مَردم - نه این که فاسدم- تسبیح می رقصید!
آن شب - خود من شاهدم - تسبیح می رقصید
دست مرا بالا و پایین برد و می چرخاند
با من که اهل مسجدم تسبیح می رقصید!!
حسی همانند مسیحا داشت و هر وقت
گفتم مرا چیزی بدم ، تسبیح می رقصید
نشنیده بود از من چنین تنزیه محضی را
چون دید شیخی ملحدم ، تسبیح می رقصید
من ماجرای خویش را گفتم به پیر راه
او گفت: چون ناواردم تسیبح می رقصید
اما همین که ذکر او آغاز شد دیدم
در دست پیر مرشدم تسبیح می رقصید!!!
ذکر جمیلش تا که تر میکرد لبها را
در دست خشک و زاهدم تسبیح می رقصید
از اولِ الله تـــا هـــاءِ بَـــرَکــــاتـــــه
با جانماز سیـّدَم تسبیح می رقصید
سجاده ام شاید خیلاتی شده اما
این مهر تربت شاهدم ، تسبیح میرقصید
از آن همه کشف و شهود و آن همه مستی
تنها همین شد عایدم: تسبیح می رقصید
حاء واو الف
ما خود را
به ترتیل خواندیم :
حوا
ضلع آدم درد گرفت
و اینچنین انسان را به یاد کرشمه ای انداختیم
که او را به رقص میاورد
و او نمیدانست و گفت
ای سه گانه ی مقدس
ما را از فردانیتت مجزا مکن
ودر ترکیب وحدانیتت پناهمان ده
آنگاه ما بر او کتابی فرستادیم
که یک سوره داشت و آن سه آیه بود
وآن را از باطن آدم به ظاهرش نازل کردیم
آنچنانکه جبرییل نامحرم شد

تا گفتم
السلام علیک
مست کردم و . . .
*********
اینجا چشیدنیست
جواب سلامها

سلام.
عرض تسلیت بمناسبت رحلت آیه الله بهجت.
___________________________________
نی
یا شمع
اگر نبود
آتش لبهای سرخ
نه میسوختیم
نه
میسوزاندیم


نه سیب آبدار
نه آب سیبدار
نه آب نه غذا
چیزی نمیخورم
پس جمع کن سفره ی تصویر داغ را
من روزه ام
بلی
آئینه روزه است
دعای امام زمان علیه السلام برای شیعیان در سرداب مقدس:
اللم ان شیعتنا منا و خلقوا من فاضل طینتنا و عجنوا بماء ولایتنا. اللهم اغفر لهم من الذنوب ما فعلوه اتکالا علینا و ولنا یوم القیامه حسابهم و لا تفضحنا یوم القیامه.
ترجمه:
خدایا شیعیان ما از ما هستند.از اضافه ی گل ما آفریده شده اند و با آب ولایت ما مخمر گشته اند. خدایا گناهانی که آنها به امید ما انجام داده اند را ببخش و و حساب رسی آنها در روز قیامت را به واگذار ....
بییایید با هم آمین بگوییم. اللهم آمــــین

سلام. پیشاپیش تولد سید الشهداء و امام سجاد و حضرت ابالفضل علیهم السلام را تبریک میگم. جای همه خالی توفیق زیارت نجف و کربلا نصیبمون شد. سوغاتی نجف بمونه برای بعد ولی سوغاتی کربلا چیزیه که این یه بیت بیدل دهلوی خیلی خوب ترجمه اش کرده:

نیست در این دامگه مظهر عشق غیور
ما همه بی غیرتیم آینه در کربلاست..

روضه تا میخوانی
قرمز لبهایت می ترکد
کثرت بوی انار
همه را میگیرد
من به لبهای تو ایمان دارم
در جماعتهای صبح سلوکی لبت
قامتی خواهم بست
در صف آن همه مرد
رکعتی خواهم خواند
روی تحت الحنکت
بوسه ای خواهم داد
ونام تو را
برتنه ی قهوه ای ام
خواهم کند
تا یک عمر
حجت الاسلام خاطره هایم باشی
از کف نعلین مشکی تو
سرمه برخواهم داشت
تا فقط تنها تو
خاطرات مژه ی پنجره هایم باشی
قلم سلبی خود را بردار
و در اثبات لبت
به تبرک تر کن
نکشیدن را نقاشی کن
کور کن گوشم را
دیدنم را کر کن
چند وقت است که من میخواهم
شیخ شوخ ملکوت همه ی منظره هایم باشی
مریمی خواهم شد از مریمها لبریز
با نیایشهایی
که فقط میخواهند
زکریای من و باکره هایم باشی
شب جمعه است
کمی روضه بخوان
تا ریاضی دان دایره هایم باشی
من به لبهای تو ایمان دارم


شهادت صدیقه طاهره رو با این مثنوی واره متولد ۸۲ تسلیت میگم.یا علی
وقتی خدا بودو کسی نبود بجز او
جلوه میکرد یه بانویی با اسم یاهو
بهشت یه انعکاسه از جلوه ی نامش
عرش خدا کوتاهتره از طول بامش
آدم و حوا زارعند تو باغ خونش
سیمرغه وهیچکی ندیده آشیونش
لطف مشیت تبسمش : بهشته
نیت خنده میکنه میشه : فرشته
سوره ی هل اتا که میده بوی نامش
از حوریه حرفی نزد به احترامش
از باغ وحی اش جبرئیل ، سوره می چینه
کاتب آیه هاش امیر المومنینه
فاطمه ، آبه و همه زنده به آبند
فاطمه، خوابه و همه محتاج خوابند
فاطمه نکهت تجلی جماله
فاطکمه در اوج جمالش با جلاله
فاطمه ، پیغمبر و مومنش علیه
فاطمه بر تموم انبیاء ولیه
چادر عصمتش کساء اهل بیته
شاعر تازه کار بچه هاش ، کمیته
نسیم گریه هاش که شبنم آفرینه
شبا رو گلبرگ دل علی می شینه
اونقده نورانی میشه صورت ماهش
انگاری خورشید دمیده تو سجده گاهش
هر شب میاد در میزنه خونه به خونه
پشت در هر خونه ای کمی میمونه
کمک میخواد شبا ز انصار و مهاجر
- مسلمونی کمک میخواد از قوم کافر-
کوثر عمر کم اون خیر کثیره
یه سر مدینه یه سرش خم غدیره
ستاره ای نداره و ماه مدینه اس
زهرا شب قدر علیه ، همین و بس
پل خدا رو برای همیشه بستند
اونایی که دست قنوتشو شکستند
همه تماشاچی هیزم و آتیشن
تا همه ی زهرا نسوزه پا نمیشن
باغ فدک بهونه ی سیلی زدن بود
کاری ترین زخم دل ابوالحسن بود
عمق غم و از دل افلاکی بپرسین
گوشواره رو از چادر خاکی بپرسین
دختر رز همنشین ساقه ی تاکه
سوره ی قدر آسمون ، گنج تو خاکه
مهتابو شاهد میگیرم علی غریبه
اشک چشاش ، غسل تن ماه نجیبه
شیشه ی غربت علی دچار سنگه
مدینه ی بی فاطمه کوچیک و تنگه

.jpg)
میلاد کیمیای اعظم و اکسیر احمر حضرت زینب سلام الله علیها را تبریک میگــــم به همــــه ضمنا
تولد دو کیمیایی مهربون و محترم ، آقای خون خامه و خانم نگین رو بهشون تبریک میگم و برای همه ی لحظاتشون کیمیا بودن رو آرزو میکنم.تولدتون مبارک.

ای که نزدیکتری
از من من
به رگ گردن من
تا تورا
- یا که خودم را-
به نواحی تماشا ببرم
قصد کردم که رگ گردن خود را بزنم!!!
