تبلیغات
کیمیا - مطالب تیر 1390
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 1390/04/31 :: نویسنده : کیمیا



همین چند وقت پیش همسایه‌ی روبروی ما پسر جوانش را از دست داد به خاطر تصادف؛ آقا! صبح نشده فک و فامیل و دوستانش جمع شدند و چنان مراسمی برایش گرفتند که جدا دمشان گرم! سیاهی و پرچم سیاه زدند، حجله برایش گذاشتند، عکسش را در قطع  2 در 3 روی بنر چاپ کردند و جای‌جای محله، نصب کردند و خیلی کارهای دیگر.
با خودم فکر می‌کردم چه بسا همین یکی دو روز قبل از مرگش، پیش یکی از همین فامیل و دوستان امروز سینه‌چاکش رفته که مشکلی از مشکلاتش را برایش حل کنند، مثلا با یک مقدار پول؛ اما به دلایل مختلفِ احتمالا موجه، تره هم برایش خورد نکردند. اما امروز همه از کار و زندگی‌شان زدند و آمدند و خرج کردند و قبر خریدند و دفن کردند و مجلس گرفتند و....

رویه‌ی چندان غریبی نیست، کلا درهمه‌جای دنیا کم و بیش مرسوم است.
نور به قبر شاعر بباردکه گفت:

تا که دستت می‌رسد کاری بکن
پیش از آنکه از تو ناید هیچ کار
و ایضا حافظ خودمان که این بیتش را سر دروبلاگ کیمیا کرده‌ام:
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت؟

پ.ن:

1- حکایت خود ماست که احتمالا  همین امروز و فرداست که دوستان اهل نتم بگردند دنبال یک عکس مناسب وبلاگی و یک پست عریض و طویل بنویسند که کیمیا که بود و چه کرد و چقدر حق بر گردن ما داشت و ما چقدر دوستش داشتیم و از این حرف‌ها. و دوستان دیگرم هم دنبال عکسی باشند برای چاپ اعلامیه‌ی ترحیم و غیره (البته اگر معذوریتی نباشد)، و دیگران هم یک آه و آخیش از سر دلسوزی نثارمان کنند.
2- کارها برعکس است. گاهی انقدر دل مردم بعد از مرگ برایت می‌سوزد که حتی فراموش می‌کنند یک فاتحه برایت بخوانند، که از همه‌چیز به آن محتاج‌تری. نیم‌لیتر برایت گریه می‌کنند، اما طلب مغفرت و حلال‌کردن و همه و همه، از یادشان می‌رود از شدت دلسوزی.

 

 

 





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : مرگ، مجلس ختم، ترحیم، قبر، قدردانی،


سه شنبه 1390/04/21 :: نویسنده : خون خامه



پسر: پدر چه می نویسی؟

پدر: درباره تو پسرم، اما مهم تر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید و گفت:
-
اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !
پدرگفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری ، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :
صفت اول:
می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگزنباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند . اسم این دست،خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.
صفت دوم:
باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم:
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست،در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگه داری، مهم است.
صفت چهارم:
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست،زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد:
همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کاری که در زندگی ات می کنی، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار ، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.







نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 1390/04/20 :: نویسنده : کیمیا



كوك كن ساعتِ خویش!
اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
كوك كن ساعتِ خویش!
كه مـؤذّن، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب
و در آغوش سحر رفته به خواب
كوك كن ساعتِ خویش!
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
كه سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی‌خیزند
كوك كن ساعتِ خویش!
كه سحرگاه كسی
بقچه در زیر بغل،
راهیِ حمّامی نیست
كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه‌ی او برخیزی
كوك كن ساعتِ خویش!
رفتگر مُرده و این كوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
كوك كن ساعتِ خویش!
ماكیان‌ها همه مستِ خوابند
شهر هم...
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می‌بیند
كوك كن ساعتِ خویش!
كه در این شهر، دگر مستی نیست
كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی‌گردد
از صدای سخن و زمزمه‌ی زیرِ لبش برخیزی
كوك كن ساعتِ خویش!
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر
و در این شهر سحرخیزی نیست
و سحر نزدیک است...

مرتضی کیوان هاشمی








نوع مطلب : ادبیات و شعر، اجتماعی، هنری، 
برچسب ها : مرتضی کیوان هاشمی، شعر نو،




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه