تبلیغات
کیمیا - مطالب ابر ابوسعید ابوالخیر
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

 

اِلهی اَنا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَیْکَ مِمّا کُنتُ اُواجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیائی مِنْ نَظَرِکَ وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ اِذِ الْعَفْوَ نَعْتٌ لِکَرَمِک.

معبود من! من عبدی هستم که برای عذرخواهی از کردارهای زشتی که ناشی از کم‌حیائی‌ام در محضرت بوده به آستانت آمده‌ام و از درگاهت خواستار عفو و گذشت می‌باشم، عفوی که از اوصاف کرم تو می‌باشد.

نکاتی از این فراز

1. اهمیت حیا؛

2. طلب عفو.

«اِلهی اَنا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَیْکَ مَمّا کُنتُ...».

صفت زیبای حیا

شرم و حیا، یکی از صفات خدایی است که در هر کس متجلی شود او را به سوی انواع خوبی‌ها و زیبایی‌ها رهنمون شده و مانند شجره‌ی طیبه‌ای است که شاخه‌ها و میوه‌های فراوانی -از انواع برکات و خیرات- بر آن آویخته شده است. کسی که به این خصلت آراسته شده است، راه خوشبختی و سعادت بر او هموار شده، و به برکت این صفت، بسیاری از لغزش‌ها و گناهان وی از میان خواهند رفت.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره‌ی اهمیت حیا فرموده‌اند:

اَمَّا الْحَیاءُ فَیَتَشَعَّبُ مِنهُ اللّینُ وَ الرَّأفَةُ وَ الْمُراقَبَةُ لِلّه فِی السِّرِّ وَ الْعَلانِیَةِ وَ السَّلامَةُ وَاجْتِنابُ الشَّرِّ وَ الْبَشاشَةُ وَ السَّماحَةُ وَ الظَّفَرُ وَ حُسنُ الثَّناءِ عَلی الْمَرْءِ فِی النّاسِ، فَهذا ما اَصابَ الْعاقِلُ بِالْحَیاءِ فَطُوبی لِمَن قَبِلَ نَصیحَةَ اللّه وَ خافَ فَضیحَتَهُ.(102) اما آنچه از حیا نشئت می‌گیرد عبارت است از: نرم‌خویی، مهربانی، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان، سلامت، دوری نمودن از بدی، خوشرویی، گذشت و بخشندگی، پیروزی و خوش‌نامی در میان مردم، اینها فوایدی است که خردمند از حیامی برد. خوشا کسی که نصیحت خدا را بپذیرد و از رسواگری او بترسد.

امام علی علیه السلام نیز در این زمینه می‌فرماید: «اَلْحَیاءُ مِفْتاحُ کُلِّ الْخَیرِ؛ حیا کلید همه‌ی خوبی‌هاست».(103)

باری آنکه اهل حیاست، هر سخنی را بر زبان جاری نمی‌سازد، هر حرکتی را از خود بروز نمی‌دهد. ممکن نیست کسی دارای ارزش باشد، ولی حیاورزی نکند و امکان ندارد که کسی بی‌حیا باشد، اما انسان‌ها برای او اعتبار و شأن و جایگاهی والا قائل باشند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «ما کانَ الْفُحْشُ فی شَیْ ءٍ اِلاّ شانَهُ وَ لا کانَ الْحَیاءُ فی شَیْ ءٍ قَطُّ اِلاّ زانَهُ؛ بی‌شرمی و بی‌حیایی با هیچ چیز همراه نشد مگر اینکه آن را زشت گردانید و حیا با هیچ چیز همراه نگشت مگر اینکه آن را آراست».(104)

حیاء خداوندی

چیزی که باید آدمی را غرق حیا نماید آن است که پروردگارش خود، اهل حیاست و در مواردی از برخورد با بنده‌اش اظهار شرم و حیا نموده است و چه زشت است که خداوند آدمی حیاورز باشد، ولی آدمی از حیا بهره‌ای نداشته باشد.

در گلستان سعدی درباره‌ی حیاء خداوندی چنین آمده است:

هر گاه که یکی از بندگان گنه‌کار پریشان‌روزگار، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق، جل و علا بردارد، ایزدتعالی در وی نظر نکند، بازش بخواند، باز اعراض کند. بازش به تضرع و زاری بخواند، حق سبحانه و تعالی فرماید: ای ملایکه من! از بنده حیا می‌کنم، در حالی که غیر از من کسی ندارد، به تحقیق که او را آمرزیدم. دعوتش را اجابت کردم، و حاجتش برآوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده، همی شرم دارم.

کرم بین و لطف خداوندگار

گنه بنده کرده است و او شرمسار(105)

 

دعا و مناجات - picture 260

«وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ...».

طلب عفو از خداوند

«عَفُوّ» و بخشنده‌بودن و عفو کردن، از صفات زیبای حق تعالی است که در قرآن مجید بارها ذکر شده و از خداوند به صفت عَفُوّ بودن ستایش شده است. در بند چهل و سوم دعای جوشن کبیر می‌خوانیم: «یا مَنْ فی عَفْوِهِ یَطْمَعُ الْخاطِئُون؛ ای آنکه در عفوش، خطاکاران، طمع می‌بندند». ما هم در هم‌نوایی با معصوم علیه‌السلام به پیشگاه خداوند خویش عرضه می‌داریم: پروردگارا! از اوصاف کرم تو عفو کردن است و ما نیز، سخت محتاج عفو تو می‌باشیم، عفوت را شامل ما فرما! و از گناهان ما درگذر!

گر من گنه جمله جهان کردستم

عفو تو امید است که گیرد دستم

گفتی که به روز عجز دستت گیرم

عاجزتر از این مخواه کاکنون هستم

ابوسعید ابوالخیر

 

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، اهمیت حیا، طلب عفو، حیا، شجره‌ی طیبه، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امام علی علیه السلام، حیاء خداوندی، گلستان سعدی، دعای جوشن کبیر، ابوسعید ابوالخیر، سعدی،


اِلهی اِنْ کانَ صَغُرَ فی جَنبِ طاعَتِکَ عَمَلی فَقَد کَبُرَ فی جَنبِ رَجائکَ أَمَلی، اِلهی کَیفَ اَنقَلِبُ مِنْ عِندِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحرُوماً وَ قَد کانَ حُسنُ ظَنّی بِجُودِکَ اَنْ تَقْلِبَنی بِالنَّجاةِ مَرْحُوما.

خدایا! اگر عملم در اطاعت تو ناچیز است، ولی در کنار امیدواری به کرمت، آرزویم، بزرگ است. معبود من! چگونه از آستان جودت، تهی دست و محروم برگردم، در صورتی که حسن ظن من، به جود تو این بوده که بر من رحمت خواهی آورد و مرا نجات خواهی داد.

نکاتی از این فراز

1. امید فراوان به رحمت حق در کنار طاعت اندک؛

2. گمان نیک به خدا.

 

«اِلهی اِنْ کانَ صَغُرَ فی جَنْبِ طاعَتِک...».

آرزوی بزرگ و طاعت اندک

از تکرار دوباره، امیدواری و حسن ظن به خداوند چنانچه در فرازهای بعدی نیز تکرار خواهد شد، یکی دیگر از آداب دعا نیز فهمیده می‌شود، و آن اصرار ورزیدن و پافشاری کردن در اجابت خواسته‌های خویش می‌باشد.

چنانچه از اخبار به دست می‌آید و مطلوب خداوند نیز می‌باشد، از جمله آداب دعا و در واقع، از جمله شرایط استجابت خواسته‌ها، پافشاری و سماجت در برآوردن خواسته‌ها از طرف پروردگار عالم می‌باشد.

امام صادق علیه‌السلام در این‌باره می‌فرماید: اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ کَرِهَ اِلْحاحَ النّاسِ بَعْضُهُم عَلی بَعْضٍ فِی الْمَسأَلَةِ وَ اَحَبَّ ذلِکَ لِنَفْسِهِ، اِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَل یُحِب اَنْ یُسْألَ وَ یُطْلَبُ ما عِنْدَه. همانا خدای عزوجل خوش ندارد که مردم در انجام حاجت بر همدیگر اصرار کنند، ولی برای خودش آن را دوست دارد. خدای عزوجل دوست دارد که از او درخواست شود و آنچه نزد اوست خواهش شود.(82)

همچنین از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که فرمود: وَ اللّه ِ لا یُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَی اللّه ِ عَزَّوَجَل فِی حاجَتِهِ اِلاّ قَضاها لَه. به خدا سوگند هیچ بنده‌ای در دعا، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند، جز اینکه حاجتش را برآورد.(83)

در کتاب مقدس «انجیل» نیز چنین آمده است که: روزی عیسی برای شاگردانش، مَثَلی آورد تا نشان بدهد که لازم است، همیشه دعا کنند و تا وقتی جواب دعای خود را نگرفته‌اند از دعا کردن باز نایستند. فرمود:

در یک شهر یک قاضی بود که نه از خدا می‌ترسید و نه توجهی به مردم داشت. بیوه‌زنی اهل همان شهر پی در پی، پیش او می‌آمد و از دست مردی شکایت می‌کرد که به او خسارت رسانیده بود. قاضی تا مدتی به شکایت او توجهی نکرد. ولی بالاخره از دست او به ستوه آمد و به خودش گفت: من نه از خدا می‌ترسم و نه از مردم. اما این زن مایه‌ی دردسر من شده است، بهتر است به دادش برسم. در این هنگام، عیسی مسیح علیه السلام فرمود: آنجا که چنین قاضی بی‌انصافی راضی شود به داد مردم برسد، آیا خدا به داد قوم خود نخواهد رسید که شبانه روز به درگاه او دعا و التماس می‌کنند؟ بله او حتماً دعای ایشان را اجابت خواهد فرمود.(84)

باری، امام علیه‌السلام در فراز مذکور از مناجات شعبانیه و در مقام اصرار، بار دیگر آرزوی بزرگش را در کنار امیدواری به کرم پروردگارش مطرح نموده، و با امیدی دوباره، از معبودش، اجابت خواسته‌هایش را می‌طلبد.

چون عود نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید آوردم

گفتی تو مرا که ناامیدی کفر است

بر قول تو رفتم و امید آوردم

ابوسعید ابوالخیر

دعا و مناجات - picture 273

«اِلهی کَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِک بِالْخَیْبَةِ...».

گمان نیکو به خدا

به راستی که با این سکه‌ی صاحب عیار، یعنی «حسن ظن به خداوند» از چه تهی‌دستی و فقر و حرمانی می‌توان رها شد و به چه خیراتی می‌توان راه پیدا کرد؟! گمان نیک داشتن به خداوند عزّوجلّ و اعتقاد خیر به حضرتش، پایه‌ی بسیاری از درجه‌های معرفت و زیر بنای اصلی مرتبه توکل و تسلیم و طمأنینه و آرامش و نظایر آنها است. در اینجا مناسب است که تنها به یکی از برکات سرشار «گمان نیکو داشتن به حضرت حق» اشاره کنیم و آن اینکه:

گذشته از آنکه آدمی همواره در معرض لغزش‌ها و خطاها قرار دارد و با وجود آنکه ممکن است حق اخلاص را در اعمالش ادا نکند، در شناخت پروردگار و عبادت او نیز آن‌چنان که سزاوار خداوندیش باشد، مقصر و تقصیر کار است.

زیرا آنجا که اشرف مخلوقات عالم، حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله در خطاب به پروردگارش عرض می‌کند: «ما عَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِک وَ ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِک؛ آن‌چنان که شایسته‌ی توست، تو را نشناختیم و آن چنان که سزاوار توست، تو را پرستش نکردیم»(85) تکلیف دیگر انسان‌ها مشخص خواهد بود.

حضرت امام خمینی رحمه الله در این باره می‌فرماید: ای ضعیف! جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله که اعرف خلق اللّه است و عمل او از همه کس نورانی‌تر و باعظمت‌تر است اعتراف به عجز و تقصیر کند و بگوید: «ماعَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِک وَ ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِک» و ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام آنطور در محضر مقدس حق، اظهار قصور و تقصیر کنند، از پشه‌ی لاغری چه خیزد؟... آری آن‌ها مقام معرفت‌شان به عجز مخلوقات و عزت و عظمت واجب تعالی شأنه اقتضا می‌کرد آن اظهارات و اعترافات را. ما بیچارگان از جهل و حجاب‌های گوناگون، به گردن‌فرازی برخاستیم و خودفروشی و عمل‌فروشی کنیم. ما خود بالضّروره می‌دانیم که اعمال ما و همه‌ی بشر عادی بلکه همه‌ی ملائکة‌اللّه در میزان مقایسه با اعمال رسول خدا صلی الله علیه و آله وائمه هدی علیهم‌السلام ، قدری محسوس ندارد و به هیچ وجه در حساب نیاید. این دو قضیه به ما نتیجه می‌دهد که باید به هیچ یک از اعمال خود، خشنود نباشیم، بلکه اگر به قدر عمر دنیا به عبادت و اطاعت، قیام کنیم، خجل و شرمسار باشیم.(86)

همچنین در روایتی از امام موسی بن جعفر علیه‌السلام وارد شده است که: کُلُّ عَمَلٍ تُریدُ بِهِ اللّهَ عَزّّوَجلّ فَکُنْ فیهَ مُقَصِّراً عِنْدَ نَفْسِکَ فَاِنَّ النّاسَ کُلُّهُم فی اَعْمالِهِم فیما بَیْنَهُم وَ بَیْنَ اللّه مُقَصِّرونَ اَلاّ مَنْ عَصَمَهُ اللّه عَزَّوَجلّ. هر عملی که به قصد خدای عزوجل می‌کنی، خود را در آن مقصر بدان، زیرا مردم، همگی در اعمال خویش، میان خود و خدا مقصرند، مگر آن کس را که خدای عزوجل نگه دارد.(87)

خرما نتوان خوردن از این خار که کشتیم

دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم

بر حرف معاصی خط عذری نکشیدیم

پهلوی کبائر حسناتی ننوشتیم

افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت

ما از سر تقصیر و خطا در نگذشتیم

باشد که عنایت برسد ور نه مپندار

با این عمل دوزخیان کاَهل بهشتیم

سعدی

حاصل سخن آنکه در میان این همه تقصیرها و کوتاهی‌ها، آنچه می‌تواند آدمی را دل‌گرم و امیدوار به کرم و رحمت خداوندگار نماید «گمان نیکو و شایسته» به حضرتش می‌باشد، که با بنده‌اش به نیکی معامله نماید، از تقصیرات او چشم بپوشد و عبادات او را با همه‌ی کاستی‌ها و ناخالصی‌ها پذیرا گردد، که نفْسِ چنین نگاه و چنین حسن ظنی در حق پروردگار، قادر است دریچه‌های «رحمت» و «رضوان» و «مغفرت» را به سوی قلب و جان بنده بگشاید و نهاد او را مالامال از سرور و انبساط نماید؛ همان‌گونه که خود، در دعوت بندگان به «حسن ظن» به خالق خویش و در مقام تذکر به برکات «گمان نیک» به خداوند چنین فرموده است:

لا یَتَّکِلُ العامِلونَ لی عَلی اَعْمالِهِمَ الَّتی یَعْمَلونَها لِثَوابی، فَاِنَّهُم لَوِ اجْتَهِدُوا وَ اَتْعَبُوا اَنْفُسَهُم فی عَبادَتی کانُوا مُقَصِّرینَ غَیرَ بالِغینَ فی عِبادَتِهِم کُنْهَ عِبادَتی فیما یَطْلُبُونَ عِنْدی مَنْ کَرامَتی وَ النَّعیمِ فی جَنّاتی وَ رَفیعِ الدَّرَجاتِ العُلی فیجَوارِی وَ لکِنَّ بِرَحمَتی فَلْیَثِقُوا وَ فَضْلی فَلْیَرجُوا وَ اِلی حُسْنِ الظَّنِ بی فَلْیَطْمَئنُّوا. فَاِنَّ رَحْمَتی عِنْدَ ذلِکَ تُدْرِکُهُم وَ مَنّی یُبَلِّغُهُم رِضْوانی وَ مَغْفِرَتی تُلْبِسُهُم عَفوی فَاِنّی أنا اللّه ُ الرَّحمنُ الرَّحیمُ وَ بِذلکَ تَسَمّیَتُ.

آنها که برای ثواب من عملی انجام می‌دهند، نباید به اعمالی که انجام می‌دهند تکیه کنند، زیرا ایشان اگر در تمام عمر خویش کوشش کنند و در راه عبادتم خود را به زحمت اندازند، باز مقصر باشند. و در عبادت به کنه بندگیم نرسند نسبت به آنچه از من طلب می‌کنند که کرامت و نعمت در بهشت و رفعت به درجات عالی در جوارم باشد. بلکه تنها باید به رحمتم اعتماد کنند و به فضلم امیدوار باشند و به گمان نیک و حسن ظن خویش نسبت به من اطمینان کنند. که در این صورت است که رحمتم ایشان را دریابد و رضوانم به آن‌ها برسد و آمرزشم بر آنها لباس گذشت بپوشاند زیرا من خدای رحمان و رحیم هستم و بدین نام نامیده شده‌ام.(88)

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، امید، رحمت حق، طاعت اندک، گمان نیک به خدا، آرزوی بزرگ و طاعت اندک، آداب دعا، اصرار ورزیدن و پافشاری کردن در اجابت خواسته‌ها، امام صادق علیه‌السلام، امام باقر علیه‌السلام، انجیل، جناب عیسی مسیح (ع)، ابوسعید ابوالخیر، گمان نیکو به خدا، حسن ظن به خداوند، حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله، حضرت امام خمینی رحمه الله، امام موسی بن جعفر علیه‌السلام، سعدی،


اِلهی قَد سَتَرْتَ عَلیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلی سَتْرِها عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْاُخْری اِذْلَمْ تُظْهِرْها لِاَحَدٍ مِنْ عِبادِکَ الصّالحینَ فَلا تَفْضَحْنی یَوْمَ القِیامَةِ عَلی رُئُوسِ الْاَشهادِ.

معبودِ من! همانا گناهانم را در دنیا پوشانیدی و من به این پرده‌پوشی، در آخرت محتاج‌ترم. همانا در دنیا، حتی نزد بندگان شایسته‌ات نیز، گناهانم را فاش نکردی، پس در روز قیامت، نزد آنها که شاهد می‌باشند رسوایم مفرما!

نکاتی از این فراز

1. خداوند، ستّار العیوب؛

2. مهم‌تر بودن پرده‌پوشی از گناهان در آخرت.

 

«اِلهی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنوبا...».

خداوندِ ستّارالعیوب

یکی از عنایت‌های خداوند مهربان در حق بندگان، موهبت پرده‌پوشی او از گناهان و زشتی‌های آنان می‌باشد. در واقع هر انسانی، آبرو و عزت خویش در میان جامعه را مدیون پوشانده‌ماندن لغزش‌هایش از جانب خداوند کریم می‌باشد. مِهرورزی پروردگار در حق آدمیان سبب شده است که تا آخرین حد ممکن، با پرده‌پوشی از معاصی او، عزت و اعتبار آن‌ها را در برابر دیگران محفوظ بدارد.

از جمله نکاتی که در دعاهای اهل بیت علیهم السلام مورد توجه آنها بوده است، صفت «ستّاریّتِ» خداوند می‌باشد که به طور مکرر و بارها، پروردگار خود را به این صفت حمیده و زیبا ستوده‌اند. در اینجا به عنوان نمونه، به برخی از این فرازهای دل‌نشین اشاره می‌نماییم:

اَیْ رَبِّ جَلِّلْنی بِسِتْرِکَ، فَلَوِ اطَّلَعَ الْیَوْمَ عَلی ذَنْبی غَیْرُکَ ما فَعَلْتُهُ وَ لوْ خِفْتُ تَعْجیلَ الْعقُوبَةِ لاَجْتَنَبْتُهُ لا لِاَنَّکَ اَهْوَنُ النّاظِرینَ وَ اَخَفُّ الْمُعطَّلِعینَ بَلْ لِاَنَّکَ یارَبِّ خَیْرُ السّاتِرینَ.(68) پروردگارا! کردار زشتم را در پرده دار. اگر بر گناهم کسی غیر از تو آگاه می‌شد، آنرا مرتکب نمی‌شدم و نیز اگر از تعجیل عقوبت می‌ترسیدم باز هم از خطا اجتناب می‌کردم. و این حیا نمودن از مردم و عدم حیا از تو، نه بدان سبب است که قدر و اهمیت تو از دیگران کمتر است و آگاهی تو از گناهانم نسبت به سایرین پایین‌تر است، بلکه بدان خاطر است که تو ای پروردگارم، بهترین پوشاننده‌ی گناهانی.

در جای دیگر از دعای ابوحمزه‌ی ثمالی می‌خوانیم: «اِلهی فَبِحِلْمِکَ اَمْهَلْتنی وَ بِسِتْرِکَ سَتَرْتَنی حَتّی کَاَنَّکَ اَغْفَلْتَنی؛ معبود من! به سببِ حلمی که ورزیدی مُهلتم دادی، و چون، ستّار بودی، پرده بر لغزش‌هایم کشیدی تا آنجا که گویا از کارهایم غافل بودی و نمی‌دیدی».

همچنین سیّدالسّاجدین علیه‌السلام در دعای شانزدهم صحیفه‌ی سجّادیه، این‌گونه، پروردگارش را به پرده‌پوشی می‌ستاید:

یا اِلهی فَلَکَ الْحَمْدُ، فَکَمْ مِنْ عائِبَةٍ سَتَرْتَها عَلَیَّ فَلَمْ تَفْضَحْنی، وَ کَمْ مِنْ ذَنْبٍ غَطَّیْتَهُ عَلَیَّ فَلَمْ تَشْهَرْنی وَ کَمْ مِنْ شائِبَةٍ اَلْمَمْتُ بها فَلَمْ تَهْتِکْ عَنّی سِتْرَها، وَ لَمْ تُقَلِّدْنی مَکْرُوهَ شَنارِها وَ لَمْ تُبْدِ سَوْءاتِها لِمَنْ یَلْتَمِسُ مَعایبی مِنْ جیرَتی وَ حَسَدَةِ نِعْمَتِکَ عِنْدی. ای معبودِ من! شکر و سپاس تو را که چه بسیار عیبم را پوشاندی و رسوایم نکردی و چه فراوان گناهم را پنهان کردی و در گناهان، مشهورم نساختی و چه بسیار، زشتی‌ها که انجام دادم و پرده –آبرویم- را ندریدی و طوق زشت آن را بر گردنم نیفکندی و بدی‌های آن را بر همسایگان که در جستجویِ عیب‌هایم هستند و بر حسودانی که تحمل دیدن نعمت‌هایت را ندارند، آشکار نساختی.

این همه پرده که بر کرده‌ی ما می‌پوشی

گر به تقصیر بگیری نگذاری دَیّار(69)

فعل‌هایی که ز ما دیدی و نپسندیدی

به خداوندی خود پرده بپوش ای ستّار

سعدی

نکته‌ی دیگر اینکه خداوند مهربان، نه تنها خود «ستّار الْعُیُوب» است، بلکه از بندگانش خواسته که آنها نیز در این صفت زیبا، آینه‌ی پروردگارشان باشند و آنها نیز از لغزش‌های یکدیگر چشم‌پوشی و پرده‌پوشی کنند و بدین‌گونه آبروی یکدیگر را محفوظ بدارند. در روایتی از حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که: «اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ حَیّیٌ سِتّیرٌ یُحِبُّ الْحَیَاءَ وَ السِّتْرَ؛ به درستی که خدای عزّ و جلّ، بسیار باحیا و پرده‌پوش است و حیا و پرده‌پوشی را (نیز در دیگران) دوست می‌دارد».(70)

باری خداوند، نه تنها زشتی‌ها را می‌پوشاند بلکه به همان نسبت، زیبایی های دیگران را نیز آشکار می‌سازد، در دعای جوشن کبیر می‌خوانیم: «یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ وَ سَتَرَ الْقَبیحَ؛ ای آنکه زیبایی را آشکار می‌سازی و زشتی را می‌پوشانی». در تفسیر این عبارت از دعا، روایتی دل‌نشین از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که:

هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه در عرش، صورتی دارد شبیه به صورت او در زمین، پس هرگاه کارهای نیکی چون رکوع و سجود و دیگر افعال نیکو از او صادر شود، صورت این اعمال نیکویش در عرش ظاهر می‌شود، و ملایکه آن را می‌بینند و بر او درود می فرستند و برایش استغفار می‌کنند، ولی اگر معصیتی از او سر زند، خداوند، حجابی بر آن می‌نهد تا ملایکه بر آن مطلع نگردند، و این است تأویل: «یا مَنْ اَظْهَرَ الْجَمیلَ وَ سَتَرَ الْقَبیحَ».(71) 

دعا و مناجات - picture 269

«وَ اَنا اَحْوَجُ اِلی سَتْرِها...».

مهم‌تر بودن پرده‌پوشی خداوند در آخرت

آن‌گونه که امام علیه‌السلام اشاره کرد: احتیاج آدمی به ستاریت حق‌تعالی در جهان دیگر بیشتر است تا این جهان مادی. در اینجا می‌توان در بیان دلیل این امر، گفت:

از آنجا که این دنیا، سرای گذرا و فریب و فراموشی و غفلت و بی‌توجهی و نیستی و نابودی است، اگر انسان، در این دنیا، رسوا شود، گذر زمان و گردش روزگار، فراموشی‌ها، فرصتِ جبران، تغییر آدمیان و مشغول‌بودن آنها به زر و زیور دنیوی، باعث می‌شود که رسوایی از یاد دیگران برود و یا بسیار کمرنگ گردد. ولی در قیامت که همه‌ی این امور، منتفی است، مصیبت رسوایی آن روز بسیار بزرگ‌تر از مصیبت رسوایی عالَم دنیاست، علاوه بر اینکه رسوایی در آن روز، بسیار گسترده‌تر و در برابر دیدگان همه‌ی آفریدگان می‌باشد. از اینجاست که امام علیه‌السلام مسئلت می‌کند که: «من به پرده‌پوشی تو ای خدا، در آخرت، محتاج‌ترم تا عالَم دنیا».

یا رب به لطف خویش گناهان ما بپوش

روزی که رازها فتد از پرده برملا

سعدی

و به قول ابوسعید ابوالخیر:

افعال بدم ز خلق پنهان می‌کن

دشوار جهان بر دلم آسان می‌کن

امروز خوشم بدار و فردا با من

آنچ از کَرَم تو می‌سزد آن می‌کن

 

دو نکته و پایان سخن

نخست آنکه اگر خداوند، «ستّار العیوب» نمی‌بود و در نتیجه، آدمی با ارتکاب هر گناهی، خود را رسوا و یا در معرضِ رسوایی می‌دید، در این صورت، رمز برتری انسان بر ملایکه که همان «اختیار» باشد از بین می‌رفت.

توضیح آنکه آنچه در واقع سبب شده است که آدمی را از فرشتگان نیز برتر ساخته و او را صدرنشین مَلَک نماید، همچنین رمز آن همه شگفتی و عظمت انسان در آن است که او ابتدا در مقام اختیار بین سعادت و شقاوت بوده و سپس با میل و اراده‌ی خویش و آزادانه، راه (سعادت) را بپیماید، تا سپس به آن همه عظمت و شگفتی که ملایکه را وادار به سجده در برابر خویش نمود، دست یابد. حال اگر بنده‌ای، بداند به محض ارتکاب معصیت، رسوا خواهد شد و آبرویش از میان خواهد رفت، در اینجا به نوعی، «اختیار» در ترک معاصی از او سلب شده و او به گونه‌ای «جَبر» در ترک گناهان مبتلا خواهد شد که آن جبر، خوف از بی‌آبرویی بعد از هر لغزش می‌باشد. در این حال، آدمی اگرچه با این انگیزه نیز ترک معصیت نماید، امری نیکو و پسندیده است، ولی رمز عظمت و شکوه انسان که او را معلم فرشتگان نموده بود، از بین رفته و او را از آن اوج به مقام فرشته‌شدن تنزل می‌دهد.

بنابراین «ستّار العیوب» بودن حق‌تعالی، ریشه در «رَبُّ العالَمین» بودن او و اینکه او پرورش‌دهنده‌ی جهانیان بر طبق آنچه استعدادشان تقاضا می‌کند، (دارد)، و اینکه اگر «رَبُّ العالمین» بخواهد آدمی را پرورش داده تا آنجا که آینه‌ی تمام‌نمای خداوند خویش گشته و حیرت ملایکه را در پی داشته باشد، باید از پرتو «ستّارالعیوب» بودن بهره گیرد، تا قبل از هر چیز مقام «اختیار» از انسان، سلب نگردد.

نکته‌ی دیگر اینکه اساسا ستّاریّت از رموز دلبری جاودانه خداوند می‌باشد و از همین دست صفات زیبای حق‌تعالی است که شیدایی و حیرانی همواره بندگان عارفش را سبب شده است.

شناساییش بر کس نیست دشوار

و لیکن هم به حیرت می‌کشد کار(72)

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، ستّار العیوب، پرده‌پوشی، آخرت، ستّاریّت، دعای ابوحمزه‌ی ثمالی، امام زین العابدین علیه‌السلام، صحیفه‌ی سجّادیه، ‌ سعدی، پیامبر اعظم (ص)، دعای جوشن کبیر، امام صادق علیه‌السلام، عرش، رکوع و سجود، ملائکه، استغفار، حجاب، قیامت، ابوسعید ابوالخیر، اختیار، جَبر، رَبُّ العالَمین،




( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه