تبلیغات
کیمیا - مطالب اسفند 1387
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 1387/12/30 :: نویسنده : شکیبا
 
 
حسرت به دل بهار مانده ست
یکبار بیاید و تو باشی ....
 
عید نوروز  ، بهار طبیعت مبارک
 
 




نوع مطلب : ادبیات و شعر، 
برچسب ها : بهار،


 

 

سلام به همه ی دوستان گل کیمیا !

امروز آخرین و اولین روز سال هشتاد و هفت و هشتاد و هشته ؛ سال 87  به سرعت ، اما بی سر و صدا و آروم ، گذشت . با خودمون که تعارف نداریم ؛ سال 88 هم همینطور خواهد گذشت . برنده اونیه که از سرعت و بی سر و صدایی و آرامش هر سال استفاده و بهترین ها رو گلچین کنه و آغوشش باز باشه برای دوباره گلچین کردن بهترین ها ، تو سال جدید . آرزو می کنم سال جدید ، پر باشه از اتفاقات جدید خوب و پربرکت ، برای همه آدما ؛ همه و همه ؛ مخصوصا دوستان کیمیا !

خب امروز یه روز ویژه ی دیگه هم هست : « جمعه » و کیمیا سعی کرد « جمعه ها با حافظ » رو به این روز برسونه .

نیت کردید ؟؟؟ اگر نه ، الان نیت کنید تا بریم سراغ دیوان خواجه شیراز . بسم الله ...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار

کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند

موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم

شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

ای عروس هنر از بخت شکایت منما

حجله ی حسن بیارای که داماد آمد

دلفریبان نباتی همه زیور بستند

دلبر ماست که با حسن خداداد آمد

زیر بارند درختان که تعلق دارند

ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

مطرب از گفته ی حافظ غزلی نغز بخوان

تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد

 

و این هم یه غزل با عنوان « ای خوب » از آقای « اکبر بهداروند » تقدیم به حضرت ولی عصر (عج) که ان شاء الله دیگه امسال ، سال ظهورشون باشه :

 

خوشا جمال جمیل تو ای سپیده ی صبح

که جلوه های تو پیداست در جریده صبح

هلا طلیعه ی موعود ! جان رستاخیز !

بیا که با تو بروید گل سپیده ی صبح

به پهندشت خیالم چمن چمن گل یاس

شکفته شد به هوای گل دمیده ی صبح

گلوی ظلمت شب را دریده خنجر روز

نمای روشن امید در پدیده ی صبح

درای قافله ی شب دگر نمی آید

ز پشت پلک افق شد شکفته دیده ی صبح

اگر چه غایبی از دیدگان من ای خوب !

خوشا به حال چهره ی زیبای آفریده ی صبح

 

برای کیمیا هم دعا کنید

موفق باشین

یاعلی

 

 

 





نوع مطلب : ادبیات و شعر، حضرت مهدی (عج)، مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : جمعه، ظهور، حضرت مهدی (عج)، حافظ، تفال،


یکشنبه 1387/12/25 :: نویسنده : غزل

 

 

سلام

ای از تو جهان گرفته هستی

حالا خوشبختانه بچه ها در كودكی فورا" شناسایی می شوند و اگر چشمشان ضعیف است برایشان عینك می گیرند و رسیدگی می كنند.آن وقت اصلا" این چیزها در مدرسه ای معمول نبود.البته این مدرسه ی ما یك مدرسه ی به اصطلاح غیر دولتی بود بعلاوه مدرسه ی دینی بود كه معلمین و مدیرانش از افراد بسیار متدین انتخاب شده بودند و با برنامه های اندكی دینی تر از معمول مدارس آن روز اداره می شد چون آن مدرسه ها اصلا" برنامه های دینی درستی نداشت و كسی توجهی و اعتنایی به آن نمی كرد.در مورد معلمین اول ما،بله یادم است كه مدیر دبستان ما آقای (تدین) بود تا چند سال پیش زنده بود من در زمان ریاست جمهوریم ارتباطات زیادی با او داشتم مشهد كه می رفتم دیدن ما می آمد. پیرمرد شده بود و با هم تماس داشتیم یك معلم دیگر داشتیم كه اسمش آقای روحانی بود الان یادم است نمی دانم كجاست.عده ای از معلمین را یادم است بله تا كلاس ششم –دوره ی دبستان- خیلی از معلمین را دورادور می شناختم البته متاسفانه الان هیچ كدام را نمی دانم كچا هستند اصلا" زنده اند ،نیستند و چه می كنند لیكن بعد از دوره ی مدرسه هم با بعضی از آنها ارتباط و آشنایی داشتم.

مقام معظم رهبری در مورد علاقه ی خود به درسهای مختلف در دوران دبستان می فرمایند:

دورانهای كلاس اول و دوم و سوم را كه اصلا" یادم نیست الان هیچ نمی توانم قضاوتی بكنم كه به چه درسهایی علاقه داشتم لیكن  اواخر دوره ی دبستان  یعنی كلاس پنجم وششم به ریاضی و جغرافیا علاقه داشتم خیلی به تاریخ علاقه داشتم به هندسه هم بخصوص علاقه داشتم البته در درسهای دینی هم خیلی خوب بودم قرآن را باصدای بلند می خواندم قرآن خوان مدرسه بودم یك كتاب دینی را آن وقت به ما درس می دادند به نام تعلیمات دنی برای آن وقتها كتاب خیلی خوبی بود مت تكه هایی از آن كتاب را فصل،فصل بود حفظ می كردم.در همان دوره ی آخر دبستان یعنی كلاس پنجم وششم تا منبر آقای فلسفی را از رادیو پخش می كردند كه ما از رادیو شنیده بودیم من تقلید منبر او را –در بچگی-می كردم.به همان سبك آن بخشهای كتاب دینی را با صدای بلندی و خیلی شمرده پشت سرهم می خواند.معلم و پدر و مادرم خیلی خوششان می آمد من را تشویق می كردند بله این درسهایی بود كه آن وقت دوست می داشتم.                                                    ادامه دارد...

 

 

 

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :




( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه