تبلیغات
کیمیا - مطالب بهمن 1389
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 1389/11/30 :: نویسنده : کیمیا

 

 

قداست ولى فـــقــیه و مرجع دینى چه تـأثیرى در جامــعه دارد؟

كیان شیعه و حیات آن در زمان غیبت؛ با همین قداست حفظ شده است. مردم در طول تاریخ براى مراجع خود احترام خاصّى قائل بوده‌اند. دشمنان نیز همواره از این قداست در هراس بوده‌اند، به طورى كه همیشه از حكم جهاد مرجع دینى مى‌ترسیده‌اند. باید دید كه حكم جهاد یك مرجع پیر چه تأثیرى در جامعه دارد. از آن رو كه ولى فقیه از قداست ویژه‌اى برخوردار است و مردم او را نایب امام زمان مى‌دانند، حاضرند همگى جان و مال و هستى خود را فدا كنند.

 فتواى تاریخى میرزاى بزرگ در تحریم تنباكو، استعمار پیر انگلستان را شكست داد و كشور ایران را از بحران رهایى بخشید.

در عصر حاضر نیز همگى شاهد بودیم كه چگونه امام خمینى (قدس‌سره) انقلابى را رهبرى كرد كه حكومت 2500 ساله‌ی شاهنشاهى را ریشه‌كن ساخت و به جاى آن جمهورى اسلامى را برقرار كرد. اگر قداست مرجعیت نبود، چه كسى حاضر بود خود را آماجگاه گلوله‌هاى دژخیمان شاه قرار دهد؟! اگر مردم حكم امام را حكم خدا و امام زمان نمى‌دانستند، چه كسى حاضر بود از لذت‌هاى دنیا دست شسته و شب و روزش را در جبهه‌ها بگذراند و بهترین عزیزانش را در راه خدا فدا كند؟! اكنون مى‌توان فهمید كه چرا دشمنان اسلام از ولى فقیه و مرجعیت قداست‌زدایى مى‌كنند؟!

 

قداست ، ضامن بقای نظام

تجربه نشان داده است مرجعیت و ولایت همواره مایه‌ی امید شیعیان در زمان غیبت بوده است. مرجعیت، پیوسته جامعه را از خطرات جدّى رهانیده است. اكنون دشمنان اسلام، پس از مطالعات روانشناسانه، رمز وحدت امت و پایدارى نظام اسلامى را بخوبى شناخته‌اند؛ آن‌ها دریافته‌اند قداستى كه مردم براى رهبرى و ولایت امر قائلند، نظام و انقلاب را بیمه كرده است، از این رو تمام تلاش و همّت خود را براى شكستن این قداست بكار گرفته‌اند ، تا چنین وانمود كنند که رهبر و مرجع در ردیف دیگر دولت‌مردان و یا حتى افراد عادى است. آن‌ها چنین القا مى‌كنند همان‌گونه كه از وزیر، وكیل و یا یك شخصیت قضایى مى‌توان انتقاد كرد، مى‌توان از ولى فقیه انتقاد كرد!

البتّه ما نیز معتقد به جواز انتقاد از ولى فقیه هستیم، ولى با روش صحیحى كه نشانه‌ی خیرخواهى و دلسوزى است. به هرحال زمانى كه قداست رهبرى شكسته شد، دیگر كسى امر او را مطاع نمى‌داند و عمل‌كردن به دستورهاى او را وظیفه‌ی شرعى نمى‌شمرد و كسى كشته‌شدن در این راه را شهادت نمى‌داند. در این هنگام است كه دشمن به تمام اهدافش رسیده است، زیرا در مواقع بحرانى دیگر كسى وجود ندارد كه با یك فتوا توطئه‌ها را خنثى كند و كشور را نجات دهد.

كمى بیاندیشیم كه شكستن این قداست به سود كیست؟ و القا كنندگان این شبهات در پى چه امرى هستند؟!

 

پ.ن:

1- مدت‌ها بود این سلسله‌پست داشت خاک می‌خورد تو کامپیوترم. حالا دوباره آروم آروم سعی می‌کنم هر چند وقت یکبار یه‌دونشو بذارم.

2- اگه سوالی هم به ذهنتون برسه، در قسمت نظرات ثبت کنید، اگه بتونم حتما جواب می‌دم.

 

 





نوع مطلب : پرسش و پاسخ، مذهبی - اعتقادی، مقالات، 
برچسب ها : ولی فقیه، مرجع دینی، قداست، شیعه، غیبت، فتوا، میرزای شیرازی، تحریم تنباکو، انگلستان، امام خمینی(ره)، رهبری، انقلاب اسلامی ایران، جمهوری اسلامی، قداست‌زدایی، ضامن بقای نظام، انتقاد، انتقاد از ولی فقیه، پرسش و پاسخ، استاد مصباح یزدی،


شنبه 1389/11/23 :: نویسنده : کیمیا

 

 

ابو عبدالله محمد بن خفیف شیرازى را دو مرید بود كه هر دو «احمد» نام داشتند. یكى را احمد بزرگ‏تر مى‏گفتند و دیگرى را احمد كوچك‏تر. شیخ به احمد كوچك‏تر، توجه و عنایت بیش‏ترى داشت. یاران، از این عنایت خبر داشتند و بر آن رشك مى‏بردند. نزد شیخ آمده، گفتند: احمد بزرگ‏تر، بسى ریاضت كشیده و منازل سلوك را پیموده است، چرا او را دوست‏تر نمى‏دارى؟ شیخ گفت: آن دو را بیازمایم كه مقامشان بر همگان آشكار شود.

روزى احمد بزرگ‏تر را گفت: «یا احمد! این شتر را برگیر و بر بام خانه ما ببر.»

احمد بزرگ‏تر گفت: یا شیخ! شتر بر بام چگونه توان برد؟ شیخ گفت: از آن در گذر، كه راست گفتى.

پس از آن احمد كوچك‏تر [را] گفت: این شتر بر بام بر. احمد كوچك‏تر، در همان دم كمر بست و آستین بالا زد و به زیر شتر رفت كه او را بالا برد و به بام آرد. هر چه نیرو به كار گرفت و سعى كرد، نتوانست. شیخ به او فرمان داد كه رها كند، و گفت: آنچه مى‏خواستم، ظاهر شد. اصحاب گفتند: آنچه بر شیخ آشكار شد، بر ما هنوز پنهان است.

شیخ گفت: از آن دو، یكى به توان خود نگریست نه به فرمان ما. دیگرى به فرمان ما اندیشید، نه به توان خود. باید كه به وظیفه اندیشید و بر آن قیام كرد، نه به زحمت و رنج آن. خداى نیز از بندگان خواهد كه به تكلیف خود قیام كنند و چون به تكلیف و احكام، روى آورند و به كار بندند، او را فرمان برده‏اند و سزاوار صواب‏اند؛ اگر چه از عهده برنیایند. و البته خداوند به «ناممكنی» فرمان ندهد.(2)

 

پ.ن:

1- ابو عبدالله محمد بن خفیف شیرازى، معروف به شیخ كبیر، از عارفان بزرگ قرن چهارم هجرى است. وى عمرى دراز یافت. سخنان و روایات منسوب به او در آثار صوفیان اهمیت بسیار دارد. همیشه در سیر و سفر بود و پدرش مدتى بر «فارس» حكومت مى‏كرد. در سال 371 هجرى قمرى درگذشت و اكنون مزار او در یكى از میدان‏هاى شیراز است.

2- برگزیده‌ی تذكرة الاولیاء، استعلامى، ص 45.

 

 

 





نوع مطلب : چه خبرهاست که ما بی‌خبریم!!!، مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : ابو عبدالله محمد بن خفیف شیرازى، شیخ کبیر، ریاضت، سلوک، توان، فرمان، خداوند، تکلیف، تکلیف ما لایطاق، ناممکن، صوفیان، فارس، شیراز، تذکرة الاولیاء،


شنبه 1389/11/16 :: نویسنده : کیمیا

 

 

امروز ما از روزهاى قبل بیشتر احتیاج به همبستگى داریم. امروز ما مواجه با همه‌ی قدرت‌ها هستیم و آن‌ها در خارج و داخل دارند طرح‌ریزى مى‏كنند؛ براى اینكه این انقلاب را بشكنند و این نهضت اسلامى و جمهورى اسلامى را شكست بدهند و نابود كنند. و این یك تكلیف الهى است براى همه كه اهمّ تكلیف‌هایى است كه خدا دارد؛ یعنى، حفظ جمهورى اسلامى از حفظ یك نفر- ولو امام عصر باشد- اهمیتش بیشتر است؛ براى اینكه امام عصر هم خودش را فدا مى‏كند براى اسلام. همه‌ی انبیا از صدر عالَم تا حالا كه آمدند، براى كلمه‌ی حق و براى دین خدا مجاهده كردند و خودشان را فدا كردند.

پیامبر اكرم آن‌ همه مشقات را كشید و اهل بیت معظم او آن ‌همه زحمات را متكفّل شدند و جانبازى‏ها را كردند؛ همه براى حفظ اسلام است. اسلام یك ودیعه‌ی الهى است پیش ملت‌ها كه این ودیعه‌ی الهى براى تربیت خود افراد و براى خدمت به خود افراد هست و حفظ این بر همه كس واجب عینى است؛ یعنى، همه مكلف هستیم حفظ كنیم تا آن وقتى كه یك عده‏اى قائم بشوند براى حفظ او، كه آن وقت تكلیف از دیگران برداشته مى‏شود.

امروز ایجاد اختلاف؛ هر اختلافى باشد، و كارهایى كه اختلاف‏انگیز است؛ هر كارى باشد و با هر اسمى باشد، این مضر به اسلام است و مضر به انقلاب است...

 

پ.ن:

1- سخنرانی حضرت امام خمینی (ره) در جمع مسئولان بنیاد شهید، 26/آبان/1360؛ صحیفه‌ی امام، ج‏15،ص365

2-  در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

3- قابل توجه خرد و کلان کشور عزیز جمهوری اسلامی ایران به‌خصوص مسوولین کشور.

4- فرارسیدن دهه‌ی فجر و ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی + حلول ماه ربیع‌الاول رو به همه‌ی دوستان تبریک می‌گم.

 

 





نوع مطلب : امام خمینی (ره)، حضرت مهدی (عج)، مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : دهه‌ی فجر، امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی، حفظ نظام جهموری اسلامی، حضرت مهدی (عج)، تکلیف، مهم‌ترین تکلیف، اهل بیت (ع)، پیامبر (ص)، اسلام، حفظ اسلام، واجب عینی، ایجاد اختلاف، اختلاف، مسوولین، رییس جمهور، روسای سه قوه، رییس قوه‌ی قضاییه، رییس مجلس شورای اسلامی، ایران، پیروزی انقلاب اسلامی، 22 بهمن 1357،




( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه