد، تا چنان که تقدیر اوست، آن کار را بسازد، و به آنچه او تقدیر کند و کرده باشد خرسند و راضی باشد و خرسندی او به آنچه خدا کند و سازد، به آن حاصل شود که نظر کند در حال گذشته‌ی خود که او را به وجود آورد و چندین حکمت در آفرینش او اعمال کرد که به همه‌ی عمر خود هزار یک آن را نتواند شناخت و بی‌التماس بنده، او را از نقصان به کمال آورد... پس بر او اعتماد کند و او را یقین حاصل شود که آنچه باید و آنچه شایسته است، خدا انجام خواهد داد. و حقیقتِ «اَلَیْسَ اللّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ؛ آیا خدا بنده‌اش را کافی نیست»(آل عمران: 159) را درخواهد یافت.

باری آنکه هم‌زمان با سعی و تلاش، به راستی تدبیر امورش را به خدای خویش واگذار کند و به او پناه برد و او را چاره و پناه خویش در زندگی بداند، هرگز بیچاره و درمانده نخواهد گشت، چون، خداوند، هرگز بنده‌ای را که از او چاره‌جویی می‌کند و استمداد می‌طلبد رها نخواهد کرد:

آن را که منم خِرقه، عریان نشود هرگز

وان را که منم چاره، بیچاره نخواهد شد

آن را که منم منصب، معزول کجا گردد

آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد

آن قبله‌ی مشتاقان ویران نشود هرگز

وان مُصحفِ خاموشان سی پاره نخواهد شد

مولانا

دعا و مناجات - picture 275

«وَعُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ...».

جهل، عذری برای دریافت فضل

الطاف حق‌تعالی به قدری وسیع و فراگیر است که با هر بهانه‌ای آدمی را مشمول رحمت و عنایت خود می‌سازد؛ به عنوان نمونه همان‌گونه که از مناجاتِ حضرت امام علی علیه‌السلام در مسجد کوفه استفاده می‌شود:

نَفْسِ عبد بودن آدمی در مقابل مولایش، ذلیل‌بودن آدمی در برابر خدای عزیز، ضعیف بودن انسان در مقابل خدای قوی، گمراه بودن آدمی در برابر خدای هدایت‌گر و صفاتی از این دست، آدمی را مستحق دریافت رحمت الهی می‌نماید. در اینجاست که امام علی علیه‌السلام این گونه به تضرع می‌نشیند:

«مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْمَوْلی و اَنَا الْعَبْدَ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلاَّ الْمَوْلی؛ مولای من تو مولایی و من عبد، و چه کسی جز مولی بر عبد خویش ترحم می‌نماید».

«مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْعَزیزُ وَ اَنَا الذَّلیلُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الذَّلیلَ اِلاّ الْعَزیزُ؛ مولای من! تو عزیزی و من ذلیل، و جز عزیز، چه کسی به ذلیل رحم خواهد کرد».

«مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْقَوِیُّ وَ اَنَا الضَّعیفُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الضَّعیفَ اِلاَّ الْقِوِیُّ؛ مولای من! تو قوی هستی و من ضعیف و ناتوان، و آیا جز قوی، کس دیگری به ضعیف رحم خواهد کرد».

«مَوْلایَ یا مَوْلایَ اَنْتَ الْهادِی وَ اَنَا الضّالُّ وَ هَلْ یَرْحَمُ الضّالَّ اِلاَّ الْهادی؛ مولای من! تو هادی و من گمراهم و بر گمراه، جز هادی، چه کس رحمت خواهد کرد».

باری:

من اگر بی هنر و بی خِرَدم

خواجه با خِردی می خَرَدم

و در فراز مذکور از مناجات، «جهل» و جاهل‌بودن بنده نیز از عواملی به شمار آمده که آدمی را مستحق دریافت فضل و کَرَم الهی می‌نماید، همان‌گونه که امام علیه‌السلام می‌گوید: معبود من! فضل خود را به گنه‌کاری که غریق امواج جهالت است بازگردان».

سهو و نسیان را مبدل کن به علم

من همه جلهم مرا ده صبر و حلم

کار تو تبدیل اعیان و عطا

کار ما سهو است و نسیان و خطا

در دعای ابوحمزه ثِمالی نیز آمده است که: «وَ اَیُّ جَهْلٍ یا رَبِّ لا یَسَعُهُ جُودُکَ؛ و کدام جهل است، که جودِ تو آن را فرا نگیرد».

ناگفته نماند که مقصود از «جهل» تنها بی‌اطلاعی نسبت به حرام و گناه نمی‌باشد، بلکه چه بسا، دایره‌ی جهل وسیع‌تر از این باشد. یعنی می‌توان به افرادی که حتی به عواقب گناهان آگاهی دارند ولی باز مرتکب آن گناهان می‌شوند نیز نسبت جهل داد؛ به این بیان که اگر آنها آگاهی واقعی به آثار نکبت‌بار و خواص زهرگونه‌ی معاصی داشتند و آنها را به چشم قلب، مشاهده و ادراک می‌نمودند، قطعا از لغزش‌ها اجتناب می‌کردند. ازاین رو می‌توان گفت این گروه نیز در واقع از نوعی جهل برخوردار بوده و مستحق ترحم و دریافت رحمت پروردگار می‌باشند. به هر حال، به تعبیر حکیم نظامی گنجه‌ای، خداوند، تنها، نوازش‌گرخردمندان نمی‌باشد، بلکه، چاره‌ساز ناخردمندان نیز هست.

خدایِ خِردبخش بِخْرَد نواز

همان، ناخردمند را چاره ساز

نظامی





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، تدبیر امور، جهالت، دریافت فیض، واگذاری امور به خداوند، حافظ، علم آدمی، مصالح و مفاسد، امام حسین علیه‌السلام، دعای عرفه، نظامی، عزیزالدّین نَسَفی، کتاب اَلْاِنْسانُ الْکامِل، دانایان، فیض کاشانی، علامه حلی، کتاب اَوْصافُ الْاَشراف، بقره/216، آل عمران/159، مولوی، مناجاتِ حضرت امیر علیه‌السلام در مسجد کوفه، دعای ابوحمزه ثِمالی، دایره‌ی جهل، عواقب گناهان، معاصی،




( کل صفحات : 487 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه