تبلیغات
کیمیا - مطالب ابر اعتقادات
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 1388/05/12 :: نویسنده : کیمیا

 

 

بدک هم نیست ، یه دوره اعتقادات !!!

 

اصول دعوت انبیا یكى است

ما معتقدیم: همه‌ی انبیاء الهى یك هدف را تعقیب مى‏كردند و آن سعادت انسان‌ها از طریق ایمان به خدا و روز رستاخیز و تعلیم و تربیت صحیح دینى و تقویت اصول اخلاقى در جوامع بشرى بوده است، و به همین دلیل همه‌ی پیامبران نزد ما محترمند، این مطلب را قرآن به ما آموخته است: «لا نفرق بین احد من رسله، ما هیچ فرقى میان رسولان الهى نمى‏گذاریم‏». (21)

هر چند با گذشت زمان و آمادگى نوع بشر براى تعلیمات عالی‌تر، ادیان الهى تدریجا كامل‌تر، و تعلیمات آن‌ها عمیق‌تر و عمیق‌تر شده است تا نوبت‏ به آخرین و كامل‌ترین آیین الهى یعنى آیین اسلام رسید و فرمان‏ «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا، امروز دین شما را كامل كردم و نعمت‏خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را به عنوان آیین (جاویدان) شما پذیرفتم‏» صادر شد. (22)

 

اخبار انبیاى پیشین

ما معتقدیم: بسیارى از پیامبران پیشین از ظهور پیامبران بعد از خود خبر داده‏اند، از جمله حضرت موسى (ع) و حضرت مسیح (ع) نشانه‏هاى روشنى از پیامبر اسلام (ص) دادند كه هنوز بعضى از آن‌ها در كتب آنان موجود است: «الذین یتبعون الرسول النبى الامى الذى یجدونه مكتوبا عندهم فى التوریة و الانجیل... اولئك هم المفلحون،آن‌ها كه از رسول خدا، پیامبر درس نخوانده (ولى عالم و آگاه) پیروى مى‏كنند، همان پیامبرى كه صفاتش را در تورات و انجیلى كه نزدشان است، مى‏یابند، آن‌ها رستگارانند». (23)

به همین دلیل تاریخ مى‏گوید: مدتى قبل از ظهور پیامبر اسلام(ص) گروه عظیمى از یهود به مدینه آمدند و با بى‌صبرى انتظار ظهورش را مى‏كشیدند، چون در كتب خود یافته بودند كه او از این سرزمین ظهور مى‏كند، هر چند بعد از طلوع این آفتاب گروهى از آن‌ها ایمان آوردند و گروهى دیگر كه منافع خود را در خطر مى‏دیدند به مخالفت‏برخاستند!

 

پیامبران و اصلاح تمام شؤون زندگى

ما معتقدیم: ادیان الهى كه بر پیامبران خدا نازل شده-مخصوصا دین اسلام-تنها ناظر به اصلاح زندگى فردى یا منحصر به مسائل معنوى و اخلاقى نبوده است‏بلكه اصلاح و بهبود تمام شؤون اجتماعى را نیز در بر مى‏گرفته، حتى بسیارى از علوم و دانش‌هاى مورد نیاز براى زندگى روزانه را مردم از آنان آموختند كه به بعضى از آن‌ها در قرآن اشاره شده است.

و نیز معتقدیم: یكى از مهم‌ترین اهداف آن پیشوایان الهى اقامه‌‌ی عدالت در جامعه‌ی بشرى بوده است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط، ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آن‌ها كتاب آسمانى و میزان (شناسایى حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل كردیم تا مردم (جهان) قیام به عدالت كنند». (24)

 

نفى امتیازات قومى و نژادى

پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام (ص) هیچ‌گونه امتیاز «نژادى‏» و «قومى‏» را نمى‏پذیرفتند، بلكه تمام نژادها و زبان‌ها و اقوام و ملت‌هاى جهان، همه و همه در نظرشان یكسان بود، قرآن خطاب به همه‌ی انسان‌ها مى‏گوید: «یا ایها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقاكم، اى مردم ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید (ولى این‌ها ملاك امتیاز نیست) گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست!» (25)

در حدیث معروفى از پیامبر اسلام (ص) آمده است كه در سرزمین منى (در مراسم حج) در حالى كه بر شترى سوار بود رو به سوى مردم كرد، و این سخنان را ایراد فرمود: «یا ایها الناس! الا ان ربكم واحد و ان اباكم واحد، الا لا فضل لعربى على عجمى، و لا لعجمى على عربى، و لا لاسود على احمر، و لا لاحمر على اسود، الا بالتقوى، الا هل بلغت؟! قالوا نعم! قال لیبلغ الشاهد الغائب، اى مردم! بدانید: خداى شما یكى است و پدرتان یكى، نه عرب بر عجم برترى دارد، و نه عجم بر عرب، نه سیاه‌پوست‏ بر گندمگون، و نه گندمگون بر سیاه‌پوست، مگر به تقوا، آیا متن دستور الهى را ابلاغ كردم؟ همه گفتند: آرى! فرمود: این سخن را حاضران به غائبان برسانند!» (26)

 

اسلام و سرشت انسانى دین‌شناسى

ما معتقدیم: ایمان به خدا و توحید و اصول تعلیمات انبیاء به صورت اجمالى بطور فطرى در درون جان همه انسان‌ها وجود دارد، پیامبران الهى این بذرهاى پر ثمر را با آب وحى آبیارى كرده، و علف‌هرزه‏هاى شرك و انحراف را از اطراف آن دور ساخته‏اند: «فطرة الله التى فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم و لكن اكثر الناس لا یعلمون، این (آیین خالص پروردگار) سرشتى است كه خداوند همه‌ی انسان‌ها را بر آن آفریده، هیچ دگرگونى در آفرینش الهى نیست (و این فطرت در همه انسان‌ها ثابت است) این است آیین استوار، ولى اكثر مردم نمى‏دانند». (27)

به همین دلیل در طول تاریخ، دین همواره در میان انسان‌ها وجود داشته و به اعتقاد مورخان بزرگ لادینى یك امر كاملا نادر و استثنایى بوده است و حتى ملت‌هایى كه سالیان دراز تحت فشار شدیدترین تبلیغات ضد دین بوده‏اند، همین كه آزادى خود را به دست آوردند به سوى دیندارى بازگشتند، ولى نمى‏توان انكار كرد كه پایین بودن سطح فرهنگ بسیارى از اقوام پیشین سبب مى‏شد كه عقاید و آداب دینى با خرافات آلوده شود و نقش مهم پیامبران الهى زدودن زنگار این خرافات از آئینه‌ی فطرت انسان‌ها بوده است.


پى‏نوشتها:

21- سوره بقره، آیه 285.

22- سوره مائده، آیه 3.

23- سوره اعراف، آیه 157.

24- سوره حدید، آیه 25.

25- سوره حجرات، آیه 13.

26- تفسیر قرطبى، جلد 9، صفحه 6162.

27- سوره روم، آیه 30.

 

 

 

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، مقالات، 
برچسب ها : اعتقادات، پیامبران،


سه شنبه 1388/03/19 :: نویسنده : کیمیا

 

 

بدک هم نیست ، یه دوره اعتقادات !!!

 

نبوت پیامبران الهى

فلسفه بعثت پیامبران

 

پیامبران الهى و پیامبران در قرآن

 

خداوند براى هدایت نوع بشر و رساندن انسان ها به كمال مطلوب و سعادت جاویدان ، پیامبران و رسولانى فرستاده است ، چه این كه اگر نمى‏ فرستاد هدف آفرینش بشر حاصل نمى‏شد ، و انسان ها در گرداب گمراهى غوطه‏ ور مى‏شدند و نقض غرض لازم مى‏آمد : « رسلا مبشرین و منذرین لئلا یكون للناس على الله حجة بعد الرسل و كان الله عزیزا حكیما» ، « پیامبرانى ( را فرستاد ) كه بشارت دهنده و بیم دهنده بودند ، تا حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند ( و راه سعادت را به همه نشان دهند و بر همه اتمام حجت‏ شود ) و خداوند توانا و حكیم است ‏» . (1)  

ما معتقدیم : از میان آن ها پنج نفر « اولو العزم ‏» یعنى ‏« صاحب شریعت و كتاب آسمانى و آیین جدید » بودند كه نخستین آن ها « نوح ‏» (ع) سپس‏ « ابراهیم ‏» و « موسى ‏» و « عیسى ‏» (ع) و آخرین آن ها « حضرت محمد » (ص) است .

« و اذ اخذنا من النبیین میثاقهم و منك و من نوح و ابراهیم و موسى و عیسى ابن مریم و اخذنا منهم میثاقا غلیظا » ، « به خاطر بیاور هنگامى را كه از پیامبران پیمان گرفتیم و ( همچنین ) از تو و نوح و ابراهیم و موسى و عیسى بن مریم ، و ما از همه آن ها پیمان محكمى گرفتیم ( كه در اداى رسالت و نشر كتاب آسمانى كوشا باشند ) » . (2) « فاصبر كما صبر اولوا العزم من الرسل » ، « صبر و استقامت كن آن گونه كه پیامبران اولوا العزم صبر و استقامت كردند » . (3)

ما معتقدیم : پیامبر اسلام (ص) خاتم انبیاء و آخرین رسولان الهى است و شریعت او براى همه مردم دنیاست و تا پایان جهان باقى است ، یعنى جامعیت معارف و احكام و تعلیمات اسلام چنان است كه به تمام نیازمندی هاى انسان در جهات معنوى و مادى تا پایان جهان ، پاسخ مثبت مى‏ دهد ، و هر كس ادعاى نبوت و رسالت تازه‏اى كند باطل و بى اساس است . « ما كان محمد ابا احد من رجالكم و لكن رسول الله و خاتم النبیین و كان الله بكل شى‏ء علیما » ، « محمد (ص) پدر ( خوانده ) هیچ یك از مردان شما نیست ، ولى رسول خدا و ختم كننده سلسله پیامبران است ، خداوند به همه چیز آگاه است ( و آنچه لازم بوده در اختیار او نهاده ) » . (4)

 

مقدمه ادیان و تمدنها دین شناسى

 

با این كه ما اسلام را تنها آیین رسمى خداوند در این زمان مى‏دانیم ولى معتقدیم باید با پیروان مذاهب آسمانى دیگر « همزیستى مسالمت آمیز » داشته باشیم ، خواه در كشورهاى اسلامى زندگى كنند خواه در بیرون آن ، مگر كسانى از آنها كه در مقام مبارزه با اسلام و مسلمین بر آیند : « لاینهاكم الله عن الذین لم یقاتلوكم فى الدین و لم یخرجوكم من دیاركم ان تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین » ، « خدا شما را از نیكى كردن و رعایت عدالت نسبت‏ به كسانى كه به خاطر دین با شما پیكار نكردند و شما را از خانه و وطنتان بیرون نراندند ، نهى نمى‏كند ، زیرا خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد » . (5)

ما معتقدیم : با بحث هاى منطقى مى‏توان حقیقت اسلام و تعلیمات آن را براى سایر مردمان جهان ، تبیین و آشكار كرد ، و جاذبه اسلام را به قدرى قوى مى‏ دانیم كه اگر به خوبى تبیین گردد ، گروه هاى زیادى را به خود متوجه خواهد ساخت ، به خصوص در دنیاى امروز كه گوش شنوا براى شنیدن پیام اسلام ، بسیار است .

به همین دلیل ما معتقدیم : نباید اسلام را از طریق جبر و فشار به دیگران تحمیل كرد : « لا اكراه فى الدین قد تبین الرشد من الغى » ،« در قبول دین اكراهى نیست زیرا راه درست از نادرست آشكار شده است ‏» . (6) ما معتقدیم : عمل كردن مسلمین به دستورهاى جامع اسلام مى‏تواند عامل دیگرى براى معرفى اسلام باشد پس حاجتى به اجبار و تحمیل نیست .

 

معصوم بودن انبیا در تمام عمر

 

ما معتقدیم : همه پیامبران الهى معصومند ، یعنى در تمام عمر ( چه پیش از نبوت و چه بعد از نبوت ) از « خطا و اشتباه ‏ » و « گناه ‏» به تایید الهى مصون و محفوظ مى‏باشند ، زیرا اگر مرتكب خطا یا گناهى شوند اعتماد لازم براى مقام نبوت از آنها سلب مى‏شود ، و مردم نمى‏توانند آنان را واسطه مطمئنى میان خود و خدا بشناسند ، و آنان را در تمام اعمال زندگى پیشوا و مقتداى خویش قرار دهند .

به همین دلیل معتقدیم : اگر در برخى ظواهر آیات قرآن گناهى به بعضى از پیامبران الهى نسبت داده شده ، از قبیل ‏« ترك اولى ‏» است ( یعنى در میان دو كار خوب ، آن را كه خوبى كمترى داشته انتخاب كرده ‏اند در حالى كه سزاوار بوده خوب تر را برگزینند ) یا به تعبیر دیگر از قبیل ‏« حسنات الابرار سیئات المقربین » ،« كارهاى خوب نیكان ( گاهى ) گناه مقربان محسوب مى‏شود . » (7)  چرا كه از هر كس به اندازه مقام او انتظار مى‏رود .

 

پیامبران بندگان فرمانبردار خدا هستند

 

بزرگترین افتخار پیامبران و رسولان الهى این بوده كه بنده مطیع و فرمانبردار خدا باشند ، به همین دلیل همه روز در نمازهایمان این جمله را درباره پیامبر اسلام (ص) تكرار مى‏كنیم : « و اشهد ان محمدا عبده و رسوله » ، گواهى مى‏ دهم كه محمد (ص) بنده خدا و رسول اوست‏ » .

ما عقیده داریم : هیچ یك از پیامبران الهى ادعاى الوهیت نكردند ، و مردم را به پرستش خویش فرا نخواندند : « ما كان لبشر ان یؤتیه الله الكتاب و الحكم و النبوة ثم یقول للناس كونوا عبادا لى من دون الله » ، « براى هیچ بشرى سزاوار نیست كه خداوند كتاب آسمانى و حكم و نبوت به او دهد ، سپس او به مردم بگوید : غیر از خدا مرا پرستش كنید » . (8) حتى حضرت مسیح (ع) نیز مردم را هرگز به پرستش خویش دعوت نكرد ، و همواره خود را مخلوق و بنده و فرستاده خدا مى‏دانست : « لن یستنكف المسیح ان یكون عبدا لله و لا الملائكة المقربون » ، « هرگز مسیح (ع) از این ابا نداشت كه بنده خدا باشد ، و نه فرشتگان مقربان او ( ابا دارند كه خود را بنده خدا بدانند ) » . (9) تواریخ امروز مسیحیت نیز گواهى مى‏دهد كه مساله ‏« تثلیث ‏»  ( اعتقاد به خدایان سه گانه ) در قرن اول مسیحیت وجود نداشت ، و این طرز فكر بعدا پیدا شد .

 

معجزات ، علم غیب و مسئله عبودیت پیامبران

عبودیت پیامبران هرگز مانع از آن نیست كه آن ها به اذن و فرمان خداوند از امور پنهانى مربوط به حال و گذشته و آینده آگاه باشند : « عالم الغیب فلا یظهر على غیبه احدا الا من ارتضى من رسول » ، « خداوند داناى غیب است ، و هیچ كس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‏سازد ، مگر رسولانى را كه برگزیده است ‏» . (10)

مى ‏دانیم : یكى از معجزات مسیح (ع) این بود كه به مردم از پاره ‏اى از امور پنهانى خبر مى‏داد : « و انبئكم بما تاكلون و ما تدخرون فى بیوتكم » ،« من شما را از آنچه مى‏خورید و در خانه ‏هاى خود ذخیره مى‏كنید خبر مى‏دهم ‏» ! (11) پیامبر اسلام (ص) نیز از طریق تعلیم الهى بسیارى از اخبار نهانى را بیان مى‏فرمود : « ذلك من انباء الغیب نوحیه الیك » ، « این از خبرهاى غیب است كه به تو وحى مى‏فرستیم  » . (12)

بنابراین مانعى ندارد كه پیامبران الهى از طریق وحى و به اذن پروردگار از غیب خبر دهند و اگر در بعضى از آیات قرآن ، علم غیب از پیامبر اسلام (ص) نفى شده است : « و لا اعلم الغیب و لا اقول لكم انى ملك» ، « من از غیب آگاه نیستم و نمى‏گویم فرشته ‏ام ‏» . (13) منظور علم ذاتى و استقلالى است ، نه علمى كه از طریق تعلیم الهى حاصل شود ، زیرا مى‏دانیم آیات قرآن یكدیگر را تفسیر مى‏كنند .

ما معتقدیم : این بزرگواران كارهاى خارق العاده ، و معجزات مهمى‏ « باذن الله ‏» انجام مى‏ دادند ، و اعتقاد به انجام این گونه كارها به اذن الهى ، نه شرك است و نه منافاتى با مقام عبودیت آن ها دارد . حضرت مسیح (ع) - به تصریح قرآن مجید - مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كرد ، و بیماران غیر قابل علاج را به فرمان خدا شفا مى‏داد : « و ابرى‏ء الاكمه و الابرص و احى الموتى باذن الله ‏» . (14)


مقام شفاعت پیامبران


ما معتقدیم :
پیامبران الهى - و از همه برتر پیامبر اسلام (ص) - داراى مقام شفاعتند و براى گروه خاصى از گنه كاران نزد خداوند شفاعت مى‏كنند ، ولى آن هم به اذن و اجازه پروردگار است : « ما من شفیع الا من بعد اذنه » ، « هیچ شفاعت كننده ‏اى نیست مگر بعد از اذن و اجازه پروردگار » . (15) « من ذا الذى یشفع عنده الا باذنه » ، « كیست كه در نزد او شفاعت كند جز به فرمان او » (16) و اگر در بعضى از آیات قرآن اشاره به نفى شفاعت ‏بطور مطلق شده و مى‏فرماید : « من قبل ان یاتى یوم لا بیع فیه و لا خلة و لا شفاعة » ، « انفاق كنید پیش از آن كه روزى فرا رسد كه در آن روز نه بیع وجود دارد ( تا كسى بتواند سعادت و نجات را براى خود خریدارى كند ) و نه دوستى ( و رفاقت هاى معمولى سودى دارد ) و نه شفاعت ‏» (17)  منظور شفاعت استقلالى و بدون اذن خداست ، یا درباره كسانى است كه قابلیت‏ شفاعت ندارند ، زیرا بارها گفته شد كه آیات قرآن یكدیگر را تفسیر مى‏كنند .

ما معتقدیم : مساله شفاعت ، وسیله مهمى است‏ براى تربیت افراد ، و باز گرداندن گنه كاران به راه راست و تشویق به پاكى و تقوا و احیاى امید در دل آنان ، چرا كه مساله شفاعت ، بى حساب و كتاب نیست ، تنها در مورد كسانى است كه شایستگى آن را داشته باشند ، یعنى آلودگى آن ها در حدى نباشد كه رابطه خود را با شفیعان بكلى قطع كرده باشند ، بنابراین مساله شفاعت‏ به گنه كاران هشدار مى‏دهد ، تمام پل ها را پشت‏ سر خود خراب نكنند و راهى براى بازگشت‏ براى خود بگذارند و لیاقت ‏شفاعت را از دست ندهند .


مساله توسل


ما معتقدیم : مساله ‏« توسل‏ » نیز شبیه مساله ‏« شفاعت ‏» است ، این مساله به صاحبان مشكلات معنوى و مادى اجازه مى‏ دهد كه دست‏ به دامان اولیاء الله بزنند تا به اذن الله حل مشكلاتشان را از خدا بخواهند ، یعنى از یكسو خود به درگاه خدا روى مى‏آورند و از سوى دیگر اولیاء الله را وسیله قرار مى‏دهند : « و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما » ، « اگر آن ها هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند ( و مرتكب معصیت مى‏شدند ) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند ، و رسول خدا (ص) نیز براى آن ها طلب آمرزش مى‏ نمود خدا را توبه پذیر و مهربان مى‏یافتند » . (18)

و نیز در داستان برادران یوسف (ع) مى‏خوانیم : « آنها به پدرشان متوسل شدند و گفتند : « یا ابانا استغفر لنا انا كنا خاطئین » ، « اى پدر ! براى ما ، از خدا آمرزش بخواه ، چرا كه ما خطا كار بودیم ! » پدر پیر ( یعقوب پیامبر ) این پیشنهاد را از آن ها پذیرفت و به آنان وعده مساعد داد و گفت : « سوف استغفر لكم ربى ، به زودى براى شما از پیشگاه پروردگارم طلب آمرزش مى‏كنم ‏» . (19)  اینها گواه بر این است كه‏ « توسل ‏»در امت هاى پیشین بوده و هست .

ولى نباید از این حد منطقى فراتر رفت ، و اولیاء الله را مستقل در تاثیر و بى نیاز از اذن خدا دانست كه سبب‏ « شرك و كفر » خواهد شد . و نیز نباید توسل به صورت عبادت اولیاء الله در آید كه آن هم ‏« شرك و كفر » است ، زیرا آنها در ذات خود و بدون اذن پروردگار مالك سود و زیانى نیستند : « قل لا املك لنفسى نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله » ، « بگو : من ( حتى ) براى خودم مالك سود و زیانى نیستم مگر آنچه خدا بخواهد » (20) و غالبا در میان گروهى از عوام از همه فرق اسلامى همیشه افراط و تفریط هایى در مساله توسل دیده مى‏شود كه باید آنها را ارشاد و هدایت كرد .

 

پ . ن :

1- سوره نساء ،آیه 165.

2- سوره احزاب ، آیه 7 .

3- سوره احقاف ، آیه 35 .

4- سوره احزاب ، آیه 40 .

5 - سوره ممتحنه ، آیه 8 .

6 - سوره بقره ،آیه 256 .

7- مرحوم مجلسى در بحار الانوار ، این جمله را از بعضى معصومین نقل كرده بى آن كه نام ببرد ( بحار ، جلد 25 ، صفحه 205 ) .

8- سوره آل عمران ،آیه 79 .

9- سوره نساء ، آیه 172.

10- سوره جن ، آیات 26 و 27 .

11- سوره آل عمران ، آیه 49 .

12- سوره یوسف ، آیه 102 .

13- سوره انعام ، آیه 50 .

14- سوره آل عمران ، آیه 49 .

15- سوره یونس ،آیه 3 .

16 - سوره بقره ،آیه 255 .

17 - سوره بقره ،آیه 254 .

18 - سوره نساء ، آیه 64 .

19 - سوره یوسف ،آیه 97 و 98 .

20 - سوره اعراف ،آیه 188 .

 

 

 

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، مقالات، 
برچسب ها : اعتقادات، نبوت، فلسفه نبوت، عصمت انبیاء، معجزات، شفاعت،


چهارشنبه 1388/02/16 :: نویسنده : کیمیا

 

بدک هم نیست یه دوره اعتقادات !!!

 

فرشتگان خدا

 

ما به وجود فرشتگان الهى معتقدیم كه هر كدام ماموریت‏ خاصى دارند ، بعضى مامور ابلاغ وحى به انبیا (30) بوده‏اند . و گروهى مامور حفظ اعمال انسانها  (31)  . و گروهى مامور قبض ارواح  (32) . و گروهى مامور كمك به مؤمنان با استقامت   (33) . و گروهى امدادگران نسبت‏ به مؤمنان در جنگ ها هستند  (34) . و گروهى مامور مجازات اقوام سركشند (35)  . و ماموریت هاى مهم دیگرى در نظام جهان آفرینش دارند .

بى شك چون همه این ماموریت ها به اذن و فرمان خدا و به حول و قوه الهى است ، هیچ منافاتى با اصل توحید افعالى و توحید ربوبیت ندارد ، بلكه تاكیدى بر آن است . ضمنا از این جا روشن مى‏شود كه مساله شفاعت پیامبران و معصومان و فرشتگان چون به اذن خداست ، عین توحید است  « ما من شفیع الا من بعد اذنه » ، « هیچ شفاعت كننده‏اى جز با اذن او نیست ‏» . (36)

شرح بیشتر درباره این مساله و مساله توسل را در مبحث نبوت انبیاء خواهیم داشت .


عبادت مخصوص اوست


ما معتقدیم : عبادت مخصوص ذات پاك خداست ( همان گونه كه در بحث توحید عبادت اشاره شد ) ؛ بنابراین هر كس غیر او را پرستش كند « مشرك ‏» است ، دعوت همه انبیا نیز روى این مساله متمركز بوده است : « اعبدوا الله ما لكم من اله غیره » ، « خدا را پرستش كنید كه معبودى جز او ندارید » . این سخنى است كه در قرآن مجید بارها از پیامبران نقل شده است . (37)

جالب است كه ما مسلمانان همیشه در نمازهاى خود هنگام تلاوت سوره حمد این شعار مهم اسلامى را تكرار مى‏كنیم : « ایاك نعبد و ایاك نستعین » ، « تنها تو را پرستش مى‏كنیم و تنها از تو یارى مى‏جوییم  » .

روشن است اعتقاد به شفاعت انبیاء و فرشتگان به اذن و فرمان خدا كه در آیات قرآن آمده است ‏به معنى عبادت نیست . همچنین توسل به پیامبران به این معنى كه از آن ها خواسته شود كه از ساحت مقدس پروردگار حل مشكلى را براى توسل جوینده بخواهند ، نه پرستش و عبادت محسوب مى‏شود ، و نه منافات با توحید افعالى یا توحید عبادت دارد ، و شرح این مساله در مباحث نبوت خواهد آمد .


كنه ذات پاك او بر همه مخفى است


ما معتقدیم : با این كه آثار وجود خداوند همه عالم هستى را پر كرده ، حقیقت ذات خدا بر هیچ كس روشن نیست ، و هیچ كس نمى‏تواند به كنه ذاتش پى برد ، چرا كه ذات او از هر نظر بى نهایت است و ما از هر نظر محدود و متناهى هستیم و به همین دلیل احاطه ما به او غیر ممكن است : « الا انه بكل شى‏ء محیط » ، « آگاه باشید او به هر چیزى احاطه دارد » . (38) « و الله من ورائهم محیط » ، « و خداوند به همه آنها احاطه دارد » . (39)

به عقل نازى حكیم تا كى ؟

به فكرت این ره نمى‏شود طى !

*

به كنه ذاتش خرد برد پى

اگر رسد خس به قعر دریا !

 

در حدیث معروف نبوى (ص) مى‏خوانیم كه آن حضرت نیز مى ‏فرمود : « ما عبدناك حق عبادتك و ما عرفناك حق معرفتك » ، « ما تو را آن گونه كه شایسته ذات توست عبادت نكردیم ، و آن گونه كه حق معرفت تو است تو را نشناختیم ! » (40) ولى اشتباه نشود ؛ این سخن به آن معنى نیست كه چون از « علم تفصیلى ‏» نسبت‏ به ذات پاكش محرومیم ، از علم و معرفت اجمالى نیز دست‏ برداریم و تنها در باب معرفة الله به ذكر الفاظى كه هیچ مفهومى براى ما ندارد قناعت كنیم ، این همان تعطیل معرفة الله است كه ما آن را قبول نداریم و به آن معتقد نیستیم ، چرا كه قرآن و سایر كتب آسمانى ، همه براى معرفة الله و شناخت ‏خداوند نازل شده است .

مثال هاى زیادى براى این موضوع مى‏توان ارائه داد ، مثلا ما حقیقت روح را نمى‏دانیم چیست ؟ ولى بى شك ما نسبت‏ به آن معرفت اجمالى داریم ، مى‏دانیم روح وجود دارد و آثار آن را مشاهده مى‏كنیم .

در حدیث جالبى از امام محمد بن على الباقر (ع) مى‏خوانیم كه فرمود : « كلما میزتموه باوهامكم فى ادق معانیه مخلوق مصنوع مثلكم مردود الیكم » ، « هر چیزى را كه با فكر و وهم خود در دقیق ترین معانیش تصور كنید ، مخلوق و ساخته شماست و مانند خود شماست ، و به شما باز مى‏گردد ( و خداوند از آن برتر و بالاتر است ) » . (41)

در حدیث دیگرى از امیر مؤمنان على (ع) راه دقیق و باریك معرفة الله با تعبیر زیبا و روشنى بیان شده است ، مى‏فرماید : « لم یطلع الله سبحانه العقول على تحدید صفته ، و لم یحجبها امواج معرفته » ، « خداوند سبحان عقل ها را از حدود ( و كنه ) صفاتش آگاه نساخته و ( در عین حال ) آنها را از معرفت و شناخت لازم محجوب و محروم ننموده است ‏» . (42)


نه تعطیل نه تشبیه


ما معتقدیم : همان گونه كه‏ « تعطیل ‏» شناخت‏ خداوند و معرفت صفات او نادرست است ، افتادن در وادى ‏ « تشبیه ‏» نیز غلط و شرك آلود است ، یعنى نمى‏توانیم بگوییم آن ذات پاك اصلا شناخته نمى‏شود ، و ما راهى به معرفت او نداریم ، همان گونه كه نمى‏توان او را « شبیه ‏» مخلوقات دانست كه یكى راه‏ « افراط ‏» است و دیگرى‏ « تفریط ‏» . دقت كنید !

 

پ . ن :

30 - سوره بقره ،آیه 97 .

31 - سوره انفطار ،آیه 10 .

32 - سوره اعراف ، آیه 37 .

33 - سوره فصلت ،آیه 30 .

34 - سوره احزاب ،آیه 9 .

35 - سوره هود ، آیه 77 .

36 - سوره یونس ، آیه 3 .

37 - سوره اعراف ، آیات  59 ، 65 ،73 ، 85 و ... .

38 - سوره فصلت ، آیه 54 .

39 - سوره بروج ، آیه 20 .

40 - بحار الانوار ، جلد 68 ، صفحه 23 .

41 - بحار الانوار ، جلد 66 ، صفحه 293 .

42 - غرر الحكم .

 

 

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، مقالات، 
برچسب ها : اعتقادات، فرشتگان، ذات خداوند، تعطیل و تشبیه،




( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه