تبلیغات
کیمیا - مطالب فروردین 1389
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 1389/01/20 :: نویسنده : کیمیا
 
 
 
 
 
 
 


منبع:
http://www.kimiaweb.blogfa.com



نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 1389/01/6 :: نویسنده : کیمیا


چه باید بکنیم در ابتلائات داخلیه و خارجیه؟ چه باید بکنیم؟ چه کار کردیم که به این چیزها مبتلا می‌شویم؟ فکر این را باید بکنیم، آخر ما چکار کردیم که بی‌سرپرست ماندیم؟
اشکال در این است که خودمان را اصلاح نمی‌کنیم و نکردیم و نخواهیم کرد، حاضر نیستم خودمان را اصلاح کنیم. اگر ما خودمان را اصلاح می‌کردیم، به این بلاها مبتلا نمی‌شدیم.
حضرت نبی اکرم (ص) فرمود: «ألا اخبرکم بدائکم و دوائکم، داؤکم الذنوب و دواؤکم الاستغفار»
ما می‌خواهیم هر چه دلمان می‌خواهد بکنیم، اما دیگران حق ندارند، به ما اسائه‌ای بکنند؛ ما خودمان، به نزدیکانمان، دوستانمان، هر چه بکنیم، بکنیم، اما دیگران، دشمنان، حق ندارند به ما اسائه‌ای بکنند.
آخر ما اگر خودمان را درست بکنیم، خدا کافی است، خدا هادی است. ما خودمان را نمی‌خواهیم درست بکنیم، اما از کسی هم نمی‌خواهیم آزار ببینیم.
(1)


و
«جمعه‌ها با حافظ»
بسم الله...

بسم الله الرحمن الرحيم

اي سرو ناز حسن كه خوش مي‌روي به ناز
عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نياز
فرخنده باد طلعت خوبت كه در ازل
ببريده‌اند بر قد سروت قباي ناز
آن را كه بوي عنبر زلف تو آرزوست
چون عود گو بر آتش سودا بسوز و ساز
پروانه را ز شمع بود سوز دل ولي
بي شمع عارض تو دلم را بود گداز
از طعنه‌ي رقيب نگردد عيار من
چون زر اگر برند مرا در دهان گاز
دل كز طواف كعبه‌ي كويت وقوف يافت
از شوق آن حريم ندارد سر حجاز
هر دم به خون ديده چه حاجت وضو چو نيست
بي طاق ابروي تو نماز مرا جواز
صوفي كه بي تو توبه ز مي كرده بود دوش
بشكست عهد چون در ميخانه ديد باز
چون باده باز بر سر خم رفت كف‌زنان
حافظ كه دوش از لب ساغر شنيد راز
 

ياعلي


پ.ن:
1- قسمتي از بيانات حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره)
متن كامل سخنراني به همراه لينك منبع در ادامه‌ي مطلب
دانلود در قسمت «دانلود کنید!»



منبع:
http://www.kimiaweb.blogfa.com



نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 1389/01/2 :: نویسنده : کیمیا



نقل است كه جنيد(1) مريدى داشت كه او را از همه عزيزتر مى‏شمرد و گرامى‏اش مى‏داشت . ديگران را حسد آمد. شيخ از حسادت ديگر مريدان، آگاه شد. گفت: «ادب و فهم او از همه بيش‏تر است. ما را نظر در آن «ادب و فهم» است . امتحان كنيم تا شما را معلوم گردد .»
فرمود تا بيست مرغ آوردند و گفت: «هر مرغ را، يكى برداريد و جايى كه كسى شما را نبيند، بكشيد و بياوريد.» همه برفتند و بكشتند و باز آمدند، الا آن مريد، كه مرغ را زنده باز آورد.
شيخ پرسيد كه چرا نكشتى؟ گفت: «شيخ فرموده بود كه جايى بايد مرغ را كشت كه كسى نبيند، و من هر جا كه مى‏رفتم حق تعالى مى‏ديدم.»
شيخ رو به اصحاب كرد و گفت: «ديديد كه فهم او چگونه است و فهم ديگران چون؟»
همه استغفار كردند و مقام آن مريد را بزرگ داشتند.(2)

پ.ن:
1- ابوالقاسم، جنيد بن محمد بن جنيد، ملقب به سيدالطائفه، از بزرگان و مشاهير عرفان است. اصلش از نهاوند و مقيم بغداد بود. وى خواهرزاده‌ي سرى سقطى(3) است. سى بار پياده به حج رفت. پايه‌ي طريقت و شيوه‌ي عرفانى او «صحو» يعنى هشيارى و بيدارى است؛ بر خلاف پيروان بايزيد بسطامى كه «سكر» يعنى ناهشيارى را پايه‌ي طريقت خود قرار داده‏اند. وى در طريقت عرفانى خود، سخت پايبند شريعت بود. اكثر سلسله‏هاى عرفانى، خود را به او منسوب مى‏كنند. جنيد، در سال 297 ه.ق درگذشت.
2- گزيده تذكرة الاولياء، ص 299 298، با اندكى تغيير در واژگان . ?
3- سرى سقطى اهل بغداد است. نمى‏دانيم اصلا كجايى بوده‌است. وى از دوستان و همراهان بشر حافى بوده است. سرى سقطى اهل شفقت به خلق خدا و ايثار بوده است. ابن خلكان در «وفيات الاعيان‏» نوشته است كه سرى گفت: سى سال است كه از يك جمله‌ي «الحمدلله‏» كه بر زبانم جارى شد استغفار مى‏كنم. گفتند: چگونه؟ گفت: شبى حريقى در بازار رخ داد، بيرون آمدم ببينم كه به دكان من رسيده يا نه؟ به من گفته شد به دكان تو نرسيده است. گفتم: الحمدلله. يك‌مرتبه متنبه شدم كه گيرم دكان من آسيبى نديده باشد، آيا نمى‏بايست من در انديشه‌ي مسلمين باشم؟! سعدى به همين داستان (با اندك تفاوت) اشاره مى‏كند آنجا كه مى‏گويد:
شبى دود خلق آتشى برفروخت
شنيدم كه بغداد نيمى بسوخت
يكى شكر گفت اندر آن خاك و دود
كه دكان ما را گزندى نبود
جهانديده‏اى گفتش آى بو الهوس
تو را خود غم خويشتن بود و بس؟
پسندى كه شهرى بسوزد به نار
اگر خود سرايت بود بر كنار؟
سرى شاگرد و مريد «معروف كرخى‏» و استاد و دائى جنيد بغدادى است، سخنان زيادى در توحيد و عشق الهى و غيره دارد، و هم او است كه مى‏گويد: عارف مانند آفتاب بر همه‌ي عالم مى‏تابد و مانند زمين، بار نيك و بد را به دوش مى‏كشد و مانند آب مايه‌ي زندگانى همه‌ي دلها است و مانند آتش به همه پرتوافشانى مى‏كند. سرى در سال 254 يا 250 در سن نود و هشت‏سالگى درگذشته است. (آشنايي با علوم اسلامي (كلام- عرفان- حكمت عملي)/ استاد شهيد مرتضي مطهري)




منبع:
http://www.kimiaweb.blogfa.com



نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه