تبلیغات
کیمیا - مطالب ابر حدیث
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 1391/03/24 :: نویسنده : کیمیا

چندی است که برای زیر سوال بردن شخصیت امام حسین (ع) حدیثی ساختگی به نقل از ایشان و در اهانت به ایرانیان از طریق اینترنت و ایمیل بین ایرانیان منتشر می‌گردد. پاسخ استاد طباطبایی را به این مطلب بخوانید.

 

بنام خدای بخشنده و مهربان

غلط اندر غلط!!

یكی از سایت‌های اینترنتی كه عرب‌ستیز و اسلام‌گریز شمرده می‌شود! اخیرا ابتكاری به خرج داده و حدیثی از كتاب "سفینة البحار" اثر شیخ عباس قمی یافته و آن را به نمایش گذارده است تا به خیال خود ثابت كند كه اسلام با ایرانیان به سختی مخالفت ورزیده است!

جناب نویسنده كه در آگاهی از زبان عربی، بی‌مایه و در اطلاع از علم حدیث به كلی تهی‌دست است، حتی به این فكر نیفتاده كه ترجمه‌ی سراپا مغلوط خود را به عربی‌دانی نشان دهد و سپس آنرا در معرض دید جهانیان بگذارد! بلكه جرأت ورزیده و ترجمه‌ای را به میان آورده كه از دیدگاه اهل نظر به كلی مردود است.

بنا به ترجمه‌ی ایشان: امام حسین (ع) فرموده‌اند كه دوستان ما عرب هستند و ایرانیان دشمن ما شمرده می‌شوند! سپس آورده كه باید زنان ایرانی را به كنیزی فروخت و مردان‌شان را به غلامی و بیگاری گرفت! در حالی كه مطلب به كلی سوای این سخنان است، زیرا:

اولاً: حدیث مزبور، مروی از امام صادق (ع) است، نه امام حسین (ع)؛ و منشاء اشتباه نویسنده، دو كلمه‌ی "ابی عبدالله" بوده كه كنیه‌ی امام حسین و امام صادق هر دو است، ولی در این حدیث، مقصود از ابی‌عبدالله، امام صادق می‌باشد زیرا راوی متصل در حدیث ایشان، ضریس بن عبدالملك نام دارد كه از معاصران امام صادق (ع) بوده چنانكه شیخ طوسی در فهرست خود آورده است.

ثانیاً: آنچه آمده كه امام صادق فرمود: دوستان ما عرب و دشمنان‌مان عجم‌اند، مربوط به آن روزگار است كه ایرانیان در دوره‌ی حكومت اموی‌ها می‌زیستند و مذهب عامه مردم را داشتند و طرفدار حكومت وقت بودند؛ نه مربوط به ایرانیان امروز كه از اموی‌ها تبری می‌جویند و خود را (حتی بیش از اندازه!) دوستان آل محمد (ص) می‌شمرند.

ثالثاً آنچه در پی حدیث آمده كه دستور اسارت و بیگاری ایرانیان را داده است، مربوط به رأی عمر بن خطاب خلیفه‌ی دوم است نه رأی امام صادق! چنانكه می‌نویسد: « رأی الثانی فی الأعاجم» یعنی: «رأی بد و ناشایست خلیفه‌ی دوم درباره‌ی عجم‌ها». نویسنده‌ی بی‌اطلاع گمان نموده كه این عنوان، دنباله‌ی حدیث امام صادق است و توجه نداشته كه كتاب "سفینة البحار" در حكم فهرست بحار الأنوار مجلسی است و عناوین بحار الأنوار را معمولاً در پی احادیث می‌آورد.

رابعاً اینكه می‌نویسد: خلیفه‌ی ثانی فرمود زنان ایرانی را بفروشند و مردان را به بیگاری بكشند، پشت سر این عبارت آمده که علی علیه‌السلام با این رای مخالفت نمود و گفت: «إن النبی صلی الله علیه و آله و سلم أكرموا كریم قوم و إن خالفوكم و هؤلاء الفرس حكماء كرماء فقد آلقوا إلینا السلام و رغبوا فی الإسلام و قد اعتقت منهم لوجه الله حقی و حق بنی هاشم (سفینه البحار،ج2، ص164)». یعنی پیامبر (ص) فرمود که اشخاص بزرگوار از هر قوم را گرامی دارید هر چند با شما مخالفت نموده باشند و این ایرانیان مردمی فرزانه و بزرگوارند كه اظهار صلح به ما كردند و رغبت در اسلام نمودند و من برای رضای خدا از حق خود و بنی‌هاشم بخشی از این اسیران را آزاد ساختم». پس چگونه می‌توان نتیجه گرفت كه این حدیث نشان می‌دهد اسلام با ایرانی مخالف است؟!

خامساً در پی همین حدیث، احادیثی چند آمده در مدح ایرانیان به طوری كه عنوان بالای صفحه كتاب "مدح العجم و ما یتعلق بهم" ضبط شده است.

سادساً سند این حدیث به لحاظ علم رجال، ضعیف است و اساساً معلوم نیست خلیفه‌ی ثانی چنین دستوری درباره‌ی اسیران ایرانی داده باشد! بعید نیست كه با توجه به شرایط زمان صفویه، حدیث مزبور را به قصد ایجاد شكاف بین شیعه و سنی، ساخته و پرداخته باشند (والله اعلم)

با آرزوی هدایت شایستگان

مصطفی حسینی طباطبایی

منبع (+)





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، مقالات، 
برچسب ها : حضرت امیر علیه السلام، پیامبر اعظم (ص)، مصطفی حسینی طباطبایی، حدیث جعلی، حدیث، روایت، خلیفه‌ی دوم، بررسی رجالی، بحار الانوار، علامه مجلسی، ایران، ایرانیان، امام صادق علیه السلام، امام حسین (ع)،


روى جمع من الصحابة: قالوا:

 

دخل النبی -صلى الله علیه وآله- دار فاطمة -علیها السلام- فقال: یا فاطمة ان اباك الیوم ضیفك. فقالت -علیها السلام-: یا (أبة) ان الحسن و الحسین یطالبانی بشئ من الزاد، فلم اجد لهما شیئا یقتاتان به.

 

ثم ان النبی -صلى الله علیه وآله- دخل و جلس مع علی و الحسن و الحسین -علیهما السلام- و فاطمة -علیها السلام- متحیرة ما تدری كیف تصنع، ثم ان النبی -صلى الله علیه وآله- نظر إلى السماء ساعة و إذا بجبرائیل -علیه السلام- قد نزل و قال: یا محمد! العلی الاعلى یقرئك السلام ویخصك بالتحیة والاكرام ویقول [لك]: قل لعلی و فاطمة و الحسن و الحسین: ای شئ یشتهون من فواكه الجنة؟

 

فقال النبی -صلى الله علیه وآله-: یا علی و یا فاطمة و یا حسن و یا حسین ان رب العزة علم انكم جیاع، فأی شئ تشتهون من فواكه الجنة؟ فامسكوا عن الكلام و لم یردوا جوابا حیاء من النبی -صلى الله علیه وآله-.

 

فقال الحسین -علیه السلام-: عن إذنك یا اباه یا أمیر المؤمنین، وعن إذنك یا اماه یا سیدة نساء العالمین، و عن اذنك یا اخاه الحسن الزكی، اختار لكم شیئا من فواكه الجنة. فقالوا جمیعا: قل یا حسین ما شئت؛ فقدر رضینا بما تختاره لنا. فقال: یا رسول الله قل لجبرائیل انا اشتهی رطبا جنیا (فی غیر أوانه).

 

فقال النبی -صلى الله علیه وآله-: قد علم الله ذلك، ثم قال: یا فاطمة قومی ادخلی البیت و احضری الینا ما فیه، فدخلت فرأت فیه طبقا من البلور مغطى بمندیل من السندس الاخضر و فیه رطب جنی [فی غیر أوانه]. فقال النبی -صلى الله علیه وآله- (لفاطمة وهی حاملة المائدة): "أنى لك هذا قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب"  كما قالت (مریم) بنت عمران.

 

فقام النبی -صلى الله علیه وآله- و تناوله (منها) و قدمه بین ایدیهم ثم قال: بسم الله الرحمن الرحیم، ثم اخذ رطبة (واحدة) فوضعها فی فم الحسین -علیه السلام- فقال: هنیئا مریئا (لك) یا حسین. ثم اخذ رطبة (ثانیة) فوضعها فی فم الحسن فقال: هنیئا مریئا (لك) یا حسن. ثم اخذ رطبة ثالثة فوضعها فی فم فاطمة [الزهراء] و قال [لها]: هنیئا مرئیا لك یا فاطمة الزهراء. ثم اخذ رطبة رابعة فوضعها فی فم علی بن أبی طالب -علیه السلام- وقال: هنیئا مریئا لك یا علی. ثم ناول علیا رطبة اخرى و النبی -صلى الله علیه وآله- یقول [له]: هنیئا مریئا لك یا علی. ثم وثب النبی -صلى الله علیه وآله- قائما ثم جلس ثم اكلوا جمیعا من ذلك الرطب فلما اكتفوا و شبعوا ارتفعت المائدة إلى السماء باذن الله تعالى.

 

فقالت فاطمة: یا أبه لقد رایت الیوم منك عجبا. فقال: یا فاطمة اما الرطبة الاولى (التی) وضعتها فی فم الحسین و قلت [له]: هنیئا (مریئا لك) یا حسین فانی سمعت میكائیل و اسرافیل یقولان هنیئا (مریئا) لك یا حسین. فقلت [أیضا] موافقا لهما بالقول: هنیئا لك یا حسین. ثم اخذت الثانیة فوضعتها فی فم الحسن فسمعت جبرائیل و میكائیل یقولان: هنیئا لك یا حسن فقلت [أنا] موافقا لهما فی القول: (هنیئا لك یا حسن). ثم اخذت الثالثة فوضعتها فی فمك یا فاطمة فسمعت الحور العین مسرورین مشرفین علینا من الجنان و هن یقلن: هنیئا لك یا فاطمة فقلت موافقا لهن بالقول: (هنیئا لك یا فاطمة). و لما اخذت (الرطبة) الرابعة فوضعتها فی فم علی بن أبی طالب -علیه السلام- سمعت النداء من [قبل] الحق سبحانه وتعالى یقول: هنیئا مریئا لك یا علی فقلت موافقا لقول الله تعالى، ثم ناولت علیا رطبة اخرى، ثم (ناولته رطبة) اخرى و انا اسمع صوت الحق سبحانه و تعالى یقول: هنیئا مریئا لك یا علی، ثم قمت اجلالا لرب العزة جل جلاله فسمعته یقول: یا محمد و عزتی و جلالی لو ناولت علیا من هذه الساعة إلى یوم القیامة رطبة رطبة لقلت له: هنیئا مریئا بغیر انقطاع.

 

حضرت امیر علیه السلام - picture 137

 

 

پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خانه فاطمه علیهاالسلام شد و فرمود: یا فاطمه! پدرت امروز مهمان تو است. فاطمه علیهاالسلام عرض کرد: پدر جان، حسن و حسین خوراکی از من می‏خواستند و من چیزی پیدا نکردم به آنها بدهم.

 

پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شد و با علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم‏السلام نشست و فاطمه علیهاالسلام متحیر بود و نمی‏دانست چه کند. پیامبر صلی الله علیه و آله لحظاتی به آسمان نگاه کرد که ناگاه جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد، خدای علی اعلی به تو سلام می‏رساند و تو را به تحیت و اکرام اختصاص داده به تو می‏گوید: به علی و فاطمه و حسن و حسین بگو: از میوه‏های بهشتی چه میوه‏ای می‏خواهند؟ 

 

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: یا علی، یا فاطمه، یا حسن، یا حسین، پروردگار عزیز می‏داند که شما گرسنه هستید. از میوه‏های بهشتی چه می‏خواهید؟ آنان از سخن گفتن خودداری کردند، و از پیامبر صلی الله علیه و آله حیا کردند و جوابی نداند.

 

امام حسین علیه‏السلام عرض کرد: با اجازه‏ی تو پدر جان یا امیرالمؤمنین، و با اجازه‏ی تو مادر جان یا سیدة نساءالعالمین، و با اجازه تو ای برادر جان ای حسن زکی، من برای شما چیزی از میوه‏های بهشتی انتخاب کنم؟ همه گفتند: آنچه می‏خواهی بگو یا حسین، ما به آنچه تو برایمان انتخاب کنی راضی هستیم. عرض کرد: یا رسول‏الله، به جبرئیل بگو: ما رطب تازه می‏خواهیم.

 

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند خواسته‏ی ما را می‏دانست. بعد فرمود: یا فاطمه، برخیز و داخل آن حجره شو، و آنچه در آنجاست برای ما بیاور. فاطمه داخل شد و در آنجا طبقی از بلور دید، که با دستمالی از سندس سبز پوشیده شده، و در آن رطب تازه در غیر فصل آن بود. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: این برای تو از کجا آمده است؟ عرض کرد: از طرف خداست. خداوند هرکس را بخواهد بدون حساب روزی می‏دهد همانگونه که مریم دختر عمران این کلام را گفت.

 

پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و آن را برداشت و در برابر آنان گذاشت و فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم. بعد خرمایی برداشت و به دهان حسین علیه‏السلام گذارد و فرمود: هنیئا مریئا، گوارا و نوش جان باد بر تو یا حسین. سپس رطبی برداشت و به دهان حسن علیه‏السلام گذاشت و فرمود: گوارا باد بر تو یا حسن. بعد رطب سوم را برداشت و به دهان فاطمه علیهاالسلام گذاشت و فرمود: گوارا و نوش جان باد بر تو یا فاطمه. بعد رطب چهارم را برداشت و به دهان علی علیه‏السلام گذاشت و فرمود: گوارا و نوش جان باد بر تو یا علی. سپس رطب دیگری به علی علیه‏السلام داد و فرمود: گوارا و نوش جان باد بر تو یا علی. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و ایستاد و بعد نشست، و همه از آن رطب خوردند. وقتی به قدر کافی خوردند و سیر شدند، آن طبق با اذن خدا به طرف آسمان بالا رفت.

 

فاطمه علیهاالسلام عرض کرد: پدر جان، امروز از تو چیز عجیبی دیدم. فرمود: یا فاطمه، اما رطب اولی که به دهان حسین گذاشتم و گفتم: «گوارا باد یا حسین»، شنیدم که میکائیل و اسرافیل می‏گفتند: گوارا باد بر تو یا حسین، من هم مثل آنها گفتم. بعد که رطب دومی را برداشتم و بر دهان حسن گذاشتم، شنیدم که جبرئیل و میکائیل می‏گفتند: گوارا باد بر تو یا حسن، من نیز مثل آنان همان را گفتم. رطب سومی را که برداشتم و بر دهان تو گذاشتم یا فاطمه دیدم حورالعین خوشحالند و از بهشت مشرف بر ما هستند و می‏گویند: «گوارا باد بر تو یا فاطمه»، من نیز مثل آنها گفتم. وقتی رطب چهارمی را برداشتم و به دهان علی گذاردم، ندا از طرف حق سبحانه و تعالی می‏شنیدم که می‏گفت: «گوارا و نوش جان باد بر تو یا علی»، من نیز موافق قول خدای عزوجل گفتم: سپس رطب دیگری به علی دادم و بعد دیگری را دادم در حالیکه صدای حق تعالی را می‏شنیدم که می‏فرمود: «گوارا و نوش جان باد بر تو یا علی». سپس من برای احترام و اجلال رب العزة جل جلاله برخاستم و می‏شنیدم که خدا می‏فرمود: «یا محمد، به عزت و جلالم قسم، اگر از این ساعت تا روز قیامت یکی یکی رطب به علی می‏دادی، من هم متصل می‏گفتم: گوارا و نوش جان او باد».

 

بحار الانوار: ج 43 ص 310 ح 73

 

 

پ.ن:

  • مطلب یکی از دوستانم در کلوب، باعث شد برای چندمین بار مهمان این حدیث باشم؛ با این تفاوت که امشب شب میلاد حضرت امیر علیه السلام است و این مناسبت، لذت خواندن این روایت را برایم بیشتر کرد. از او هم که بهانه‌ی این ضیافت شد، قدردانم.
  • خواستم فقط ترجمه‌ی روایت را بنویسم، اما جداً از نخواندن متن عربی‌اش حیفم آمد. زیبایی کلام در متن اصلی خود، چیز دیگری است.

 





نوع مطلب : چه خبرهاست که ما بی‌خبریم!!!، مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : حدیث، روایت، حضرت امیر علیه السلام، میلاد حضرت امیر علیه السلام، کلوب، خرما، رطب،


 شرح حدیثی از آیت الله مجتبی تهرانی (حفظه الله):

رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:

« أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏»

 

روایت از امام عسکری (علیه السلام) منقول است که حضرت فرمودند:

زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی »، این ذکر (یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد :  « و ذِكْرَ الْمَوْتِ » و مرگ نیز فراموشت نشود ، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه ، به معنای یاد است ، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می‌فرمایند : خدا یادت نرود ، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش ، درونی بود ؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرموده اند.

سوم : قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی ، نورانیّت می‌آورد.

چهارم : زیاد درود بر پیامبر بفرستید ، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود.

مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشاره ای می‌کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد وهم نقش محوی.  اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود ، ده حسنه نوشته می‌شود ، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند ، نقش محوی نیز دارد ، یعنی نقش استغفار هم دارد.

در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد ، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود ، به تعبیر دیگر صلوات ، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است ، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.

جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است ، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش  به صلوات فرمودند.

بحارالأنوار ج 75، ص 37

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : صلوات، امام حسن عسکری(ع)، مداد، پاک کن، بحارالأنوار، حدیث،




( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه