تبلیغات
کیمیا - مطالب ابر گریه
 
درباره وبلاگ


سلام؛اگر دنبال چیز خاصی آمده‌اید، از قسمت موضوعات، خاصه از برچسب‌ها، استفاده کنید؛ ضمنا از امکان جستجو هم غافل نشوید. اگر نظر نمی‌دهید -که احتمالش زیاد است- لطف کنید با رای دادن به مطلبی که خوانده‌اید، اثری از این که اینجا بودید، برایم بگذارید؛ آدم است دیگر، دلش خوش است به رفت و آمد.بعضی از پست‌هایم حتما رمزدار هستند که برای عده‌ی خاصی می‌نویسم؛ اما اگر فکر کردید شاید به درد شما هم بخورد، بگویید! شاید رمزش را برایتان فرستادم. اگر احیانا معنی واژه‌ای را نمی‌دانستید، فقط کافی‌ست سلکت‌ش کنید؛ تا معنایش نمایش داده شود. این مزیت خصوصا در اشعار و... کاربرد خواهد داشت. ضمنا برای بهتردیدن وبلاگ کیمیا، ترجیحا از مرورگر گوگل کروم یا فایرفاکس استفاده کنید.فعلا همین.یاعلی

مدیر وبلاگ : کیمیا
ویژه‌های کیمیا


نظرسنجی
شما معمولا در نظرسنجی‌هایی که وبلاگ‌ها برگزار می‌کنن، شرکت می‌کنید؟ :)





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




کیمیا
امروز که در دست توام مرحمتی کن / فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت ؟؟؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

 

وَ تَعْلَمُ ما فی نَفْسی وَ تَخْبُرُ حاجَتی وَ تَعْرِفُ ضَمیری وَ لا یَخْفی عَلَیْکَ اَمْرُ مُنْقَلَبی وَ مَثْوایَ وَ ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَی بِهِ مِنْ مَنْطِقی وَ اَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتی وَ اَرْجُوهُ لِعاقِبَتی. وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُکَ عَلَیَّ یا سَیِّدی فیما یَکُونُ مِنّی اِلی آخِرِ عُمْری مِنْ سَریرَتی وَ عَلانِیَتی، وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیادَتی وَ نَقْصی وَ نَفْعی وَ ضری.

و تو می‌دانی آنچه را که در دلِ من است و از نیازم آگاهی و ضمیرم را می‌شناسی و هیچ امری از امور دنیا و آخرتم بر تو پوشیده نیست؛ و نیز می‌دانی آنچه را که می‌خواهم بر زبان آورم، و به آن دهان بگشایم، و آگاهی به آنچه که برایِ عاقبتم امیدوارم. و به درستی که آنچه در ظاهر و باطنِ من تا آخر عمر از من سر خواهد زد، از تقدیرِ تو گذشته است و کمی و زیادی و سود و زیانِ من به دستِ تو است، و در دستِ هیچ کس جز تو نیست.

نکاتی از این فراز

1. آگاهی خداوند به تمام اسرار بندگان؛

2. تقدیر الهی بودن تمامی امور در زندگیِ بنده؛

3. در اختیار داشتن سود و زیان در زندگی تمامی مردم.

توضیح این نکات:

«وَ تَعْلَمُ ما فی نَفْسی وَ تَخْبُرُ حاجَتی...»

علم الهی به اسرار بندگان

خداوند به آنچه در قلب‌ها می‌گذرد آگاه است و بالاتر از آن، اینکه بر هر چیزی در جهان هستی، علمی کامل دارد. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: وَ ما یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِی اْلأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ.(یونس: 61) و پنهان نمی‌ماند از پروردگارت، حتّی به اندازه‌ی ذرّه‌ای در زمین و آسمان.

بَرو علمِ یک ذرّه پوشیده نیست

که پیدا و پنهان به نزدش یکی است

بر احوال نابوده، علمش بصیر

به اسرار ناگفته لطفش خبیر

سعدی

همچنین می‌فرماید: «یَعْلَمُ خائِنَةَ اْلأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ؛ او به خیانت چشم‌ها و به آنچه در سینه‌ها پنهان است عالم است» (غافر: 19)

هم قصه‌ی نانموده دانی

هم نامه‌ی نانوشته خوانی

نظامی

ذکر این عبارات از دعا در اول نیایش و حق‌تعالی را آگاه‌دانستن به نیازهای درونی خویش، هم به معنای ستایش از محبوب است که خود یکی از آداب دعاست و هم گل‌گشتی است سریع در یکی از زیباترین منازل عالیه‌ی عرفانی.

توضیح آنکه، اولیای الهی در عین حال که اهلِ دعا و خواستن می‌باشند، گاهی نیز در اوجِ احوال روحانی خویش و در ورود به یکی از مراحل والای سیر و سلوک خویش، دست از دعا نمودن بر می‌دارند؛ به این زبان حال که «عِلْمُهُ بِحالی حَسْبی مِنْ سُئوالی؛ علم او به حالِ من، مرا کافی است که از او در خواستی نمایم». چنانچه در داستانی از ابراهیم خلیل الرّحمن علیه‌السلام نقل شده است:

آن گاه که او را به سوی آتش پرتاب نمودند، جبرئیل به ملاقات او آمد و به او گفت: آیا حاجتی داری تا برآورده سازم؟ ابراهیم علیه‌السلام گفت: اما به تو حاجتی ندارم. در این هنگام، جبرئیل به او پیشنهاد کرد و گفت: پس نیازت را از خدا بخواه. ابراهیم علیه‌السلام در جواب گفت: «عِلْمُهُ بِحالی حَسْبی مِنْ سُؤالی؛ همین اندازه که او از حالِ من آگاه است، کافی است.(18)

خدا داند که حافظ را غرض چیست

وَ عِلْمُ اللّهِ حَسْبی مِنْ سُؤالی

حافظ

ارباب حاجتیم و زبانِ سؤال نیست

در حضرت کریم تمنّا چه حاجت است

حافظ

غرض آنکه حضرت در این فراز از دعا، خواستند از این حقیقت عالی و زیبا، حظّی برده و از این خرمن خوشه‌ای برداشته و در این عالم روحی نیز گامی بردارند و آن اینکه «عِلْمُه بِحالیِ حَسْبی من سُؤالی».

دعا و مناجات - picture 241

«وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُکَ عَلَیَّ یا سَیِّدی فیما یَکُونُ مِنّی اِلی آخِرِ عُمْری مِنْ سَریرَتی وَ عَلانِیَتی»

تقدیرِ الهی

گرچه بحث از «قضا و قَدَر»، از پیچیده‌ترین مباحثِ علمِ کلام است، ولی به مناسبت این فراز از دعا، که از تقدیر سخن گفته شده است، بهتر دیدیم که به طور مختصر و به دور از پیچیدگی، اشاره‌ای به آن گردد.

شاید نخستین سؤالی که با شنیدن نام «قضا و قَدَر» به ذهن آدمی خطور می‌کند این است که: اگر بنا باشد، هر آنچه که در زندگی آدمی پیش می‌آید و اتفاق می‌افتد، بر طبق قضا و قدر الهی باشد، پس چه فایده‌ای برای دعا می‌توان تصور کرد و اساسا تلاش در زندگی بشر چه سودی می‌تواند داشته باشد؟

در پاسخ به این سؤال مهم، آن هم به اجمال باید گفت:

اولاً قضا و قدر همانند درختی با شاخه‌های انبوه است. از جمله شاخه‌های آن این است که: دعا نمودن و به دنبال آن، استجابت دعا، خود از مصادیق قضای الهی است؛ یعنی قضا و تقدیر الهی بر آن تعلق گرفته است که در زندگی آدمی، دعایی باشد و اجابتی. همچنین خداوند این‌گونه اراده فرمود و این‌گونه قضا و قدر خویش را جاری ساخت که هر که در زندگی، اهل تلاش باشد، به آرزوهایش خواهد رسید و مقدر فرمود که هرکه تقوا پیشه کند، رستگار خواهد شد.

ثانیا در مورد دعا، مطلب بالاتر از این حرف‌هاست؛ یعنی تأثیر دعا تا آنجاست که می‌تواند قضایِ الهی را نیز تغییر دهد؛ همان‌گونه که از امام باقر علیه‌السلام چنین نقل شده است که: «اَلدُّعاءُ یَرُدُّ الْقَضاءَ وَ قَدْ اُبْرِمَ اِبْراما؛ دعا، قضای الهی را تغییر می‌دهد، اگر چه آن قضا، کاملاً محکم شده باشد»؛(19) یعنی در واقع، بنده توسط قضای الهی -که دعا باشد- می‌تواند قضای دیگری را رفع کند و این یکی از شگفتی‌های این شاهکار خلقت، یعنی انسان است که تا این حد می‌تواند در جهان هستی -به اذن الهی- تأثیرگذار باشد.

در اینجا مناسب است سخنی شیوا و دقیق از استاد شهید مرتضی مطهری در تبیین سخنی که ذکر شد، بیان گردد. ایشان چنین می‌گوید:

زمانی که با اراده یک پیغمبر یا ولی خدا، کاری خارق‌العاده انجام می‌گیرد، شرایط عوض می‌شود. یعنی یک روح نیرومند و پاک و متصل به قدرت لایزال الهی، شرایط را تغییر می‌دهد، و به عبارت دیگر، عامل و عنصر خاصی وارد میدان می‌شود. در مورد تأثیر دعا و صدقه در دفع بلاها و غیره نیز جریان از همین قرار است. در حدیث آمده است که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله سؤال شد با وجود اینکه هر حادثه‌ای که در جهان رخ می‌دهد به تقدیر الهی و قضای حتمی او است، دعا و دوا چه اثری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ فرمودند: دعا نیز از قضا و قدر است.(20)

ایشان همچنین می‌گوید:

آیا ممکن است عالَم انسانی، در نظامِ عُلوی (یعنی عوالِم بالا) و علمی اثر بگذارد و سببِ تغییراتی بشود؟ آیا علم خدا تغییرپذیر است؟! آیا حکم خدا قابلِ نقض است؟! آیا دانی می‌تواند در عالی اثر بگذارد؟! جوابِ همه‌ی اینها مثبت است. بلی، علمِ خدا تغییرپذیر است، یعنی خدا علم قابل تغییر هم دارد. حکم خدا قابل نقض است، یعنی خدا حکم قابل نقض هم دارد. بلی دانی می‌تواند در عالی اثر بگذارد، نظامِ سُفلی -و پایین‌تر-، و مخصوصا اراده و خواست و عمل انسان، بلکه اختصاصا اراده و خواست و عملِ انسان، می‌تواند عالَم عُلوی -و بالاتر- را تکان دهد و سببِ تغییراتی در آن بشود، و این عالی‌ترین شکل تسلط انسان بر سرنوشت است. اعتراف می کنم شگفت‌آور است اما حقیقت است.(21)

سخن آخر درباره‌ی مبحث قضا و قدر، موضوع «بَداء» است که در واقع، ارمغانی بزرگ از ناحیه‌ی اهل بیت علیهم‌السلام برای انسان‌هاست.

بَداء به زبان ساده یعنی «اصل تغییرپذیری تقدیرات الهی و اینکه هیچ یک از امور عالم جز به تقدیر خداوند تحقق نمی‌یابد، و البته این تقدیر، حتمی نیست.»

ناگفته نماند که «بَداء» از آن دسته از اسرارِ الهی است که احدی را جز خدا، بدان راه نیست. چنانچه امام صادق علیه‌السلام فرمود: «همانا خداوند را دو علم است:1. علمِ نهفته و در خزانه، که جز او کسی نداند و بَداء از این علم است. 2. علمی که خداوند به ملایکه و رسولان و پیغمبرانش تعلیم داده که ما آن را می‌دانیم.(22)

و در قرآن نیز که فرمود: «یَمْحُوا اللّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ؛ خداوند هرچه را که بخواهد محو می‌کند (گرچه ثبت شده بود) و هرچه را بخواهد ثبت می‌کند -گرچه قبلاً ثبت نشده بود- و اصل و کتاب مادر، منحصرا نزد اوست». (رعد: 39) اشاره به همین مسئله‌ی بَداء دارد.(23)

حاصلِ سخن آنکه، با وجود «بَداء» موضوع ناامیدی و افسردگی از میان می‌رود و منتفی می‌شود و همواره آنچه در جلوه است، ستاره‌ی امید است؛ چون همواره، احتمال تغییر شرایط موجود می‌رود. چنانچه حضرت سیّدالشهداء علیه‌السلام در دعای عرفه این‌گونه زیبا و دل‌نشین به این موضوع اشاره فرموده که:

اِلهی اِنَّ اخْتِلافَ تَدْبیرِکَ وَ سُرْعَةَ طَواءِ مَقادیرِکَ مَنَعا عِبادَکَ الْعارِفینَ بِکَ عَنِ السُّکُونِ اِلی عَطاءٍ وَ الْیَأْسِ مِنْکَ فی بَلاءٍ.

خدای من! به درستی که اختلاف و دگرگونی تدبیرات و سرعت تحول تقدیرات تو، بندگان عارف تو را از توقف در عطا و یأس و ناامیدی در بلا باز می‌دارد.





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، علم الهی، اسرار بندگان، سعدی، نظامی، آداب دعا، ستایش، سیر و سلوک، حضرت ابراهیم علیه‌ السلام، حافظ، تقدیر الهی، قضا و قدر، دعا، حضرت امام محمد باقر علیه السلام، شهید مطهری، عالم علوی، بداء، حضرت امام حسین علیه السلام، دعای عرفه، علم خدا، علم نهفته، مسکنت، تضرع، گریه، اشک، عاشق، معشوق، پیامبر اعظم (ص)، امام صادق علیه السلام،


«وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکینا لَکَ، مُتَضَرِّعا اِلَیْک» این عبارت در صدد بیان مسکنت و بیچارگی و تضرع در پیشگاه معبود است:

هر که را خواهی ز غم خسته کنی

راه زاری بر دلش بسته کنی

وانکه خواهی از بلایش وا خری

جان او را در تضرّع آوری

مولانا

گریه و تضرّع، یکی از رموزِ تسخیر قلب معشوق است و به زودی توجه او را به خود جلب می‌کند. و همان‌گونه که در دعای کمیل آمده است، گریه اسلحه‌ی مؤمن است: «وَ سِلاحُهُ الْبُکاءُ». گریه و تضرع در ابتدای دُعا -بلکه در هر حالی- درهای رحمت و استجابت الهی را می‌گشاید و اصولاً علامتی نیکو بر فریادرسی حق‌تعالی نسبت به بنده‌اش می‌باشد:

چون خدا خواهد که مان یاری کند

میلِ ما را جانب زاری کند

ای خُنُک چشمی که آن گریان اوست

وی همایون دل که آن بریان اوست

آخرِ هر گریه آخر خنده‌ای است

مردِ آخر بین مبارک بنده‌ای است

هر کجا آبِ روان، سبزه بُوَد

هر کجا اشک روان رحمت شود

مولانا

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «اَلْبُکاءُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ مِفْتاحُ الرَّحْمَةِ وَ عَلامَةُ الْقَبُولِ وَ بابُ الْاِجابَةِ؛ گریه از خوفِ خدای تعالی، کلید رحمت و نشانه‌ی پذیرش و درب مستجاب شدن دعا است.»(13)

همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: خدای تعالی به موسی علیه‌السلام وحی کرد که محبوب‌ترین اعمالی که بندگان من، به واسطه‌‌ی آنها به من تقرب می‌جویند سه چیز است. موسی علیه‌السلام عرض کرد: پروردگارا، آن سه خصلت کدامند؟ فرمود: زهدِ در دنیا و پرهیز از گناهان وگریه از خوفِ من. موسی علیه‌السلام عرض کرد: پروردگارا! آنکه چنین کند چه پاداشی دارد؟ خدای عزّ و جلّ به او وحی کرد: ای موسی! امّا پاداش زهد ورزان در دنیا، بهشت است و اما کسانی که از خوف من بسیار می‌گریند پس در بالاترین مقام بهشتی هستند و هیچ کس نمی‌تواند با آنان در آن مقام، شریک باشد، و اما آنان که از گناهان پرهیزدارند، پس من اَعمال مردمان را بررسی می‌کنم، اما اعمال آن‌ها را بررسی نخواهم نمود. (و آنها را خواهم بخشید).(14)

کسی را که خدا بخشید گریه

بیاموزید راه دلگشایی

به جز این، گریه را نفعی دگر هست

ولی سیرم ز شعر و خودنمایی

مولانا

نکته‌ی دیگر درباره‌ی اظهار نیاز و زاری در پیشگاه معشوق، اینکه مقام عاشق و معشوق، هر کدام اقتضایی دارد، و شأن هر یک باید متناسب با منزلت آنها باشد. از جمله آنکه چون معشوق در مقام «ناز» می‌باشد، عاشق باید همواره در مقام «نیاز» باشد. باید چیزی به درگاه معشوق عرضه کرد که فاقدِ آن باشد و آن را بپذیرد و آن، چیزی جز «نیاز» نمی‌باشد.

میانِ عاشق و معشوق فرق بسیار است

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

حافظ

وگرنه، ناز کردن پیش معشوق، به تعبیر شمس تبریزی در کتاب مقالات، زیره به کرمان بردن است. وی در این باره می‌گوید:

زیره به کرمان بری، چه قیمت و چه نرخ و چه آبروی آرد؟ چون چنین بارگاهی است، اکنون او بی‌نیاز است تو نیاز ببر، که بی‌نیاز، نیاز دوست دارد. به واسطه‌ی آن نیاز، از میان این حوادث ناگاه بجهی و از خداوند چیزی به تو بپیوندد که آن عشق است.(15)و(16)

پیشِ بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگ

که به هر حال برازنده‌ی ناز آمده ای

حافظ

دعا و مناجات - picture 240

«راجِیا لِما لَدَیْکَ ثَوابی»

امید به خدا

ذکرِ این فراز از دعا، در واقع، از شِگردهای بنده برایِ جلب توجه معبود به خویش است. یعنی می‌خواهد عرض کند: من که با هزار امید به تو روی آوردم و به تو دل‌خوش نمودم، چگونه می‌پسندی، نا امید از در خانه‌ات برگردم.

بنابراین، «امید به خداوند» خود، از کلیدهای گشودن در رحمت و اجابت حضرتش به شمار می‌رود. چنانچه در دعای ابوحمزه ثِمالی چنین آمده است: «وَ اَعْلَمُ اَنَّکَ لِلرّاجین بِمَوْضِعِ اِجابَةٍ؛ و من می‌دانم که دعایِ آنان را که به تو امید دارند مستجاب می‌فرمایی».

همچنین سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیه‌السلام در دعای شریف عرفه در مقام امیدواری به محبوب خویش، این گونه مناجات می‌کند: «کَیْفَ تُخَیِّبُ آمالی وَ هِیَ قَدْ وَفَدَتْ اِلَیْکَ؛ چگونه ناامیدم می‌فرمایی در حالی که به تو امیدوار شدم».

باری، ناامیدی از دری که همواره به روی بندگان گشوده است، چه معنایی دارد؟!

بی‌خودی می‌گفت در پیش خدای

کای خدا آخر دری بر من گشای

«رابعه(17)» آنجا مگر بنشسته بود

گفت ای غافل کی این در بسته بود؟

عطار

 

نومید مشو جانا کاومید پدید آمد

امید همه جان‌ها از غیب رسید آمد

نومید مشو، گرچه مریم بشد از دستت

کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد

نومید مشو ای جان در ظلمتِ این زندان

کان شاه که یوسف را از حبس خرید آمد

ای شب به سحر برده در یارب و یارب تو

آن یارب و یارب را رحمت بشنید آمد

مولانا

 





نوع مطلب : مذهبی - اعتقادی، 
برچسب ها : مناجات شعبانیه، شرح مناجات شعبانیه، سید محمود طاهری، مرکز پژوهش‌های صدا و سیما، حافظ، مولوی، مسکنت، تضرع، گریه، اشک، عاشق، معشوق، پیامبر اعظم (ص)، امام صادق علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام، خوف، خوف از پروردگار، حضرت امیر علیه السلام، دعای کمیل، نیاز، ناز، شمس تبریزی، کتاب مقالات، امید، دعای ابوحمزه‌ی ثمالی، دعای عرفه، امام حسین علیه السلام،


یکشنبه 1390/09/6 :: نویسنده : کیمیا


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   

ابزار هدایت به بالای صفحه