کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟

لینکدونی

ثبت لینکهای زیر در وبلاگ کیمیا لزوما به منزله تایید تمامی مطالب آنها نمی باشد

پیوندهای روزانه ( وبلاگ ها )

حیات طیبه
پرسه در خیال
نگین
گفتنی های یک مداح
علی گویان
دلدله
جایی برای بیان احساس
آیتالله سید محمد حسینی شیرازی
زندگی من
هیات بلاگ
انا مجنون الحسین (ع)
بنی آدم
رقعه
غم آینه
من و خودم و کیمیا
خام بدم .پخته شدم .سوختم
من و گل نرگس
مرکز فرهنگی شهید آوینی
**ستاره شب**
کیمیا / پرشین بلاگ
طلوعی دوباره
کلید آسمانی
*** یَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
بر باد رفته ها
عاشورائیان
طلبه ای از نسل سوم
همسر
خود نویس
غریب الغربا
بودن در نبودن
تلخابه
دکه عقل و عشق
یادداشتهای یک دانش ناپذیر
بچه ایران
به یاد او
گلابتون
لحظه گمشده
عادی
جایی میان ابرها
زیر باران ، بی چتر
تمنای شیرین گناه
ایلام امروز
سالهای تا کنون
همه جور آجیل
روضه
رویا دختر کوچولوی مامان
نرگسی
یک جرعه غزل
تازه های ادبی
سواد آینه
باران مسیحا
یادداشتهای یك مرد خبرنگار
سید مهدی شجاعی
نفحه
بزمانه
پرواز درآسمان خیال
امید مهدی نژاد
اسرارعالم برزخ در سرای باقی
آیینه غم
مركز فرهنگی شهید آوینی
دانش طلبان مدرسه عالی
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
رویا دختركوچولی مامان
نگین 84
عاشقانه هایی برای تو
شهیدانه
شعر آرین
سرزمین اشعار همواره
كامپیوتر
غزل معاصر
ماه شب چهارده
شعرعاشورا
شعرشب یلدا
خیال تو
غزلسرا
آیه های دلنشین
مشترك مورد نظر
وبلاگ تخصصی كامپیوتر
محمد حسین دادیان
دوستدار حاج منصور ارضی
قاصدكهای سوخته
یادداشتهای یك مداح
گندم و بلدرچین
براده های روح
فصل فاصله
بزرگ راه
سلسله
گسل
دانلود كتاب
گوهر زمان
كتایون
همنوای یوسف زهرا
زهرا
و تو را دوباره باختم من
حرفهای رکیک
وبلاگ تخصصی افتر افکت
بیت الجواد علیه السلام
داستانك
شروشور
آفرینش
قرنی از باران
یک روح در دو جسم
هزار گلخانه آواز( استاد شجریان )
مطالعاتی پیرامون خلافت خلفاء
یوسف زهرا
شرارعشق
انجمن نواندیشان تغذیه ایران
دختر تنهای تنها
وبلاگ مذهبی امام حسین (ع)
دل نانوشته ها
زیر چشمی
مفاتیح
مخ تش
آیاخدابرای بنده اش کافی نیست......
دادگاه رسمی
تخریبچی دوران
رابعه / محبوبه ابراهیمی
پلخمون /سید محمد جواد میری
عشق علیه السلام / علیرضا قزوه
دنیای سه خواهر / زهرا قدیانی
بازمانده ای تنها / وبلاگ شخصی سید محمد انجوی نژاد
ازدواج؟... بــعــلــــه
نامه های باد
عصر جدید
یک اندیشمند انقلابی / محمد آل حبیب
چیبین
سجیل
من یک یهودی ام
دختران باحجاب
یهود شناخت
خانم مینو بدیعی
مرگ بر صهیونیسم
نهضت مهدویت و نهضت صهیونیسم
دارم دنبالش می گردم ...
بی معرفت
یک سوار صبور در راه است / مسابقه گفتگوی صمیمی با آقا امام زمان (عج)
شراب شرقی /اشعار و غزلیات فانی
پرویز بیگی
پلاک ، شهادت
قالب وبلاگ مذهبی
دوست داران حاج حسن خلج
اسلام ؛ آیین زندگی ، مخالف بیفکری
من و ام اس
در حضور حضرت محی الدین
دغدغه های علمی
غیر منتظره
نمایندگی مجاز / استاد محمد رضا زائری
یارا / محمد سعید میرزایی
شعرکده / میلاد عرفان پور

پیوندهای روزانه ( سایت ها )

فری دانلود دات کام
وبسایت شخصی دکتر سید یحیی یثربی
رصد / باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
دوران / مجله الکترونیکی تاریخ معاصر ایران
مصلای امام خمینی
راسخون
دانشگاه مجازی امام خمینی (ره)
مرحوم محمد رضا آقاسی
حضرت آیت الله بهجت
کتابنامه / بانک اطلاعات و فروشگاه بزرگ کتاب ایران
نایت اسکین
سایکو
قالبساز آن لاین
قالب وبلاگ
فروشگاه سی دی هنر
ایران طپش ( سایت خبری علمی و ... )
یاسین مدیا (بانک فیلم و صوت مذهبی )
نهاد نمایندگی رهبری دانشگاه یزد
ریاست جمهوری ایران
دعا و زیارت
روزنامه ایران
مجله گل آقا
استاد حسین انصاریان
مرکز جهانی اهل بیت
خانه كتاب ایران
بنیاد جانبازان
معرفی پایگاههای شیعه
پایگاه شهید مرتضی مطهری
پایگاه اطلاع رسانی شهید آوینی
روزنامه همشهری
مرحوم آیت الله فاضل لنكرانی
آژانس خبری وبلاگ نویسان
مسجد جمكران
تجلی اعظم
انجمن شاعران ایران
سایت دولت
پایگاه اطلاع رسانی امام خمینی
فقه اسلامی
رهپویان وصال
کتابخانه کنگره ملی آمریکا
آیت الله خامنه ای
عاشورا
فدك
آیت الله مصباح یزدی
آیت الله مكارم شیرازی
خبر گزاری جمهوری اسلامی
پایگاه حدیث
حوزه
روزنامه اطلاعات
شعر نو ( مجموعه آثار)
سایت غدیر
سایت فرهنگ انقلاب اسلامی
درسهایی از قرآن
سایت تبیان
روزنامه كیهان
نور و نار / عرفان نظر آهاری
اولین سایت تخصصی امام حسین و علی اصغر(ع)
صافات نت
سوره مهر
بچه های قلم
اسلام ناب / اولین پایگاه طلبگی تحول خواهی در حوزه های علمیه
کتاب آفتاب
هفتان
لوح / پایگاه فرهنگ وادب فارسی
فیروزه
الف
مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران
محاکمه
یه مجموعه ی تقریبا کامل برای موبایل دارها
موسسه ی فرهنگی نور مبین
اندیشه قم / پاسخگوی شبهات دینی
کلام
آوای آزاد / شعر و شاعری
فروشگاه تخصصی پازل

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

این نقشه جعلی است (2)

 

 

نگاهی به تاریخ فلسطین از آغاز تا امروز

قسمت دوم :

 

فصل اول : سرزمین پیامبران

دوهزار سال قبل از میلاد مسیح تا قرن چهاردهم میلادی ( رنسانس )

 

فلسطین جزء معدود سرزمینهایی است که اراده خدا بر تقدیس آن قرار گرفته است . مسجد الاقصی ، سومین حرم شریف مسلمانان در این مکان قرار دارد و این سرزمین جایگاه ادیان الهی چون موسویت ( که یهود جزیی از آن است ) و مسیحیت بوده است . در این میان سابقه تاریخی یهودیان در فلسطین ، یکی از ادعاهای صهیونیستها در جهت تقویت گرایش یهودیان به ایجاد ملتی در فلسطین و به حق جلوه دادن تصاحب آن شده است . اما جالب اینجاست که بر اساس شواهد تاریخی یهودیان نه تنها ساکنان اولیه فلسطین نبوده اند بلکه حتی بیشتر از سایر اقوام نیز بر آن حکومت نداشته اند .

 

تجار پشم قرمز

 

2000 سال تا میلاد مسیح مانده بود که قبائلی از اهالی اور عراق به حوالی مدیترانه رسیدند .

جایی به نام « کنعان » که به زبان « آرامی » شغل مردم خودش را معرفی می کرد ؛ یعنی « تجار پشم قرمز » . مردمی که حالا میزبان پناهندگانی بودند که زندگی شان به تاراج همسایگان رفته بود و اکنون به دنبال یک مأمن به روستاهای کنعان رسیده بودند . روستاهایی که حتی در خواب آرامشان هم نمی دیدند که روزی ، یکی از جنجالی ترین نقاط جهان شوند .

در میان تازه واردها ، مردی بود که اگر چه هنوز پسری نداشت اما بعدها ، تاریخ به او لقب « پدر پیامبران » داد . او در پیری صاحب دو پسر شد ؛ اسماعیل و بعد اسحاق . اسماعیل به صحرای حجاز رفت و از نسل او مردی در آخر الزمان ، آخرین پیامبر خدا شد . اسحاق در سواحل سرسبز مدیترانه ماند و از او یعقوب ، به دنیا آمد و اسراییل لقب گرفت . فرزندان او به بنی اسراییل معروف شدند . بعدها دوازده پسر یعقوب ، قبایل دوازده گانه بنی اسراییل را به وجود آوردند که به آن « اسباط دوازده گانه اسراییل » می گویند .

یهودا چهارمین پسر اسراییل بود . کسی که به تحریک او فرزند عزیز یعقوب ، یوسف ، به چاه انداخته شد . اما خدا خواست و یوسف ، عزیز مصر و پناه مردم قحطی زده شد و زمانی که یعقوب و فرزندانش به مصر رفتند ، این بار ، یهودا در نقش برادری مظلوم و بی تقصیر به ملاقات یوسف رفت . یهودا ، نماد خدعه و دورویی بود و یوسف ، پیامبر خدا و از پیامبر خدا جز بخشش و بزرگواری چه انتظاری می رود و یوسف چنین کرد .

پس از آن بنی اسراییل ساکن مصر شدند و قرنها ، تحت ستم فراعنه بودند تا اینکه موسی به دنیا آمد و در حدود 1290 ق . م آنها را از مصر به طرف ارض کنعان برد . موسی از آنها خواست به کنعان بروند و با مردم آنجا بجنگند اما آنها ترسیدند و نا فرمانی کردند . نتیجه این بهانه گیری و سرکشی ، نفرین موسی بود و سرگردانی چهل ساله در صحرای سینا تا اینکه تالوت به امر خدا رهبر قوم شد و با سپاهی که داود هم در آن حضور داشت کنعان را فتح کرد و قوم سرگردان وارد آن شدند . چند سال بعد داود به پیامبری رسید و حکومتی تشکیل داد و پس از او پسرش سلیمان ، مرزهای حکومت را گسترش داد . مرزهایی که دقیق به حافظه تاریخ سپرده نشد و این بهانه را به دست یهودیان داد که امروز مرزهای واقعی قلمروی حکومت خود را از نیل تا فرات بدانند .

پس از سلیمان بین بنی اسراییل اختلاف افتاد و قلمروی حکومتی دو تکه شد ، با دو دولت . یکی متعلق به ده سبط که مرکز آن سامره بود و به اسم افراییم معروف شد و دیگری یهودیه با مرکزیت اورشلیم که متعلق به دو قبیله بزرگتر بود . این دعاوی خانوادگی بنی اسراییل ، حدود 10 قرن قبل از میلاد مسیح شروع شد و جنگ و ستیز ، هر دو دولت افراییم و یهودیه را ضعیف کرد تا اینکه یهودیه با آشوریان همدست شده و بر علیه افراییم توطئه کردند و این سرزمین را قسمتی از مملکت خود کردند .

 

« یهود » یا « بنی اسراییل » ؟

 

این پایان دوران طولانی بنی اسراییل است که با حسد برادران یوسف به رهبری یهودا آغاز می شود و در سال 720 ق . م با فروپاشی مملکت افراییم و شروع یکه تازی فرزندان یهودا به پایان می رسد . اما دولت یهودیه در کنار مدیترانه باقی می ماند تا مردم آن ، ده سبط بنی اسراییل را به بردگی ببرند و اموال آنان را غارت کنند و اندک اندک ، هویت و زبان آنها را در هویت و زبان خود مستحیل کنند و تاریخ ، نام یهودا را به جای نام بنی اسراییل بشناسد . چرا که به اعتقاد یهودیان این ده سبط در تاریخ گم شده اند ! گویی فرزندان یهودا ، گم کردن برادر را ، به خوبی از جد خود آموخته بودند .

در همین جا بد نیست که به تفاوت « بنی اسراییل » ، « یهود » و پیروان آیین موسوی ( موسی علیه السلام ) توجه کنیم . یهودیها که فرزندان یهودا ، یا به عبارتی بخشی از بنی اسراییل را تشکیل می دهند ، قومی به جا مانده از زمان حضرت یعقوب ، یعنی پیش از نبوت موسی (ع) ، هستند که بعد از رسالت آن حضرت به ایشان می گروند و این اشتباه که گاهی به پیروان آیین موسوی ، یهودی گفته می شود شاید به موضوعی که پیشتر به آن اشاره شد بر می گردد ؛ گم شدن ده سبط دیگر ! و البته موضوع به همین جا ختم نمی شود ، گم شدن این ده سبط همه ی سرمایه های تاریخی بنی اسراییل را به حساب یهود ریخته است . از جمله سرزمینشان را . به طوری که یهود که فقط دارای کشور کوچک یهودیه بود ، امروز ادعای مالکیت بر کل سرزمین نیل تا فرات را می نماید .

 

ادامه دارد ...

  

 

 

این نقشه جعلی است


آخرش خودشون یه روزی از وسط ... . منتظر می مونیم !


نگاهی به تاریخ فلسطین از آغاز تا امروز
قسمت اول :

ببخشید چند لحظه !


« اسرائیل موجود ، فقط یک پنجم از خاکی است که باید به دست ما باشد و این وظیفه ماست که چهار پنجم دیگر را با فعالیت و پشتکار به دست آوریم . »     مناخیم بگین (1)

این جملات فقط آرمان رهبران صهیونیست نیست ، بلکه امروز هر دانش آموز یهودی که تورات را از شش سالگی می آموزد باید این جمله تورات را به خاطر بسپارد که : « این سرزمین را به ایشان می دهم . حتی به فرزندان اسرائیل . » (2)
ارض موعود در تورات ، از نهر مصر – نیل – تا فرات معرفی شده است که فلسطین کنونی بخشی از آن است . بقیه قسمتها را می توان روی نقشه هایی دید که از طرف دولت یهود ، به عنوان اسرائیل ایده آل معرفی شده است . این قسمتها شامل کشورهای اردن ، سوریه ، لبنان ، بخش زیادی از عراق ، قسمت وسیعی از مصر ، تمام صحرای سینا و دلتای نیل و قطعه ای از حجاز می باشد .
اما آیا اعتقادت مذهبی یهودیان آنها را به فکر انداخت که سرزمین موعودشان را از غیر یهودیان پس بگیرند ؟ پاسخ دادن به چنین سوالی و سوالهای دیگری از این دست ، در تحلیل مسایل مربوط به فلسطین نقشی اساس دارد . اینکه چه عواملی منجر به آن شد که یهودیان ، تصمیم بگیرند سرزمینی ملی داشته باشند و این تصمیم چگونه تقویت شده و به مرحله عمل رسید یا اینکه تاثیر جنگ اول و دوم در پیشبرد این هدف چه بود ، همه سوالهایی هستند که پاسخ به آنها به عنوان پیش نیاز ارزیابی مسایل مطرح در مورد فلسطین ، ضروری به نظر می رسد و هرگونه نظریه ای در این باب بدون گذر از این مرحله ، مانند تحلیل فیلمی است که از میانه به تماشای آن بنشینیم .
در اینجا لازم است به نکته مهمی اشاره کنیم و آن اینکه ، بهره مندی از یک نگاه صحیح به مسئله فلسطین نیازمند اشراف به ابعاد گوناگونی در این مسئله است که در هیچ کتابی ، این ابعاد یکجا مورد بررسی قرار نگرفته است و مطالعه کتب مختلف برای اشخاصی که فرصت مطالعه و یا آشنایی کافی با کتب ندارند ، میسر نیست . لذا در این کتاب [ نوشتار ] سعی بر آن بوده است تا جایی که ممکن است این ابعاد ، هر چند به طور چکیده و خلاصه مورد بررسی قرار گیرد تا ضمن ارائه یک دید کلی ، جایگاه ابعاد مختلف را در این موضوع مشخص کند . با این امید که علاقه مندان بتوانند با مراجعه به کتب موجود ، به تکمیل اطلاعات خود بپردازند . 

پ . ن :
1و 2  : لولای سه قاره / شمس الدین رحمانی .  

پ . ن کیمیا :
سلام !
« این نقشه جعلی است » عنوان کتابچه ای است با همین عنوان که به همت سرکار خانم « زهرا اشعری » و توسط « موسسه میراث اهل قلم » از زیر مجموعه های « کتاب دانشجویی » چاپ گردیده است . کیمیا نه از روی بیکاری ( در ایام امتحانات ) بلکه از باب  احساس وظیفه و از این جهت که قرتار داره ، چیزی رو تو ویتریش به نمایش بذاره که به درد بخورده ؛ همه یا بخشهایی از این کتاب را ، تحت عنوان خود کتاب ، تایپ می کنه و در پستهای جداگانه ای برای خوندن دوستانش ارائه می ده .
تذکرا عرض شد .
موفق باشین .
یاعلی




منبع:
http://kimiaweb.blogfa.com

کیمیا می خونه ...

 

 

 

شهره عارفان ( قسمت اول )

دیباچه

شخصیت جامع و افكار والا و ژرف ابن‏عربی ، بسیاری از اندیشمندان و صاحب‏نظران را به سوی خود جلب كرده و آن‏ها را به مطالعه آثار و نقّادی افكارش وا داشته است . گروهی ، در برابرش سر تعظیم و ستایش فرود آوردند و ایمان و اعتقاد دینی و نیز مقام روحانی و معنوی‏اش را ستودند . جمعی دیگر ، اقوال و افكارش را با شریعت ناسازگار یافتند و به قَدْح و سرزنشش پرداختند . در این میان ، عده‏ای نیز متحیر ماندند و از اظهارنظر خودداری كردند . سرانجام ، گروهی نیز با این‏كه افكارش را موافق دین و مذهب نیافتند ، ولی به ملاحظاتی ، معذورش داشتند . شهید مطهری نیز بر این نظریه‏های گوناگون صحه گذاشته و فرموده است :

محیی‏الدین یكی از اعاجیب روزگار است ؛ انسانی است شگفت و به همین دلیل ، اظهار عقیده‏های متضادی درباره‏اش شده است . برخی او را ولی كامل و قطب ‏الاقطاب می‏خوانند و بعضی دیگر ، او را تا حد كفر تنزلش می‏دهند . ( آشنایی با علوم اسلامی ، ص 114 ) .

با این وصف ، هرگونه قلم فرسایی و تنزیه و تبیین شخصیت ژرف و شگفت محیی‏الدین ، بسیار دشوار و ظریف می‏نماید و چه بسا گام‏ها و خامه‏ها را به لغزش می‏كشاند . پژوهشگر ارجمند ، جناب آقای محمد بدیعی با كوششی بی‏شایبه ، این رسالت سنگین را پذیرفته است و با بررسی منابع و دیدگاه‏های اندیشمندان گوناگون كوشیده است زنگار و غبار را از چهره این شخصیت عرفانی بزداید . ایشان با توجه به مجال این نوشتار ، به بررسی بعضی شبهه‏ها پرداخته است . باشد كه شمس وجود ابن عربی در آسمان عرفان با كنار رفتن ابرها ، شفاف‏تر نمایان شود .

در پایان باید گفت این پژوهش ، فراخوانی است برای اندیشه‏ورزانی كه به واكاوی در ابعاد شخصیت وجودی و افكار بلند این عارف مسلمان پرداخته‏اند . امید كه این اثر مقبول طبع بهره‏وران افتد و راه نیمه‏تمام معرفی اندیشمندان به انتها بیانجامد.

انّه ولی التوفیق‏

اداره كل پژوهش‏ مركز پژوهش‏های اسلامی صدا و سیما

 

برگرفته از کتابی با عنوان شهره عارفان

کاری از مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما 

 

 

 

 

جمعه ها با حافظ



سلام
ساعت سه و پانزده دقیقه صبح جمعه است ؛ یکی دو ساعته از هیات اومدیم خونه ؛
دهه اول محرم با تموم اسرارش ، با تموم حس و حالش تموم شد و از دهه دومش هم دو روز گذشت ؛ جدا خوشا به حال اونایی که مشمول تفضل و عنایت ذوات مقدسه حضرات معصومین ، خصوصا حضرت سیدالشهداء و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیهما شدن . نمی دونم تا کی باید منتظر بمونم برای کیمیا یه شب ، تو عمرش گل کنه و ... .
فکر می کردم فارغ از دهه اول محرم و شلوغی شدید سرم که شدم یه پست جدید برای کیمیا ثبت کنم ؛ خب شد و رسیدیم به جمعه و « جمعه ها با حافظ » !
اولین جمعه ها با حافظ سال 1430 هجری قمری
بسم الله ...
نیت کنید ... !
باز کنم دیوان خواجه شیرازو ؟؟؟
...
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
 
لبش می بوسم و در می کشم می
به آب زندگانی برده ام پی
نه رازش می توانم گفت با کس
نه کس را می توانم دید با وی
لبش می بوسد و خون می خورد جام
رخش می بیند و گل می کند خوی
بده جام می و از جم مکن یاد
که می داند که جم کی بود و کی کی
بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وی
گل از خلوت به باغ آورد مسند
بساط زهد همچون غنچه کن طی
چو چشمش مست را مخمور مگذار
به یاد لعلش ای ساقی بده می
نجوید جان از آن قالب جدایی
که باشد خون جامش در رگ و پی
زبانت در کش ای حفظ زمانی
حدیث بی زبانان بشنو از نی
 
 
 
عجیب بود و بسیار جالب !
در طول عمر « جمعه ها با حافظ » کیمیا ، فکر می کنم اولین باره که این غزل تو جواب تفال می یاد .
چی بگم ؟؟؟
خیره ان شاء الله !
کیمیا رو دعا کنید
موفق باشین
تا بعدا
یاعلی 


 



منبع:
http://kimiaweb.blogfa.com

هلال محرم شد پیدا ...




سزاوار است حال دوستان آل محمد – که رحمت خداوند بر آنان باد – به حکم دوستی و وفا و ایمان به خداوند بلند مرتبه و بزرگ و رسول کریم ، در دهه ی اول محرم تغییر نموده و در دل و سیمای خود آثار اندوه و درد این مصیبتهای بزرگ و دردناک را آشکار نمایند .
باید مقداری از لذایذ زندگی را که از خوردن و نوشیدن و حتی خوابیدن و گفتن به دست می آید ترک نموده و مانند کسی باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده است .
نباید احترام ناموس خداوند بزرگ و احترام پیامبر عزیز و احترام امامش ، کمتر از احترام خود و نزدیکانش باشد و لازم است که خدا و پیامبر و امامش – که رحمت خداوند بر آنان باد – را بیش از خود و فرزندان و نزدیکانش دوست داشته باشد .
خداوند متعال می فرماید : « بگو اگر پدران و پسران خود را بیش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست دارید ، منتظر باشید تا خداوند مطلب مورد نظر خود را انجام داده و شما پشیمان و زیانکار شوید . » (توبه / 24)
یکی از فرزندان کوچکم در دهه اول محرم فقط نان خالی و بدون خورش می خورد . و تا جایی که می دانم کسی به او نگفته بود که این کار ا انجام دهد و گمان می کنم سر چشمه این کار دوستی باطنی او بود .
حال اگر کسی نتواند در تمام دهه ی اول محرم این کار را انجام دهد ، باید در روز تاسوعا ، عاشورا و شب یازدهم نان خالی بخورد . و در روز عاشورا تا عصر خوردن ، آشامیدن و حتی سخن گفتن مگر آنکه لازم باشد و دیدار با برادران دینی را ترک کرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرالر دهد . و نیز در دهه ی اول ، هر روز امام حسین را با زیارت عاشورا زیارت نماید .
و اگر می تواند مراسم عزاداری آن حضرت را در منزل خود با نیتی خالص بر پا نماید ، باید همین کار را بکند و اگر نمی تواند ، در مساجد یا منازل دوستانش به برپایی آن مراسم کمک کرده و این مطلب را از مردم بپوشاند تا به اخلاص نزدیک شده و از خود نمایی دور شود . و هر روز مقداری از اوقات خود را در مکانهای عمومی به عزاداری بپردازد .

المراقبات ، آیت الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی ، اعمال ماه محرم
 
سلام
...
هر جا بودید
هر جا سیمتون وصل شد
هر جا دلتون شکست
هر جا وقتش بود
کیمیا رو هم از یاد نبرید
...
التماس دعا
یاعلی




منبع:
http://kimiaweb.blogfa.com

سلام فاحشه !!!


 

سلام فاحشه !!!  

هان؟ تعجب کردی !؟ میدانم در کسوت مردمان آبرومند اندیشیدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما میخواهم برایت بنویسم !

شنیده ام ، تن می فروشی ، برای لقمه نان ! چه گناه کبیره ای ... ! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند ، من هم مانند همه ام . راستی روسپی ! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو ، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند ، اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این « ایثار » است ! مگر هردو از یک تن نیست ؟ مگرهر دو جسم فروشی نیست ؟ تن در برابر نان ننگ است . بفروش ! تنت را حراج کن ... من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان ، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین .

شنیده ام روزه میگیری ، غسل میکنی ، نماز میخوانی ، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری ، رمضان بعد از افطار کار می کنی ، محرم تعطیلی ! من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه ، جمعه بازار دین خدا را براه کنم ، زهد را بساط کنم ، غسل هم نکنم ، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم ، پیش ازافطار و پس از افطار مشغول باشم ، محرم هم تعطیل نکنم ! فاحشه… دعایم كن .

منبع

 

 

 

دوباره اول بسم الله ...

 

 

سلام
کی می دونه ؟؟؟
شاید دوباره
اینجا هم
به روز شد
از کیمیا هر چی بگی بر میاد !
...
سسسسسسس
...
تا بعدا
موفق باشین
یا علی



...

 

یعنی میشه یه روز نزدیک نزدیک

بگیرم از خدا

اون چیزی رو که می خوام ؟؟؟!!

برام تو این شبهای عزیز دعا کنید

برا کیمیا و همه کیمیاییها

هر جا رفتید و هر جا بودید

حتی تنها

تو خونه و یه گوشه دنج ، رو سجاده

و

یه مناجات کوچولو

اما بلند

از آقای رضا جعفری

با عنوان

در مسیر آب

:

 

 

 

نه آه مانده برایم نه ناله نه فریاد

به کنج خویش فراموش مانده ام در یاد

هبوط کرده ام از اصل خویش و حیرانم

شبیه برگ خزان در هجوم وحشت باد

نشسته ام به تماشای سقف ویرانم

دوباره خانه ما در مسیر آب افتاد

مرا زخویش بگیر و به خویش برگردان

اسیر باز شود هر پرنده آزاد

کجاست آن که خرابم کند به بیماری

سرش سلامت و خوش باد و خانه اش آباد

به گردن دگران جرم خویش را مفکن

مزن به کوه بزن تیشه بر سر ای فرهاد

به آه دست به دامان چشم خویشتنیم

به زور ناله کشیدیم منت فولاد

به پنج نور مقدس تو را قسم دادن

خداش خیر دهد هر کسی که یادم داد

 

یاعلی

 

 

جمعه ها با حافظ

 

 

سلام

بعد از مدتها

توفیق

دوباره

نصیبم شد برای

جمعه ها با حافظ

نیت ... ؟؟؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد

خاک وجود ما را از آب باده گل کن

ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد

این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند

حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد

عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود

کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد

امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان

کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد

بر تخت جم که تاجش معراج آسمانهاست

همت نگر که موری با آن حقارت آمد

از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار

کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد

دریاست مجلس او دریاب وقت و دریاب

هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد

آلوده یی تو حافظ فیضی ز شاه درخواه

کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد

 

یاعلی

 

 

 

انتقال احساسات

 

 

آدم گاهی باید احساسشو بگه و گاهی نباید اصلا احساساتشو بروز بده ، گاهی باید دوباره برگردی و داشته هاتو یه نگاه بندازی و گاهی باید تکرار کنی همه اون چیزایی رو که بلدی ، گاهی باید در عین اونی که بلدی سینتو بدی جلو و بگی : « بلد نیستم » و دوباره بشنوی ، گاهی وقتی برمی گردی به گذشته ای که همیشه همیشه ، در حال مرور کردنشی ، یه چیز تازه گیرت میاد و یه چیز جدید کشف می کنی ، و ... و ... و ... عجب دوراهیهای مشکلی هستن اینا ؛کیمیا هم امشب درگیر این دوراهیا بود که دلشو زد به دریا ...

چند بار ، قبل از این هم ، این شعر رو خونده بودم و کیف کرده بودم اما این دفعه یه چیز دیگه بود ؛ درست مثل اینکه بی هوا یه لیوان آب جوش رو به خیال اینکه آب یخه ، سر بکشی ؛ یا یه فلفل تند رو به هوای اینکه شیرینه ، گاز بزنی ؛ ... شباهت من با این مثالها دقیقا و تحقیقا تو « سوختن » بود که بماند ... .

ظاهرا مناسبت ظاهری این شعر مال الان نیست اما ... :

 

 

این جشنها برای من آقا نمی شود

شب با چراغ عاریه فردا نمی شود

من بیشتر برای خودم گریه می کنم

این جشنها برای تو بر پا نمی شود

خورشیدی و نگاه مرا می کنی سفید

می خواستم ببینمت اما نمی شود

شمشیرتان کجاست ؟ بزن گردن مرا

وقتی که کور شد گرهی وا نمی شود

یوسف ! به شهر بی هنران وجه خویش را

عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی شود

اینجا همه منند ، من ِ بی خیال ِ تو

اینجا کسی برای شما ما نمی شود

آقا جسارت است ولی زودتر بیا

این کارها به صبر و مدارا نمی شود

تا چند فرسخی خودم ایستاده ام

تا مرز یأس ، تا به عدم ، تا نمی شود

باور مکن تو را به هوای تو خواستم

با این قدی که پیش شما تا نمی شود

می پرسم از خودم غزلی گفته ای ولی

با این همه ردیف ، چرا با نمی شود ؟!

 

رضا جعفری

 

 

پاورقی :

این شعر  با اندکی تفاوت در ابیات ، در دو  کتاب چاپ شده بود که جمع همه ابیات رو اینجا می بینید .

 

 

آه ای صبا ....

 

آه ای صبا چون تو مدهوشم من،خود فراموشم من،خانه بر دوشم من،خانه بردوش

من درپیش کو به کو افتادم،دل به عشقش دادم،حلقه در گوشم من،حلقه در گوش

گر در کویش برسی برسان ، این پیام مرا

بی چراغ رویت ، من ندارم دیگر ، تاب این شبهای سرد و خاموش

هر گز هرگز باور نکنم ، عهد و پیمان ما ، شد فراموش

 

ای جان من غرق سودای تو ، بی تماشای تو ، دل ندارد ذوق گفتگویی

بی جلوه ات آرزو بی حاصل ، بی تو در باغ دل ، خود نروید سرو آرزویی

شبها مرغ لب بسته منم ، دل شکسته منم

تا سحر بیدارم ، سر به زانو دارم ، بر نخیزد از من ، های و هویی

بی تو سیر گل را چه کنم ، گل ندارد بی تو ، رنگ و بویی

 

 
  • تعداد صفحات :49
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

سلام
اینجا وبلاگ گروهی کیمیاست
چند وقتی ( شاید بیشتر از یکسال ) به خاطر دلایل مختلف من جمله تغییرات میهن بلاگ ، مسکوت بود ؛ حالا دوباره ، به یاری خدا ، یواش یواش دوباره ، شاید ... از نو شروع شد و اهالی کیمیا دوباره نوشتن .
...
دوستان لینک خودشون رو برای اضافه شدن به لیست لینکهای وبلاگ کیمیا از طریق گزینه ارسال لینک در انتهای پیوندهای روزانه برای کیمیا بفرستند ؛ کیمیا معمولا در تبادل لینک مشکلی نداره ، مگه وبلاگ لینک دهنده ، رگه ای از کیمیا و کیمیاگری توش نداشته باشه ؛
فعلا همین ؛ تا بعدا
موفق باشین
یاعلی
مدیر وبلاگ : کیمیا

حاشیه کیمیا


آرشیو حاشیه کیمیا

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان