تبلیغات
کیمیا - مطالب روانشناسی
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 1386/05/10 :: نویسنده : نگین

۷ راهکـــــار برای مقابله با نگــــرانی های بـــــزرگ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                

میشه گفت هیچ انسانی بر روی زمین وجود نداره که نگرانی نداشته باشه.معمولا

هر روز نگرانی ای وجود داره که مارو آزار میده.مشکل اینجاست که ما هم هیچ

اقدامی جهت برطرف کردن اون مسئله انجام نمیدیم.و اما چند راه کار ساده:

۱-مشکل و نگرانیتان را یادداشت کنید.

اجازه ندید که نگرانی در ذهنتون جولان بده.اون رو روی کاغذ بیارید و مجزا از دیگر

کارهاتون بنویسید.

۲-لیستی از ۳ تا ۱۰ کاری که میتونستید برای حذف و کاهش این نگرانی

صورت بدید تهیه کنید.یکی از اونهارو انتخاب کنید و بنویسید.

۳-یک نفس عمیق بکشید.توجه کنید که اینکار چه تاثیر ارامبخشی روی شما

داره.حالا روی اقدامی که برای رفع نگرانی یادداشت کرده بودید تمرکز کنید.

۴-به خودتون نکات مثبت رو القا کنید.بگید که در حل این مشکل موفق خواهید

شد و به اهدافتون خواهید رسید.

۵-در ذهنتون تصویری از خود رو در حالی که دارید اون مشکل رو حل

میکنید مجسم کنید.

۶-حالا در ذهنتون زمان و حالتی رو تصور کنید که تمام مراحل رو رفتید و

مشکل رو حل کردید.فکر کنید کار رو انجام داده و مشکلتون رو حل کردید.در این

حالت چه احساسی دارید؟ببینید که تکمیل و انجام اون کار چه تاثیری در جهت

کاهش نگرانیتون داشت.

۷-حالا شروع کنید.کارتون رو همین حالا و در اسرع وقت شروع کنید.این روش باید

در اولیت برنامه روزمره شما قرار داشته باشه.این برنامه در صورتی عملی خواهد

بود که شما اقدام ملموسی در جهت حل مشکل انجام بدید.

اجازه ندید مشکلات کوچیک به یک کوه بزرگ و شکست ناپذیر تبدیل بشن.با

نوشتن مشکلات درصد زیادی از نگرانی ما از بین خواهد رفت.

موفق باشید.





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :


سه شنبه 1386/03/29 :: نویسنده : نگین

در زندگی روزمره افراد دو حوزه اصلی وجود داره که معمولا استرس ها و فشارهای

روزانه از اونجا سرچشمه میگیره.کار و خانه.

اما از بین این دو ظاهرا کار،فشار و استرس بیشتری رو برای فرد در پی داره.به نظر

میرسه که بیشترین شکایت مردم از برنامه ریزی های روزمره ایه که با یک رییس

نفرت انگیز،همکاران خبرچین!! و خسته کننده و بدخلق همراه میشه.

چیزی که شما در این شرایط لازم دارید اینه که بدونید فشار و استرس همیشه

هست ولی باید راه مقابله رو بیاموزید.

به چند نکته زیر توجه کنید.

۱-به خودتان استـــــــــراحت دهید.

بلند شید.دفتر کارتون رو ترک کنید.در حالیکه تلفن همراه یا هر چیزه دیگه که

آرامشتون رو برهم میزنه به همراه ندارید به جایی آرام برید.کمی راه برید.تغییر و

تنوع در فضای درون به احیای دوباره ذهن کمک میکنه.

۲-حـــــــــــرف بزنید.

هر وقت احساس کردید کسی در ارتباط با شما پایش را از گلیمش درازتر کرده و

حرمت ها را زیر پا گذاشته سریعا از اون فضا دور شید.اگر دوستانتون وقت آزاد دارن

از اونها بخواید که به حرف ها و درد دل های شما گوش بدن.اگر بیست دقیقه حرف

بزنید آرام خواهید شد.

۳-انبساط خاطـــــر.

چند دقیقه نفس عمیق بکشید.یا به ورزش های کششی بپردازید.این فعالیت ها

به اندازه کافی به شما کمک میکنن تا قوای ذهنی شما احیا شده و خون بهتر

پمپاژ بشه.ورزش به بالا بردن بهبود خلق و خوی شما کمک خواهد کرد.

۴-بخــــــــــورید و بیاشامید.

چند دقیقه به خودتون استراحت بدید و از یک خوراکی مغذی لذت ببرید.یک کیک یا

کلوچه پر کالری شاید کمی باعث تنبلی شما بشه پس یک بیسکوییت محتوی

سبوس گندم رو امتحان کنید.یک فنجان چای آرامبخش هم بنوشید.این خوردن و

اشامیدن به شما در کسب انرژی مورد نیاز کمک خواهد کرد.

۵-بخنـــــــــــدید.

خنده فشار خون رو پایین میاره و اکسیژن بیشتری به بدن میرسونه و ماهیچه های

سفت و سخت رو شل میکنه.وقتی که احساس خوبی ندارید سعی کنید با یکی از

دوستان خوش مشربتون تماس بگیرید.خوش طبعی و خوش خلقی روش بسیار

خوب و مفیدی برای گره گشایی از مشکلات و ارام شدنه.یاد بگیرید در شرایط و

موقعیت های روزمره بخندید چرا که اینکار میتونه یک روز خسته کننده رو به یک روز

لذت بخش تبدیل کنه.

چطور بود؟

امتحانش کنید.باور کنید که اثیرش رو میبینید.

کارمندان عزیز!همگی خسته نباشید.





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :


چهارشنبه 1386/03/23 :: نویسنده : نگین

به آمار پستهام که نگاه میندازم تا حدی برام رضایتبخشه اما...حس میکنم از اون

رسالتی که خودم به عهده خودم گذاشته بودمو مسلما دوستانم چشم امید و

انتظارشون بهش بود یکم دور افتادم.

شاید دلیلش علاقه زیاد خودم به ادبیات و پرطرفدارتر بودن پست های ادبی بوده که

باعث شده به اون سمت بیشتر متمایل بشم.

اگر خدا توفیق بده و زنده باشم قصد دارم یکمی به مطالبم رنگ "روانشناسی" بزنم!

            

 در مقابل شایعـــــــــــــــــــــــه چه کنیم؟!

 دفعه بعد که شایعه ای رو شنیدید و یا خواستین شایعه ای رو تکرار کنین این

فلسفه رو در ذهنتون داشته باشید!

در یونان باستان سقراط به خاطر خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.روزی

فیلسوفی بزرگ که از آشنایان سقراط بود با هیجان نزد او آمد گفت:

" سقراط میدانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟"

سقراط پاسخ داد:

" لحظه ای صبر کن قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو میخواهم آزمون کوچکی

را که نامش سه پرسش است بگذرانی.قبل از اینکه راجع به شاگردم با من صحبت

کنی لحظه ای آنچه قصد گفتنش را داری امتحان میکنیم.اولین پرسش حقیقت

است.کاملا مطمئنی آنچه را که میخواهی به من بگویی حقیقت دارد؟"

مرد جواب داد:

" نه فقط در موردش شنیده ام"

سقراط گفت:

" پس واقعا نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.پرسش

دوم.پرسش خوبی.آنچه را که میخواهی به من بگویی خبر خوبی است؟"

مرد پاسخ داد:

" نه برعکس..."

سقراط ادامه داد:

" پس میخواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد حقیقت آن مطمئن

نیستی بگویی؟"

مرد دستپاچه شد و شانه بالا انداخت...

و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آنچه را که میخواهی بگویی برایم سودمند

است؟

مرد پاسخ داد:

"نه و اقعا..."

سقراط گفت:

"گر میخواهی به من چیزی بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب و نه

حتی سودمند است پس چرا اصلا آن را به من میگویی؟!"

مرد شکست خورده و شرمنده سقراط را ترک کرد.

چقدر خوبه که قبل از گفتن هر چیزی یکم در موردش فکر کنیم.و چقدر خوبه که

بدون دلیل و مدرک هر حرفی رو باور نکنیم!!





نوع مطلب : روانشناسی، 
برچسب ها :




( کل صفحات : 28 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه