تبلیغات
کیمیا - مطالب خرداد 1390
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 1390/03/3 :: نویسنده : کیمیا

 

 

 

چندین گلوله به بدن شیخ‌شریف اصابت کرده بود وخون از بدنش می‌رفت و به خاطر بی‌خوابی شب‌ها و روزهای گذشته و تلاش‌های خستگی‌ناپذیر و مجاهدت‌ها و سلحشوری‌ها و سخنرانی‌های پی در پی و گرسنگی و تشنگی، دیگر رمقی برایش نمانده بود. با این حال، عراقی‌ها با اسلحه به پاشنه‌ی پای راست شیخ شلیک کردند ولی این مرد شجاع چون کوهی ایستاد و با لحنی رسا به عربی فصیح به عراقی ها گفت: «از خاک ما بیرون بروید، مگر ما همه مسلمان نیستیم؟»

عراقی‌ها که مقاومت و شجاعت شیخ‌شریف را دیدند بیش از پیش عصبانی شدند و به دست راست و پاشنه‌ی پای راست شیخ، شلیک کردند و گفتند: «هذا آیة المقاومة… این فرمانده‌ی مقاومت است.»

سپس آن‌ها شیخ را به رگبار بستند که پاهای این روحانی بزرگوار سوراخ، سوراخ شد. پس از آن حدود ده نفر شیخ شریف را می‌زدند. شیخ تکبیر «الله اکبر» می‌گفت و آنها می‌زدند.

عراقی ها همان‌گونه که اطراف شیخ‌شریف (حوسه) هلهله و پای‌کوبی می‌کردند، عمّامه‌ی شیخ را با سرنیزه برداشتند و به زمین انداختند و فریاد می‌زدند: «اسرنا الخمینی، اسرنا الخمینی، ما خمینی را اسیر کرده‌ایم.» اسارت شیخ برای آنها خیلی مهم بود.

شیخ شریف، در آن ساعت نتوانست از اسلحه استفاده کند، ولی از زبانش استفاده کرد با اینکه مجروح بود، آنها می‌زدند و روی زمین می‌کشیدند. شیخ به زمین می‌افتاد ولی دوباره برمی‌خاست.

در آخرین ایستادن، به زحمت برمی‌خاست و چون کوه در کنار ماشین سر پای ایستاد و در همان وضعیت با صدای بلند به زبان عربی فصیح فرمود: «الیوم خمینی حسین (ع) و صدام یزید… امروز خمینی، همانند حسین زمان و صدام، یزید زمان است. از زیر پرچم یزید بیرون بروید و زیر پرچم حسین (ع)  قرار بگیرید.» این کلام شیخ، لرزه بر اندام دشمن افکند. آن‌ها شگفت‌زده به شیخ چشم دوختند.

یکی از عراقی‌ها که فرمانده‌ی آن‌ها نیز بود شخصی بلند قامت، تنومند و بسیار ورزیده بود. مثل شمر، با سرنیزه به طرف شیخ‌شریف حمله‌ور شد. متحیر ماندم که این دشمن خدا با شیخ‌شریف چه می‌خواهد بکند؟ او به محض اینکه به شیخ رسید، از سمت چپ سرنیزه را در شقیقه‌ی شیخ فرو برد و چرخاند. از شیخ فقط آیه‌ی «انالله و انا الیه راجعون» شنیده شد.

ضربه‌ی دوم را که زد، فریاد شیخ به تکبیر «الله اکبر» بلند شد، ضربه‌ی سوم که پیشانی شیخ را از هم درید. شیخ زبانش را لای دو دندان گذاشت تا آرزوی شنیدن ناله را به دل دشمن بگذارد. عراقی‌ها چشمان او را از حدقه بیرون آوردند ولی صدای ناله شیخ شریف قنوتی را نشنیدند.

آن سفاک با همان سرنیزه کاسه‌ی سر شیخ را جدا کرد. جمجمه‌اش را از جای عمامه برداشت. محاسنش را به خون سرش رنگین کرد. مغز سر شیخ نمایان شد و پس از افتادن کاسه سر به روی آسفالت گرم خیابان چهل متری خرمشهر، مغز سر شیخ نیز به روی زمین قرار گرفت، بعد بدن مقدسش به آرامی به حالت نشسته کنار زمین افتاد.

همان‌گونه شد که شریف قنوتی در سال 1352 حدود هفت سال پیش از شهادتش گفته بود که خیال کردید من به این مفتی‌ها می‌میرم. من باید فرقم مانند مولایم علی ـ علیه السلام ـ شکافته شود و این گونه بود که فرق شیخ شریف قنوتی شکافته شد.

این آخر کار نبود. بعثی‌های جنایتکار در اطراف بدن مقدس شیخ شریف به رقص و پای کوبی پرداختند، هلهله می‌کردند و فریاد می‌زدند: «قتلنا الخمینی، قتلنا الخمینی، ما خمینی را کشتیم...».

 

 

 

ادامه‌ی مطلب خواندنی است!

 



راجع به شهید شربف قنوتی بیشتر بدانیم!


نوع مطلب : ادبیات و شعر، فرهنگ جبهه، 
برچسب ها : سوم خرداد، آزادسازی خرمشهر، خرمشهر، شهید شریف قنوتی، خمینی (ره)، گروه الله‌اکبر، شهید، شهدای خرمشهر، حسین (ع)، دفاع مقدس، جنگ، بعثی، ایران، عراق، شهدای روحانی، سقای خونین‌شهر،




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه