تبلیغات
کیمیا - مطالب خرداد 1391
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 1391/03/30 :: نویسنده : کیمیا

 

یعنی یک نفر پیدا نمی‌شود این گربه‌ی معلوم‌الحال را از برنامه‌ی کودک شبکه‌ی 5 جمع کند؟

گربه‌ای که بسیار بزرگ‌تر از دهنش حرف می‌زند، الفاظ بد به کار می‌برد، سرشار از بدآموزی است، ادب را وقتی با خاله‌اش و آن دوست از جنس آدمیزداش حرف می‌زند اصلا رعایت نمی‌کند و اصلا انگار نه انگار برنامه را برای بچه‌ها اجرا می‌کند و... .

از بعضی برنامه‌سازان کودک شنیده‌ام که می گویند هدف ما از ساخت فلان برنامه این است که بچه‌ها به همراه بزرگ‌ترشان بتوانند برنامه را نگاه کنند؛ بنده با اصل این موضوع مشکلی ندارم، اما گاهی برنامه به سمتی می‌رود که انگار این بزرگ‌ترها هستند که مخاطب اصلی برنامه هستند و نه بچه‌ها؛ و این دور شدن از هدف اصلی است.

نمی‌خواهم طولانی‌نویسی کنم، پس به همین‌مقدار بسنده می‌کنم: خلاصه اینکه بسیار دیدم کسانی را که اصلا از این برنامه و امثال آن راضی نیستند؛ خانواده‌ها و ... .

پ.ن:

جالب است که یک عکس مناسب هم از این موجود، در نت پیدا نکردم برای ضمیمه به این مطلب؛ آخرش مجبور شدم به همین یکی اکتفاء کنم.

 





نوع مطلب : اجتماعی، عمومی، 
برچسب ها : روزمره، برنامه‌ی کودک، شبکه‌ی تهران، پنگول، برنامه‌سازان، نقد،


یکشنبه 1391/03/28 :: نویسنده : کیمیا

 

همین یکی دو روز پیش که جناب آقای احمدی‌نژاد برای افتتاح مسکن مهر شهر جدید پرند و به اصطلاح پایتخت مسکن مهر ایران، به این شهر آمده بود، آقا یا آقایان دزد زحمت کشیدند و خانه‌ی برادرم را خالی کردند. از فرش و تلویزیون و... گرفته تا چند عدد دلستر ناقابل که طفلی‌ها لابد از تشنه‌گی مجبور شدند در یخچال را بدون اجازه باز کنند و بردارند و ببرند و بخورند.

درس‌های اخلاقی:

1- در دهاتی که ما در آن زندگی می‌کنیم رسم بر این است که اگر قصد دعوت‌کردن مهمان داشته باشیم، قبل از هر چیز مقدمات پذیرایی از او را فراهم می‌کنیم؛ چه می‌دانم، مثلا میوه می‌خریم، کاهو، گوجه‌فرنگی، سس حتی؛ و چیزهای دیگر؛ خانه را آب و جارو می‌کنیم و تازه اگر خاطر مهمان خیلی برای‌مان عزیز باشد، ممکن است برویم دنبالش، بیاوریمش و ببریمش؛ خلاصه کاری می‌کنیم تا اسباب راحتی و آرامش مهمان‌مان فراهم شود. حالا نمی‌دانم حکایت این شهرهای جدید چیست که کاملا عکس است: اول مردم را ساکن می‌کنند بعد می‌روند سراغ فراهم‌کردن امکانات رفاهی مثل آب و برق و گاز و تلفن و پلیس و آتش‌نشانی و دادگاه و گشت نیروی انتظامی و.... البته به نظرم قطعا خرید کاهو و میوه و باقی مخلفات مهمانی، باید مهم‌تر از ایجاد امکانات شهری باشد، وگرنه مسئولان لابد یک فکری می‌کردند؛ شاید هم رسم دهات ما رسم غیرمرسومی است.

2- یک‌وقت خدای‌نکرده فکر نکنید که امکانات شهر جدید پرند، اینگونه باشد که عرض شد! اینجا امکانات عالی است: چندتا مسجد دارد، یک درمانگاه دارد، ساختمان پزشکان دارد، بانک ملی و مسکن دارد، نانوایی دارد، یک کلانتری دارد که فکر کنم، فقط یک گشت دارد و کلی چیزهای دیگر.

3- زنگ زدیم 110؛ فکر می‌کنم مقیاس سنجش زمان زمینی‌ها با ما ساکنان کره‌ی مریخ، کمی تفاوت داشته باشد. چون 4 دقیقه‌ی زمین مساوی است با "یک ساعت و نیم" ما کره‌ی مریخی‌ها. چون وقتی تماس گرفتیم با 110 یک‌ساعت و نیم طول کشید تا تشریف‌شان را بیاورند.

4- مبادا فکر کنید که با یک تماس، یک‌ساعت و نیم زمان برده تابیاند؛ بلکه از این جهت که کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند؛ 3 یا 4 بار تماس گرفتیم با 110 و کلانتری محل، و یک بار هم خودم رفتم کلانتری برای گزارش‌دادن، تا آمده‌اند. خدا رحم کرد دعوا نبود و بزن‌بزن؛ وگرنه تا 110 بیاید، n عدد کشته و زخمی به جای می‌ماند.

5- برای بار آخر که تماس گرفتم با کلانتری، مامور پشت تلفن گفت: «یک‌ربع دیگه». با خودم گفتم: نکند اشتباها آژانس را گرفته باشم؟!!! برای همین سوال کردم: «اونجا آژانسه یا کلانتری؟» که کلانتری بود و نه آژانس.

6- راستی اصلا جای نگرانی نیست، چون فقط خانه‌ی برادر من نبود که مشمول عنایت آقا یا آقایان دزد شده بود؛ در همان کوچه‌ی برادرم یک خانه‌ی دیگر، چند کوچه‌بالاتر یکی دیگر و... همه‌اش هم در طی دو شب متوالی. البته خوشبختانه این موضوع، کم‌سابقه و بی‌سابقه هم نیست: همین چند وقت پیش، آقا یا آقایان دزد مودب و باشخصیت، فقط احتمالا به خاطر همراه نداشتن جارو، نتوانسته بودند زمین چند خانه‌ی دیگر را بعد از تخلیه، تمیز کنند. (شرمنده! برای رعایت مسائل امنیتی، از ارائه‌ی گزارش کامل‌تر و دقیق‌تر معذورم)

7- و غیره

پ.ن:

الف- دست رفیق برادرم و خانواده‌اش و رفیق خودم و آن یکی برادرم و دو عدد همسایه که خودشان را، بسیار بسیار بسیار زودتر از 110 به محل وقوع جرم رساندند، درد نکند و همچنین دست آقای مامور جوان آگاهی که برای انگشت‌نگاری آمده بود و با حوصله و دقت فراوان مدت‌ها برای یافتن اثرانگشت مناسب وقت گذاشت.

ب- فعلا کس دیگری برای تشکر، در باب این موضوع سراغ ندارم؛ خوشبختانه یا متاسفانه!





نوع مطلب : اجتماعی، عمومی، 
برچسب ها : دست‌نوشته، روزمره، شهر جدید پرند، پایتخت مسک مهر ایران، امکانات شهری، رییس جمهور، دزدی،


چهارشنبه 1391/03/24 :: نویسنده : کیمیا

چندی است که برای زیر سوال بردن شخصیت امام حسین (ع) حدیثی ساختگی به نقل از ایشان و در اهانت به ایرانیان از طریق اینترنت و ایمیل بین ایرانیان منتشر می‌گردد. پاسخ استاد طباطبایی را به این مطلب بخوانید.

 

بنام خدای بخشنده و مهربان

غلط اندر غلط!!

یكی از سایت‌های اینترنتی كه عرب‌ستیز و اسلام‌گریز شمرده می‌شود! اخیرا ابتكاری به خرج داده و حدیثی از كتاب "سفینة البحار" اثر شیخ عباس قمی یافته و آن را به نمایش گذارده است تا به خیال خود ثابت كند كه اسلام با ایرانیان به سختی مخالفت ورزیده است!

جناب نویسنده كه در آگاهی از زبان عربی، بی‌مایه و در اطلاع از علم حدیث به كلی تهی‌دست است، حتی به این فكر نیفتاده كه ترجمه‌ی سراپا مغلوط خود را به عربی‌دانی نشان دهد و سپس آنرا در معرض دید جهانیان بگذارد! بلكه جرأت ورزیده و ترجمه‌ای را به میان آورده كه از دیدگاه اهل نظر به كلی مردود است.

بنا به ترجمه‌ی ایشان: امام حسین (ع) فرموده‌اند كه دوستان ما عرب هستند و ایرانیان دشمن ما شمرده می‌شوند! سپس آورده كه باید زنان ایرانی را به كنیزی فروخت و مردان‌شان را به غلامی و بیگاری گرفت! در حالی كه مطلب به كلی سوای این سخنان است، زیرا:

اولاً: حدیث مزبور، مروی از امام صادق (ع) است، نه امام حسین (ع)؛ و منشاء اشتباه نویسنده، دو كلمه‌ی "ابی عبدالله" بوده كه كنیه‌ی امام حسین و امام صادق هر دو است، ولی در این حدیث، مقصود از ابی‌عبدالله، امام صادق می‌باشد زیرا راوی متصل در حدیث ایشان، ضریس بن عبدالملك نام دارد كه از معاصران امام صادق (ع) بوده چنانكه شیخ طوسی در فهرست خود آورده است.

ثانیاً: آنچه آمده كه امام صادق فرمود: دوستان ما عرب و دشمنان‌مان عجم‌اند، مربوط به آن روزگار است كه ایرانیان در دوره‌ی حكومت اموی‌ها می‌زیستند و مذهب عامه مردم را داشتند و طرفدار حكومت وقت بودند؛ نه مربوط به ایرانیان امروز كه از اموی‌ها تبری می‌جویند و خود را (حتی بیش از اندازه!) دوستان آل محمد (ص) می‌شمرند.

ثالثاً آنچه در پی حدیث آمده كه دستور اسارت و بیگاری ایرانیان را داده است، مربوط به رأی عمر بن خطاب خلیفه‌ی دوم است نه رأی امام صادق! چنانكه می‌نویسد: « رأی الثانی فی الأعاجم» یعنی: «رأی بد و ناشایست خلیفه‌ی دوم درباره‌ی عجم‌ها». نویسنده‌ی بی‌اطلاع گمان نموده كه این عنوان، دنباله‌ی حدیث امام صادق است و توجه نداشته كه كتاب "سفینة البحار" در حكم فهرست بحار الأنوار مجلسی است و عناوین بحار الأنوار را معمولاً در پی احادیث می‌آورد.

رابعاً اینكه می‌نویسد: خلیفه‌ی ثانی فرمود زنان ایرانی را بفروشند و مردان را به بیگاری بكشند، پشت سر این عبارت آمده که علی علیه‌السلام با این رای مخالفت نمود و گفت: «إن النبی صلی الله علیه و آله و سلم أكرموا كریم قوم و إن خالفوكم و هؤلاء الفرس حكماء كرماء فقد آلقوا إلینا السلام و رغبوا فی الإسلام و قد اعتقت منهم لوجه الله حقی و حق بنی هاشم (سفینه البحار،ج2، ص164)». یعنی پیامبر (ص) فرمود که اشخاص بزرگوار از هر قوم را گرامی دارید هر چند با شما مخالفت نموده باشند و این ایرانیان مردمی فرزانه و بزرگوارند كه اظهار صلح به ما كردند و رغبت در اسلام نمودند و من برای رضای خدا از حق خود و بنی‌هاشم بخشی از این اسیران را آزاد ساختم». پس چگونه می‌توان نتیجه گرفت كه این حدیث نشان می‌دهد اسلام با ایرانی مخالف است؟!

خامساً در پی همین حدیث، احادیثی چند آمده در مدح ایرانیان به طوری كه عنوان بالای صفحه كتاب "مدح العجم و ما یتعلق بهم" ضبط شده است.

سادساً سند این حدیث به لحاظ علم رجال، ضعیف است و اساساً معلوم نیست خلیفه‌ی ثانی چنین دستوری درباره‌ی اسیران ایرانی داده باشد! بعید نیست كه با توجه به شرایط زمان صفویه، حدیث مزبور را به قصد ایجاد شكاف بین شیعه و سنی، ساخته و پرداخته باشند (والله اعلم)

با آرزوی هدایت شایستگان

مصطفی حسینی طباطبایی

منبع (+)





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، مقالات، 
برچسب ها : حضرت امیر علیه السلام، پیامبر اعظم (ص)، مصطفی حسینی طباطبایی، حدیث جعلی، حدیث، روایت، خلیفه‌ی دوم، بررسی رجالی، بحار الانوار، علامه مجلسی، ایران، ایرانیان، امام صادق علیه السلام، امام حسین (ع)،




( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه